عقیق:در تراکم روزهای فسرده و دغدغه های پیوسته، به تمنا نزد این و آن دستی دراز کرده ام، فارغ از اینکه تو پناه تمام نیازمندانی... مرا ببخش آقا...
چندیست که مجبور شدم به هرکسـی رو بزنم
در محضر هر غریبه زانو بزنـم
مجبور شدم، چون که فراموشم شد
یک سر به رضا (ع)، ضامن آهو بزنم...

منبع:قدس
محمد غلوم مداح بحرینی در گفت و گو با عقیق:
عباس موزون در گفتگو با عقیق:
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: