پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۱۰:۱۵

۱۳۹۱/۰۶/۲۳

با همان یک بیت مجلس روضه به پا کرد

با همان یک بیت مجلس روضه به پا کرد
گفت:«امشب میخوام مجلس روضه به پا کنم» بهش گفتم:«بچه ها خسته اند،خیلیا خوابیدن. کسی استقبال نمیکنه» گفت :«من به کسی کار ندارم،معلوم نیست کی فرصت بشه دوباره برای آقا عزاداری کنیم.» پاهاش رو برهنه کرد و...
کد خبر : ۸۵۷

نزدیک عملیات بودو فشردگی آموزش.باید بچه ها رو آماده میکردیم.اون روز تا غروب کلاس بود و تمرین های مختلف آموزشی.همه خسته و کوفته،برگشتیم اردوگاه شهدای تخریب.خیلیا از خستگی زیاد شام نخورده خوابشون برده بود.

شهید حسین قاسمی پیشم آمد و گفت:«امشب میخوام مجلس روضه به پا کنم»

بهش گفتم:«بچه ها خسته اند،خیلیا خوابیدن. کسی استقبال نمیکنه»

گفت :«من به کسی کار ندارم،معلوم نیست کی فرصت بشه دوباره برای آقا عزاداری کنیم.»

پاهاش رو برهنه کرد و رفت وسط محوطه اردوگاه،توی تاریکی با صدای بلند شروع کرد به خوندن:

مسلمانان حسین مادر ندارد

غریب است و کسی بر سر ندارد

همین یک بیت بچه ها رو از چادر ریخت بیرون.همه دور حسین جمع شدند.مجلس عجیبی شد.همه سینه زدیم ،روضه خواندیم ،با همین تک بیت

 

سردار شهید حسین قاسمی

شهادت :12/11/1365-کربلای 5-شلمچه

محل دفن:گلزار شهدای  علی بن جعفر قم

 

راوی:حاج حسین کاجی


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
نظرات شما
زهرا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
عالى بود
اجرکم عندالله
  • پربازدیدها
  • تازه ها
  • پرطرفدارها
  • پربحث‌ها