پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۱۴:۳۳

۱۴۰۵/۰۸/۰۴

حاج حسن رنجی، چای‌ریز هیأت

حاج حسن رنجی، ۴۵ سال خادمی کرده و زیر سماور هیأتی که عصر جمعه‌ها در منزل حاج علی انسانی تشکیل می‌شود با نفس او گرم شده است.
کد خبر : ۱۳۸۰۴۲

عقیق: بعضی‌ها پای منبر می‌نشینند و اشک می‌ریزند، بعضی‌ها روضه می‌خوانند و دل‌ها را می‌سوزانند، و بعضی‌ها بی‌آنکه نامشان بر زبان‌ها بیفتد، سال‌هاست چایِ مجلس را می‌ریزند تا چراغ روضه خاموش نماند...

حاج حسن رنجی، مردی از جنس اخلاص و خادمی است؛ مردی که نزدیک به چهل‌وپنج سال، عصرهای جمعه را با عطر چای، صدای قل‌قل سماور و نوای روضه حاج علی انسانی گره زده است.

سال‌هاست پیش از آنکه مستمعی قدم به حسینیه بگذارد، او آمده است؛ چراغ روضه را روشن کرده، آتش سماور را برافروخته و بساط پذیرایی از عزاداران ارباب را مهیا ساخته است. گویی دلش طاقت ندارد مجلس حضرت زهرا (س) حتی لحظه‌ای چشم‌انتظار بماند.چه کسی می‌داند در دل آن استکان‌های چای، چند قطره عرق ریخته است؟ چه کسی خبر دارد پشت آن دست‌های خسته، چند شب درد و بی‌خوابی پنهان شده است؟

این روزها تنش با درد مفاصل و بیماری‌های گوناگون دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ اما انگار عشق اهل بیت(ع) در وجودش از درد نیرومندتر است. با همان تن خسته می‌آید، با همان زانوان رنجور می‌ایستد و تا آخرین استکان شسته نشود و آخرین درِ حسینیه بسته نشود، دلش آرام نمی‌گیرد.

حاج حسن، انگار قرارش را با صاحب این روضه گذاشته است؛ نه درد، نه خستگی و نه گذر سال‌ها، هیچ‌کدام نتوانسته‌اند او را از سفره خدمت به عزاداران اهل بیت(ع) جدا کنند.

او خوب می‌داند که در دستگاه آل الله(ع)، خادمی به لباس و عنوان نیست؛ گاهی افتخار یک عمر بندگی، در دست‌هایی خلاصه می‌شود که چای می‌ریزند، استکان می‌شویند و بی‌هیاهو، چراغ خانه اهل‌بیت(ع) را روشن نگه می‌دارند.چه بسا آن دستی که استکان چای را به دست عزادار می‌دهد، خودش سال‌هاست از درد می‌لرزد؛ اما نمی‌خواهد دست مهمان اهل بیت(ع) خالی بماند.

چه بسا آن کسی که چای مجلس را می‌ریزد، بیش از بسیاری از حاضران، با زبان عمل از عشقش به سیدالشهدا(ع) سخن می‌گوید.مگر نه اینکه در کربلا، هرکس به اندازه وسعش خادمی کرد؟ یکی شمشیر زد، یکی آب آورد، یکی پناه شد و یکی جان داد؛ و امروز نیز در این روزگار، مردانی هستند که سهمشان از این عشق، چهل‌وپنج سال برافروختن آتش سماور و گرم نگه داشتن محفل روضه است.خدمت حاج حسن، تنها چای ریختن نیست؛ سهمی از برپایی مجلس عزاست. هر استکانی که به دست عزاداری می‌رسد، یادآور مردی است که بی‌ادعا، بار خادمی را بر دوش کشیده؛ مردی که شاید نامش کمتر از روضه‌خوان مجلس شنیده شود، اما چراغ این محفل، سال‌ها با دستان او روشن مانده است.و این خدمت، تنها به عصرهای جمعه محدود نمانده است. سال‌هاست در ایام مناسبت‌ها نیز آبدارخانه و آشپزخانه هیأت صنف لباس‌فروش، ابوالفضلیان طهران و بیت‌الحسن المجتبی(ع) را گردانده و با افتخار، رخت خادمی اهل‌بیت(ع) را بر تن داشته است.
حاج حسن عزیز!خدا شاهد آن جمعه‌هایی است که زودتر از همه آمدی؛ شاهد آن دست‌هایی که از شستن استکان‌ها خسته شدند؛ شاهد دردهایی که به روی خود نیاوردی و خستگی‌هایی که پشت لبخندت پنهان کردی.
شاید بسیاری، چای تو را نوشیده باشند و ندانند چه رنجی پشت آن است؛ اما چه باک، وقتی صاحب روضه، خودش شاهد تمام لحظه‌هاست؟تو چای می‌ریزی و دل‌ها گرم می‌شوند؛ سماور را روشن می‌کنی و چراغ محفل روشن می‌ماند؛ استکان‌ها را می‌شویی و غبار خستگی از چهره مجلس کنار می‌رود.و ما چه می‌دانیم؟ شاید روزی در دفتر کرامت ارباب، نه از تعداد استکان‌ها، که از اندازه اخلاصت بپرسند؛ نه از سال‌های خدمتت، که از دردهایی که به عشق او تحمل کردی.
آنجا که حساب‌ها با حساب‌های این دنیا فرق دارد، شاید همین دست‌های خسته، همین زانوان رنجور و همین چای‌های بی‌ادعا، گواهی دهند که مردی سال‌ها برای حسین(ع) زحمت کشید و جز رضایت او چیزی نخواست.خدا کند روزی که دستمان از دنیا کوتاه و چشممان به کرم اهل‌بیت(ع) باشد، حاج حسن و همه خادمان بی‌ادعای روضه، با دستانی پر از پاداش اخلاص، مهمان سفره کرامت ارباب شوند.
خدایا، به حق بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها، به حاج حسن رنجی سلامتی، عافیت، طول عمر باعزت و توان ادامه این خدمت عاشقانه عطا کن.الهی، دردهای تنش را به برکت روضه اهل بیت (ع) آرام کن؛ خستگی سال‌های خدمتش را به احسن وجه جبران کن و نگذار شرمنده روزهایی شود که دلش می‌خواهد خدمت کند، اما جسمش یاری نمی‌کند.و چه زیباست اگر روزی، در محضر ارباب، پاداش چهل‌وپنج سال خدمتش را نه در یک استکان چای، که در جامی از کرامت و رضوان بنوشد؛ همان‌جا که دیگر نه مفصلی درد می‌کند، نه دستی از شستن استکان خسته می‌شود و نه چراغ روضه‌ای برای روشن ماندن، چشم‌انتظار می‌ماند...
حاج حسن رنجی؛ مردی که چهل‌وپنج سال چای ریخت تا روضه بماند؛ خسته شد تا عزادار خسته نماند؛ درد کشید تا چراغ خدمت خاموش نشود؛ و بی‌ادعا ماند تا نام اهل بیت (ع) بلندتر از نام خودش شنیده شود.
خدا کند این خادمی، ذخیره روزی باشد که همه به دنبال دستاویزی برای نجات‌اند و او، با دستانی که سال‌ها استکان عزای حسین(ع) را شسته‌اند، به کرم اربابش امیدوار باشد.اجرت با بی بی دوعالم مادر سادات، حاج حسن عزیز؛ که در این دستگاه، هیچ خدمت خالصانه‌ای گم نمی‌شود.یا زهرا مظلوم... 
 
منبع:فارس

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
  • پربازدیدها
  • تازه ها