عقیق |‌ aghigh.ir

کد خبر : ۹۴۴۰۹
تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۹
ماجرای سرودن چند «نوحه ی ماندگار فاطمی»که در این سال ها با آن ها خاطره سازی کرده ایم
سراغ چهار شاعر و سبک­ ساز آیینی رفته ­ایم تا از حکایت سرایش نوحه­ های ماندگار فاطمی شان برایمان بگویند. «محسن عرب­خالقی»، «مهدی زنگنه»، «محمد رسولی» و «سجاد محمدی»، از نوحه هایی می گویند که دل ها را می لرزاند و اشک را میهمان چشمهایتان می کند.

عقیق: قلم که روی کاغذ می­ رود تا شاعر برای اهل­ بیت شعری بسراید، عوامل مختلفی دست به دست هم می­ دهند تا واژه ­ها به مصرع­ ، بیت، نوحه، دودمه و..برسد‍‍؛ دودمه و نوحه های ماندگاری که نسل به نسل می ماند و خاطره می شود.این روزها که شهر، در عزای مادر سادات، رخت سیاه بر تن کرده، سراغ چهار شاعر و سبک­ ساز آیینی رفته ­ایم  تا از حکایت سرایش نوحه­ های ماندگار فاطمی شان برایمان بگویند. «محسن عرب­خالقی»، «مهدی زنگنه»، «محمد رسولی» و «سجاد محمدی»،  از نوحه هایی می گویند که دل ها را می لرزاند و اشک را میهمان چشمهایتان می کند.

 روایت اول:

نوحه: «بی مادری کشیدم... کسی خبر نداره... چادر خاکی دیدم... کسی خبر نداره!»

انتخاب سبک: سجاد محمدی

اجرا: حاج سید مجید بنی­ فاطمه

شاعر: سجاد محمدی

سال95:-1394


دریافت

«سجاد محمدی» از شاعران جوان دهه ­ی شصتی است که حالا، اشعار و سبک ­هایش دست به دست می­ چرخد و ذاکران مختلف، از آن­ها استفاده می ­کنند. او که ورود حرفه ­ای ­اش به شعر آیینی را مرهون کمک­ های بیش از پیش «مهدی زنگنه» و «محمد رسولی» می­ داند، از تعامل شاعر و مداح سخن می ­گوید و معتقد است شاعر و سبک ساز، باید با مشورت و هم­ فکری با مداح، شعر خود را بسراید و سلیقه ­ی مخاطب را هم درنظر بگیرد. گویا حدود دوسال پیش، سید مجید بنی­ فاطمه، از محمدی خواسته تا شعری برای حضرت زهرا(سلام­الله ­علیها) بسراید. حتی پیشنهاداتی هم برای سرودن آن شعر مطرح می­ کند که دارای چنین خصوصیت­ هایی باشد اما بنی­ فاطمه، میان صحبتش، یادش می­ افتد که سجاد محمدی، در کودکی، مادر خود را از دست داده  پس می­ تواند از زبان و قلم او، یک شعر با مضمون «بی­ مادری کشیدن» ساخته و سروده شود. سجاد محمدی نیز دست به­ کار می­شود و نوحه ­ای  با مطلع بی مادری کشیدم... کسی خبر نداره...  می­ سازد که مداحان و شاعران بسیاری نیز، از آن استقبال کرده و بر اساس مضمون، سبک و شعر آن، کارهایی را ساخته، خوانده و استفاده کرده­ اند.

در کنار همه­ ی این­ها، سجاد محمدی، از شاعرانی است که برای مناسبت­ هایی که به آن­ها کم­تر پرداخته می ­شود نیز، قلم زده و سعی دارد تا در زمینه ­ی شعر، برای همه­ ی ذوات مقدس اهل ­بیت، شعر و سبک بسازد. او می­گوید: چرا نباید برای وجود  حضرت عبدالعظیم حسنی یا امام باقر و امام کاظم کار خوب داشته باشیم؟!

محمدی، در محرم، از مطالعه ­ی مقاتل گوناگون و در ایام فاطمیه نیز از کتاب «بیت­ الحزان» نوشته­ ی «شیخ عباس ­قمی» بهره می­ برد و روی این نکته تاکید می­ کند که شاعر و علی­ الخصوص شاعر آیینی،بدون مطالعه، دست و بالش بسته است.

سجاد محمدی، سرودن شعر را از سال­ های کودکی شروع کرده و حالا، اشعاری مثل: «خوشبختی یعنی حسین نگاهم کنه» و بسیاری دیگر را در زمینه­ ی شعر و سبک، در کارنامه­ ی خود ثبت کرده است.    

  روایت دوم:

 نوحه: «دل دریا... دل بابا... دل طوفانی ابرا... چشم­شون به چشم ماهه... کنار بستر زهرا!»

