ابن عباس مي گويد: امير المومنين(ع) در بازگشت از صفين مقداري از خاك كربلا را به من دادند و فرمودند: هروقت از اين خاك خون تازه جاري شد، فرزندم حسين(ع) كشته شده است. مواظب بودم تا يك روز كه از خواب بيدار شدم، ديدم خون تازه از آن خاك جاري شده است. متوجه شدم امام حسين(ع) به شهادت شده است. پس مشغول گريه بودم كه صدايي از گوشه خانه شنيدم:
اصبرو يا آل رسول
قتل فرخ البتول
نزل الروح الامين
ببكاء و عويل
(( صبر و شكيبايي پيشه نماييد اي اهل بيت رسول خدا كه فرزند حضرت زهرا(س) كشته شد. جبرئيل امين به زمين فرود آمد، در حالتي كه بر اين مصيبت گريان و نالان بود))
سپس او گريه كرد و من گريه كردم، و آن روز دهم محرم، روز عاشورا بود. بعدا متوجه شدم اين صدا در جاهاي ديگر هم شنيده شده و آن بزرگوار خضر نبي(ع) بوده است.
منبع: امالي صدوق، ص478-480
/211001
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: