29 مهر 1400 15 (ربیع الاول 1443 - 43 : 18
کد خبر : ۷۰۱۶۵
تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۷:۴۴
حیات حقیقی انسان از منظر قرآن؛
بال و سرکوب حیات متألهانه آنجاست که آدمی هستی حقیقی و شایسته خویش را به پای اعتباریاتی ناشایسته و ناپایدار ریخته و جز پیامدهای تلخ آن چیزی برایش باقی نماند.
عقیق:"اگر سرمایه بی بدیل انسان و فرصت های گرانبهای او صرف گردآوری این امور اعتباری و ناپایدار شود هنگام رحیل و کوچ به سوی جهان حقایق هرآنچه را به تدریج فراهم کرده یک جا از کف می دهد و با حسرت می بیند که هستی حقیقی و شایسته خویش را به پای اعتباریاتی ناشایسته و ناپایدار ریخته و جز پیامدهای تلخ آن چیزی برایش باقی نمانده است  و این همان معنای وبال و سرکوب حیات متألهانه آدمی است که در کلام بلند علوی به آن هشدار داده شده است. این بخش از برجسته ترین نمودهای تربیت در مکتب معرفتی قرآن و عترت است که به انسان می آموزد که هرآنچه بیرون از جان اوست، بار زائد و سرگرمی و اشتغال مزاحم او به شمار می رود و هر مزاحمی در این مسیر دشمن است. شگفتا! بسیاری به راه پاسداری از دشمن خود هستی خویش را هزینه می کنند و از خود  می کاهند و دشمن می پرورانند و از این خواب غفلت نیز بیدار نمی شوند یعنی همه عمر در مبارزه برای حفظ مال و مقام و موقعیت های اعتباری و در یک کلمه دنیای ناپایدار به سر می برند اما پیش از آن که انسان دنیا را رها کند دنیا انسان را به خود وامی نهد و به دیگری رو می کند و تلاش قرآن و عترت آن است که آدمی را از این غفلت مستمر و گرداب خطرناک نجات بخشد."

آیت الله جوادی آملی، مفسر قرآن و اندیشمند برجسته دینی در کتاب حیات حقیقی انسان در قرآن به تبیین مرزهای حقیقت و اعتبار در زندگی انسان می پردازد نکته ای که می تواند تمییزی برای آدمیان روزگار ما باشد که فرصت های زندگی را در جایگاه های صحیح و صواب صرف کنند.

جوهر هستی انسان را می توان عین زیبایی و متن جمال دانست زیرا در زیباترین هیأت آفرینش جلوه کرده است: "لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم." و آفریدار انسان نیز در پی آفریدن و آراستن او خویش را به عنوان "احسن الخالقین" ستوده و فرموده است "فتبارک الله احسن الخالقین." پس هستی انسان نه تنها زیبا که عین زیبایی و جمال است و چون این هستی در حیات متألهانه آدمی خلاصه می شود حیات متألهانه را می توان عین جمال و متن زیبایی دانست، بنابراین هرچه در تأمین حیات حقیقی انسانی به کار می رود هم جمال است و هم جمال آفرین و در مقابل هرچه آدمی را از حیات واقعی و هویت حقیقی خویش دور سازد میان او و جمال فاصله می اندازد و آنچه انسان را از جمال بازدارد وبال است و دیگر هیچ.

امیر مؤمنان علیه السلام از این حقیقت فراوان یاد فرموده اند، چنان که خطاب به فرزند برومند خویش نگاشته اند: "... فلتکن مسألتک فیما یبقی لک جماله و ینفی عنک وباله / جویندگی و همت و تلاش تو باید صرف چیزی شود که جمال جاودان به ارمغان آورد و دامنت را از وبال باز دارد." از این جا می توان به تفاوت عمده میان انسان و فرشتگان پی برد زیرا اگرچه آدمی و ملک هر دو از حیات متألهانه برخوردارند  و حیات متألهانه هر دو نیز عین زیبایی و جمال است اما هستی فرشته هرگز از این مدار بیرون نمی رود و هیچ جذبه دیگری او را به خود نمی خواند. از این روست که همواره بر حفظ این جمال الهی اصرار دارد و جدایی از آن را نه می خواهد و نه می تواند.

لیکن در وجود آدمی افزون بر این جمال حقیقی جذبه های دیگری بر اساس حکمت های فراوان همچون امتحان تعبیه شده است و همین جذبه ها انسان را در تحصیل کمال یاری می کند و مبارزه با آن ها راه برتری او را بر فرشتگان هموار می سازد. گرچه برخی از انسان ها در این جذبه ها گرفتار می شوند و در اموری اعتباری مانند ریاست و ثروت که کمال به شمار نمی آید دچار تنازع و اختلاف می گردند.

جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها

با توجه به معرفت قرآنی که از طریق اهل بیت پیامبر (ص) به امت اسلامی رسیده است آنچه با انسان نمی ماند و او را تا ابد همراهی نمی کند جدای از جان و بیرون از هویت حقیقی انسان است و چون جوهر هستی و حیات متألهانه آدمی عین جمال و زیبایی است هرآنچه بیرون از هویت انسان و ناهمراه  با‌ آن باشد بیرون از جمال است و قهرا هرگونه اهتمام و اعتماد و انتساب و التجا نسبت به آن ها وبال خواهد بود.

اگر سرمایه بی بدیل انسان و فرصت های گرانبهای او صرف گردآوری این امور اعتباری و ناپایدار شود هنگام رحیل و کوچ به سوی جهان حقایق هرآنچه را به تدریج فراهم کرده یک جا از کف می دهد و با حسرت می بیند که هستی حقیقی و شایسته خویش را به پای اعتباریاتی ناشایسته و ناپایدار ریخته و جز پیامدهای تلخ آن چیزی برایش باقی نمانده است  و این همان معنای وبال و سرکوب حیات متألهانه آدمی است که در کلام بلند علوی به آن هشدار داده شده است.

این بخش از برجسته ترین نمودهای تربیت در مکتب معرفتی قرآن و عترت است که به انسان می آموزد که هرآنچه بیرون از جان اوست، بار زائد و سرگرمی و اشتغال مزاحم او به شمار می رود و هر مزاحمی در این مسیر دشمن است. شگفتا! بسیاری به راه پاسداری از دشمن خود هستی خویش را هزینه می کنند و از خود  می کاهند و دشمن می پرورانند و از این خواب غفلت نیز بیدار نمی شوند یعنی همه عمر در مبارزه برای حفظ مال و مقام و موقعیت های اعتباری و در یک کلمه دنیای ناپایدار به سر می برند اما پیش از آن که انسان دنیا را رها کند دنیا انسان را به خود وامی نهد و به دیگری رو می کند و تلاش قرآن و عترت آن است گه آدمی را از این غفلت مستمر و گرداب خطرناک نجات بخشد.

این سخنان امیر مؤمنان (ع) خفتگان را بیدار می کند

در این میان سخنان بلند امیرمؤمنان (ع) بسان تازیانه بر پیکر خفتگان فرود می آید و بسیار بسیار انسان ها را از این خواب مرگ بیدار ساخته و می سازد. گاهی مؤمنان را سفارش می کند: از این دنیای بی ارزش پیش از آن که رهایتان کند دست بردارید و رهایش سازید: "عبادالله اوصیکم بالرفض لهذه الدنیا التارکه لکم و لن لم تحبوا ترکها ." و زمانی با نگرش عمیق و حکیمانه به سرتاسر دنیا از ابتدا تا انتها بندگان خدا را اندرز می دهد و می فرماید: از کسانی که پیش از شما در این جهان بوده اید پند بگیرید. پیش از آن که آیندگان از شما و دنیایتان عبرت آموزند و به این ورطه ناراو دل مبندید و آن را رها کنید زیرا دنیا دلبستگان به خود را که شیفته تر از شما بودند پیش از این رها کرده است: "... اتعظوا بمن كان قبلكم قبل ان يتعظ بكم من بعدكم , وارفضوا الدنيا ذميمة فأنها قد رفضت من كان اشغف بها منكم."

راه قرآن کریم برای محبوب شدن پیش خداوند

بر این اساس در تربیت قرآن نه تنها صف دوست و دشمن کاملا باز شناخته می شود بلکه محور دوستی و دشمنی نیز به روشنی تبیین می گردد یعنی قرآن کریم از یک سو نسبت به دنیای خوش رنگ و آهنگ هشدار می دهند و آن را گردابی فریبنده و سرابی فاقد حقیقت می نامد و از سوی دیگر خدای سبحان را دوست انسان می خواند و راه رسیدن به او و محور وصول به این دوستی الهی را نیز پیروی از ولی خدا می داند: "قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم والله غفور رحیم ." یعنی اگر بخواهید محبوب خدا شوید راه محبت او را که منحصر در پیروی از ولی خداست بپیمایید زیرا ولی خدا حبیب خداست و حبیب خدا این راه را با همه وجود پیموده و هستی او عین دوستی خدا شده است. از این رو برای وصول به مدار محبوبیت خدای سبحان نه تنها راهنما بلکه تنها راه نیز اطاعت اوست.


منبع:شبستان

گزارش خطا

مطالب مرتبط
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: