در 19 سالگي با دختر خالهاش ازدواج كرده و از آن زمان خاطرات خوبي دارد. ميگويد: موقعي كه عقد خواندند و سرمان پول ريختند، خودم رفتم پولها را جمع كردم و در آن وقت خيلي بچه سال بودم! همسرم خيلي با وضعيت زندگيام ساخته و تحملم كرده است. او بسيار برايم زحمت كشيده و در زندگي همواره يار و ياورم بوده كه از او بسيار سپاسگزارم.
مادرم گفت: تا لحظهاي كه زندهاي از امام حسين دم بزن
مادرش به حاج حسين گفته بود كه آرزو دارد تا لحظهاي كه حاج حسين در دنيا زنده هست، از امام حسين (ع) دم بزند و اگر سراغ هر كاري ديگر رفت، مداحي براي امام حسين را هيچ وقت ترك نكند.
او از قديم ميگويد كه طيب حاج رضايي و حسين رمضان يخي از سرشناسان جنوب شهر بودند كه سينهزني مجالس آنها را حاج حسين خلج ميخوانده و براي روضهخواني او جمعيت زيادي جمع ميشده است و در اين مجالس سنگ زن، سنج زن و قرهني بوده كه دو دسته سينهزن پشت سر اين هيأتها بودهاند. «اين جلسات هم در پاچنار و در هيأت محبانالزهرا به نام حاج مصطفي دادكان بود كه آن را اداره ميكردم و بعد از آن در هيأتهاي محلي كه همين حسينيه صاحب الزمانيهاست، روضهخواني ميكرده است.»
او معتقد است كه مداح نبايد دروغ بگويد و نبايد اسم ائمه را سبك بيان كند. حاج حسين شعرهاي ديگري در اين حال و هوا ميخواند و گريه ميكند:
«نامت چو ميبرم به خدا بند بند من
گويند با زبان دلم يكصدا حسين»
او باز هم از شيوه درست مداحي ميگويد كه در مداحي امروز يادمان ميرود اسم چه كساني را ببريم. نبايد به مردم دروغ گفته و اسمه ائمه را سبك به زبان بياوريم.
حاج حسين ميگويد: «مقتلخواني مداحان نيز بايد دقيق و درست باشد و نبايد وقايع را غيرواقعي بيان كرد. بايد سعي كنيم كه مردم از خواندنمان راضي باشند، اما بلاتشبيه بعضيها خدا را هم در روزيرساني خود سرگردان كردهاند.»
بهترين خاطرههايم در مجالس قديم شكل گرفت
او از حال و هواي مجالس قديم ميگويد و با خاطرات خوش، آنها را ياد ميكند. بهترين خاطره خود را زماني كه در حسينيه قائميه و در مجلس امام حسن (ع) شعر بداهه گفته است، ميداند كه در آن مجلس در وقت ناهار رو به بزرگان كرده و گفته: «به زهر گفت اگر چه از آتش تو دلخونم، ولي اي زهر ز تو ممنونم» ديدم يكي از ته مجلس داد زد و گفت: «ولي اي زهر ز تو ممنونم» مثل پدرش گفت، فزت و رب الكعبه و از طرف ديگر مجلس صدا آمد كه «ولي اي زهر ز تو ممنونم»، در همان جا من در حالي كه بشقاب به دستم داشتم گفتم: «تو عجب كار مسيحا كردي/ عقده از كار دلم واكردي» اينها غربت امام حسن (ع) را نشان ميدهد و اين بهترين خاطره در ذهن من است.
او از از خاطرات خوب ديگر ياد ميكند كه وقتي مكه رفته است و سنگ به شيطان زده، پرچم به دست نوحه سر داده و همه تكرار كردهاند.
او ميگويد: «همين كه شعر بگويي و مردم تكرار كنند و همه باهم براي امام حسين (ع) گريه كنند، خود از بهترين خاطرات خوب و به ياد ماندني است.»
در بيشتر مجالس امروز از معاملات صبحت ميشود
ما آمديم بگوييم كه امام حسين (ع) گفته «يا قوم اسقوني شربتاً من الماء» اما جلسات الآن جلسات معامله شده حرف كسي را هم گوش نميدهند.
از حبيب چايچيان خاطرهاي به ذهنش ميرسد و ميگويد: با «حسان» به هياتي در شميران ميرفتيم و در راه باهم صحبت ميكرديم كه حسان فيالبداهه شعري براي حضرت قاسم (ع) سرود و آن اين شعر بود.
چه دلي چه دلستاني چه گلي چه باغباني
به حسن صبا خبر ده كه دگر پسر نداري
و باهم تا رسيدن به هيات شعر ميخوانديم.
اما الآن سينه زنان سر اين موضوع كه بيرق چه كسي اول برود، دعوا ميكنند و ما هم نميتوانيم به جوانترها حرفي بزنيم. چون سريع ناراحت ميشوند و مجبوريم كه كنار بكشيم و تنها برايشان دعا كنيم تا حرفهاي بزرگان برايشان تاثيرگذار شود.
دنبال درآمد از مداحي نبوده و نيستم
حالا جوانترها از من ميپرسند كه حضرت زينب (س) كيست؟ حضرت زينب وقتي وارد مجلس يزيد شده و وقتي يزيد ميخواهد بپرسد كه او چگونه وارد مجلس شده است، ميگويد: اين چه كسي است كه با اين همه غرور وارد مجلس شده. به او ميگويند اين دختر اميرالمومنين (ع) است.
حاج حسين در همين زمان شعري به خاطرش ميآيد و ميخواند:
چون اين شنيد به زينب اشاره كرد و بگفت
كسي كه تخت مرا واژگون كند، اين است.
او ميگويد: بايد مداحان براي بيان اسم حضرت زينب (س) و ائمه ديگر شأن آنها را حفظ كنند.
بعد در همان لحظه شعري درباره گريه براي امام حسين (ع) ميخواند و ميگويد:
عشق از هوس جدا كن و زاري شناس باش
در گريه فسرده دلان آب داخل است.
اينها ذوق و شوق عشق است كه وقتي در مجالس آورده ميشود، كسي نميتواند روي آن قيمتي بگذارد و ما هم دنبال درآمد در اين مجالس نيستيم.
او باز به خاطرات گذشته برگشت و گفت: مادرم ميگفت كه اين مجالس عزاداري همه با نذر امام حسين راه ميافتد و كسي جز امام حسين در آن دخيل نيست اما امروز عقيدهها فرق كرده و مردم نميدانند خريدار چه هستند.
حاج حسين همان لحظه شعري از سرودههايش كه براي مسلم ابن عقيل گفته، ميخواند و ميگويد:
اي شكوه عشق و ايثار و محبت
كن تماشا كو چه كرد در شهر غربت
من به پاي ياريات از سر گذشته پاي دارم
خوب ميداني كه كردم وقف تو دار و ندارم
بايد واقعه عاشورا را به همان شكلي كه اتفاق افتاده براي مردم بازگو كنيم، اما بعضي مداحان امروز تنها برداشت خود از واقعه عاشورا را براي مردم ميگويند.
بعضي مداحان امروز شعرشناس نيستند
او از روش مداحي و مداحان خوب ميگويد كه از ميان مداحان قديمي حاج محمد علامه كه در مجلس هم نصيحت و هم روضه ميخوانده را قبول داشته و مداحي كه شعرشناس باشد را دوست دارد.
حاج حسين خلج، خود شعرهاي بسياري درباره ائمه و مناسبهاي متعدد سروده و ميگويد: براي ائمه اطهار، ارتحال امام و خيلي از مناسبتها سرودههايي دارم كه بسياري از آنها استقبال شده و خودم نيز آنها را دوست دارم، چرا كه از دل شعر ميگويم.
او ميگويد: برخي مداحان امروز شعرشناس نيستند و بعضي مداحان جوان هم مداحي را با هنرهاي ديگر همراه ميكنند كه اين كار زياد خوب نيست و شان ائمه در اين نوع مداحيها حفظ نميشود، اما بعضي مداحان هم هستند كه در حال حاضر خيلي خوب ميخوانند؛ مثل عليرضا بهاري(مرحوم) پسر حاج شاه حسين بهاري يا فرزند مرحوم علامه.
نيت مداحان بايد قرب الهي باشد
او ميگويد: اگر كسي به نيت قرب الهي شروع به خواندن كند به صدايش اثر داده ميشود و مداحي براي ائمه بدون داشتن اعتقاد واقعي خوب از آب در نميآيد.
او به بعضي برنامههاي هياتها خرده ميگيرد و ميگويد كه دستهها و هياتها نبايد با طبلزنيهاي بيموقع در خيابان و ايجاد راهبندان براي مردم آزار و اذيتي ايجاد كنند.
او ميگويد: اگر محبت مردم را شكر نكنيم، شكر خدا را به جاي نياوردهايم.
او در جواب سئوال ما درباره آفتهاي مداحي ميگويد: آفت مداحي خودخواهي و منم منم كردن است. مداحان از بعضي شاعران شعر اختصاصي خودشان را طلب ميكنند تا اين شعر را تنها خودشان در مجالس بخوانند و مداح ديگر آن شعر را نداشته باشند كه اين خوب نيست.
او ميگويد: مداحيهاي قديم اين طوري نبود. اگر دو بيت شعر ميخواندي معلوم ميشد مداح واقعي هستي يا نه؟ بايد بداني كه براي چه كسي ميخواني؟ و گرنه اگر غرور تو را بگيرد، روزي ميآيد كه تارهاي صوتيات از كار ميافتد و ديگر هيچ!
حاج حسين از برخي مداحيها و شعرها گله ميكند و ميگويد: مثلاً وقتي ميگويند: ماه منيرم برات بميرم، ميآم حقمو، تو بينالحرمين، ازت ميگيرم. واقعا اين به چه معناست؟ مگر ما كي هستيم كه حق خود را بخواهيم از امام حسين(ع) بگيريم؟ اين غلوها و بيحرمتيهاست كه كار دست مداحان ميدهد.
او ميافزايد: بعضي مداحان هم ديگر مداحان را در تنگنا قرار ميدهند تا خودشان معروفتر شوند و اينها همه به خاطر ماديات است و اين اشكال اصلي كار مداحي است.
ياد و خاطره قديميها با مداحي حاج حسين
حاج حسين باز به حال و هواي خاطرات حسينيه صاحب الزمانيها برميگردد و چند دقيقهاي براي حضرت رقيه مداحي ميكند. همين طور كه مداحي ميكند از چشمانش اشك جاري ميشود و ما را به حال و هواي عاشورا ميبرد.
حاج حسين با اشتياق، عكسهاي قديم هيأت امناي حسينيه را به ما نشان ميدهد. زمان آن عكسها به قبل از انقلاب برميگردد و خيلي قديمي هستند. او ميگويد: از بين اين عكسها خيليها الآن در جمع ما نيستند و ميدانم كه امام حسين آنها را شفاعت كرده است.
حاج حسين كمي هم برايمان از شعرهايي كه خود از آن لذت ميبرد، ميخواند كه يكي از آنها اين است:
زكلك شعله به دامان خيمه زينب
قضا نوشت كه در عاشقي بسوز و بساز
او هرگاه اسم امام حسين (ع) و حضرت زينب (س) را ميشنود، ياد اين جملات ميافتد كه تاريخ غريبتر، مظلومتر و ايثارگرتر از حسين (ع) به خود نديده است.
ميگويد: حضرت زينب امالمصائب است و هر وقت اين شعر را ميخواندم، ميگفتند؛ نخوان و اين يكي از بيتهاي اين شعر بود.
روزي كه كلك تقدير در منزل قضا بود
بر لوح آفرينش غم سرنوشت ما بود
حاج حسين در آخر، وقتي به عشق بين امام حسين(ع) و حضرت زينب (س) ميرسد، قصيدهاي از فخرالدين عراقي ميخواند كه ميگويد:
نخستين باده را در جام كردند
به چشم مست ساقي وام كردند
سر زلف بتان را تاب دادند
بسي دلها كه بيآرام كردند
نهان با خويشتن رازي بگفتند
سپس بر عالمي اعلام كردند
به عالم هركجا درد و غمي بود
به ما دادند عشقش نام كردند
چو خود كردند راز خويشتن فاش
عراقي را چرابدنام كردند؟