انتخاب سبک: حاج محمود کریمی

اجرا: حاج محمود کریمی

شاعر: مهدی زنگنه

سال1382


دریافت

حکایت سرودن این نوحه را از زبان «مهدی زنگنه» اینگونه بخوانید:« حوالی سال82 بود که حاج سعید حدادیان، مشغول برگزاری همایش سوختگان وصل بود که موضوع آن دوره، درباره­ ی شهدای اسیر(و مرحوم ابوترابی) بود. حاج سعید ترانه ­ای گفته بود با این مطلع: «شب بارون... توی زندون... دیدمت با لب خندون!» اما سبکی برای آن انتخاب نشده بود. با مشورتی که انجام شد، «حاج محمود کریمی» این ملودی را­ که روی همین نوحه گذاشته شد  ساختند و آن سال، حمید غلامعلی این شعر را در آن کنگره اجرا کرد و بعد هم تلویزیون پخش کرد. منتها،به قدری که باید و شاید به آن پرداخت نشد. نزدیک فاطمیه بود که نوحه­ ای را سرودم با این مطلع که: «مادر ما، مادر تموم عالَمِه... فاطمیّه، خدا هم غرق ماتمه!» بعد از آن هم قرار شد نوحه ­ی دیگری را بگویم. همیشه تلاشم بر این بوده تا نوحه­ ها و اشعارم، با فضای همیشگی، متفاوت باشد. خلاصه یاد آن ملودی افتادم و در عرض چند ساعت، همین «نوحه­ ی دل دریا» از آن درآمد. این نوحه، دو نسخه است. نسخه­ ی اولیه ­ای که گفتم را حاج محمود، در شب شام غریبان فاطمیه اول(روایت75روز) خواند که این­طور بود: «دل دریا... دل بابا... دل طوفانی ابرا... چشم­شون به چشم ماهه... کنار تربت زهرا» و بعد، با تغییراتی، برای شب شهادت فاطمیه دوم(روایت95روز) با عنوان «دل دریا... دل بابا... دل طوفانی ابرا... چشم­شون به چشم ماهه... کنار بستر زهرا»ساختم و خوانده شد.

جالب است بدانید در همان روزها، افرادی که  اعتقادات مذهبی، کمتری داشتند وقتی با من برخورد می­ کردند، می­گفتند: «نمی­دانیم چرا با این نوحه ارتباط برقرار کردیم وبه دل­مان نشسته!»

زنگنه، از وضعیت آشفته­ ی امروز شعر آیینی می­گوید و از هوای آلوده­ ی این روزهای اشعار آیینی، گله­ مند است. این که ارتباط بین مداح و شاعر، محدود به تلگرام شده و همه­ چیز در عرض چند ساعت اتفاق می­ افتد و شاعر و مداح، هم دیگر را ندیده و با شعر ارتباط برقرار نکرده و بعد هم شاهد اجرای سطحی یک شعر توسط مداح هستیم.

او معتقد است باید فضای نوحه، با روضه متفاوت باشد. می­گوید: «قالب­ های مختلف عزاداری مثل زمینه، واحد و شور» این فرصت را به مداح و شاعر می­ دهد، تا با هنرمندی و خلاقیت، روضه و مصیبت را از زاویه  ­ی دیگری نگاه کند. روضه ­خوانی و بیان یک مطلب، به یک زبان و فقط با عوض کردن واژه­ ها، مخاطب را خسته کرده و همه­ چیز برای مستمع عادی می­ شود. پس باید از پنجره­ ی دیگری به ماجرا نگاه کرد.

مهدی زنگنه می­گوید:« شاعران امروز، آموزش شعر و موسیقی نمی­ بینند و به همین علت است که ازشاعران جوان، اثر ماندگار و قابل تحمل و تامل، کم می­ بینیم. » 

 

روایت سوم

 نوحه: «گل جای خود دارد ای کاش... آهن در آتش نماند! من دوست دارم که حتی... دشمن در آتش نماند!»

سبک و ملودی: سجاد محمدی

اجرا: کربلایی حسین طاهری(و دیگر ذاکرین اهل­بیت)

شاعر: محسن عرب­ خالقی

سال1395


دریافت

«محسن عرب­ خالقی»، با آن­که بسیاری از اشعار و نوحه­ هایش، ماندگار شده، اما دوست دارد از این شعر که سال گذشته، هم­زمان با حادثه ­ی ناگوار ریزش ساختمان پلاسکو سروده، و «کربلایی حسین طاهری» نیز آن را اجرا کرده، یاد کند. درباره ­ی حکایت سرودن این شعر می ­گوید: چند روزی بود که برای انجام بعضی کارهایم، به خارج از کشور مسافرت کرده بودم و با پیگیری اخبار، متوجه شدم حادثه­ ی ساختمان پلاسکو اتفاق افتاده. قطعاً ما آدم ­ها، با دیدن صحنه­ های دل­خراش، ناراحت شده و تحت تاثیر قرار می­ گیریم. از طرفی، جان­ باختن تعدادی از آتش ­نشانان و هم وطنان عزیزمان و پیشتر از همه، تقارن و رویایی آن روز با ایّام شهادت حضرت زهرا(سلام­الله ­علیها) باعث شد تا در همان­ جا، شروع به سرودن این نوحه کنم.

انگار همه ­چیز دست به دست هم داده بود تا مضامین مشترکی در ذهن من نقش ببندد و بتوانم واژه ­ها را کنار هم قرار دهم. «آتش»، «دود»، «جان­باختن» و کلمه­ هایی از این دست، که با استقبال خوب مخاطبان همراه شد و به حمدلله شنیده شد.

عرب­ خالقی معتقد است در ایام فاطمیّه، بیش از هر چیز، باید نام «امیرالمؤمنین» شنیده شود. چون حضرت صدیقه طاهره، با تمام وجود، از حضرت امیر(علیه ­السّلام) دفاع کرد، دفاعی که از شوهر نبود، بلکه دفاع از امام زمانه خودش بود.

شاعر نوحه­ ی معروف «به سَرِ دارم... می­گم؛ علی ­ولی ­الله» که در حوالی سال­های 81-82 آن را سروده و «حاج محمود کریمی» آن را اجرا کرده، می ­گوید: یک شاعر آیینی، باید برای سرودن شعر، زیاد مطالعه و از کتاب  های معتبر مذهبی استفاده کند و در کنار آن قوه ­ی خیال و آرایه ­های ادبی را به ­کار گیرد.

او صریح می­گوید: «یک شاعر، می ­تواند درباره ­ی حوادث روز شعر بگوید و با قوه ­ی خیال و استفاده از آرایه ­های ادبی، آن موضوع را هنرمندانه جلوه دهد. همان­طور که خودش، درباره­ ی حادثه­ ی ناگوار غرق ­شدن «کشتی سانچی» یا رویداد مختلف دیگر، دست به قلم شده است. »

این شاعر آیینی، سرایش شعر را از سال­های تحصیل در مقطع دبستان شروع کرده و اولین شعری که گفته، مربوط به امام زمان(علیه­السّلام) بوده و در بیت پایانی آن، اشاره­ ای به حضرت زهرا(سلام ­الله­ علیها) نیز داشته است.          

 روایت چهارم

 نوحه: «آخه تکیه ­ی دستامی... آخه قوّت زانومی... تو با هرچی که بود ساختی... خدایی خیلی خانومی!»

انتخاب سبک: سیدجواد پَرئی

اجرا: حاج سید مجید بنی­ فاطمه

شاعر: سیدجواد پرئی

حوالی سال­های 91-1390


دریافت

«سیّد جواد پَرئی» درباره ­ی رمز ماندگاری این نوحه این­ طور می­گوید: «ساختارشکنی در هر زمینه ­ای مثل موسیقی، نقاشی، صدا، تصویر و... عامل جذابیت و ماندگاری است.  حالا اگر این ساختارشکنی، با طنازی ­ها و فانتزی­ های جدید ارائه شود، طعم و مزه­ ی دیگری دارد.

در این سال ­ها، که زبان نوحه نزدیک به قالب کلاسیک بوده، از زبان محاوره ­ای فاصله گرفته و در سرودن این کار، سعی کردم تا به قالب گفت­ وگوی رسمی بین مردم(محاوره ­ای)، نزدیک شوم.در عین حال، ملودی و سبک انتخاب شده نیز، تاثیر بسزایی در ماندگاری این کار داشت.

نکته­ ی دیگر اینکه زیرنظر یک انسان بامعرفت و صاحب فضل، می­ توان گوشه ­هایی از زندگانی اهل­ بیت را به تصویر کشید که هم مستند و مستدل باشد و هم به عاشقانه ­های زندگی حضرت امیر و حضرت زهرا(سلام ­الله­ علیها) اشاره کنیم. چرا نباید به کُنج دنج همسرانه ­ی اهل­بیت اشاره کرد؟! چرا همه­ ش باید سراغ عاشقانه­ ی شیرین و فرهاد برویم؟! یا مدام از خسرو و شیرین حرف بزنیم؟! در آن سال­ ها، بسیار به من خرده گرفته و می­ گرفتند که چرا انقدر سطح شعر و شآن اهل­ بیت را پایین می ­آوری؟! در حالی که من اصلا شأن آنان را پایین نیاورده­ ام که سعی کرده ­ام گوشه ­هایی را به تصویر بکشم که کم­تر به آن­ها توجه شده. معتقدم اگر قرار نبود این بخش از زندگی آن­ها به دست ما نرسد، قطعاً نمی­ رسید و ما از آن بی­ خبر بودیم. چه­ طور وقتی جنگ می­ شود، به وعاظ و شاعران می­ گویند حماسی شعر بگویید! پس یک نوحه ­سرا هم باید به زبان روز شعر بگوید.

چرا نباید برای دختر و پسر مؤمن و با ایمان، از سبک زندگی حضرت علی و حضرت زهرا سخن گفت؟! چرا نباید درباره­ ی سخاوتمندی، مهر و محبت و درکنار هم بودن آنان سخن گفت؟! در حالی که می­ توان مرثیه را در قالب عاشقانه گفت! در حالی که می­ توان علاوه بر بازگو کردن همه ­ی مصائب، این نکته را بیان کرد که آنان، یک خانواده ­ی به تمام معنا بودند!



منبع: چهارده

نشريه مشترك موسسه قدس و سايت عقيق

پربازدیدترین اخبار
پنجره
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه ها
پرطرفدارترین عناوین