استاد شیخ حسین انصاریان در واکنش به پست نغمه ساز عقیق:
مجموعه نوارکاست| قسمت اول
عقیق:حامد سرلکی : تاریخ، این اسطرلاب رازگشای فهم بشری و این میزان عیارِ
اقوام و اقوال، از زخمها و سکوتهای معنادار قومی حکایت میکند که زنده
است به آینده، مفتخر است به گذشته و در هیمنه خونین خود، آرمان خویش را از
سرکشی در برابر طاغوت، پلشتی و خودکامگی برداشته است و با معیار امید به
گشایش، رهایی و پیروزی بزرگ پنجه در پنجه بی خردی و بطلان گرایی انداخته و
صورت فسرده نیهیلیسم و متریالیسم نخ نما شده جهانیان را سم کوب اسب سپید
خویش در پیشگاه خورشید تابان ِ صبح امید میکند. شیعه، کلمه باور ناپذیر
تمدن اسلام، داغدار صالح نشدن دودمان ابوالبشر و چاک چاک سخنان بی خردانه
ابن تیمیهها ، آنانی که جز تخریب و تفتیش و توهین چیزی نیاموخته اند و
نمیدانند که آبادانی از خراب کردن سختتر است. چگونه است که شیعه در پس
این ضدیتها با خود این چنین ریشه دوانده و آنچنان ثمره میدهد؟ - جواب
این پرسش در یک باور است، آن هم این است که جامعهای که رنگ مرگ در خود
ببیند، به خیال آنکه در مزاج و رخت و لعاب، آرامش کوچکی دارد، نمیتواند
پویا و پرتکاپو باشد ، غلط است اگر خیال داشته باشیم، رونق و آبادانی و
معاش، امور جزیی و بی فایدهای است، اما جاهلانه است گمان کنیم آنانی که
سرخوش از خوردن و خوابیدنند، خوشبختند. این بار همین جامعه آرمانی شیعه با
محوریت یک عقبه (خط سرخ) و یک آینده ( خط سبز) گام بر تارک گلیم صد رنگ
دنیا گذارده و سخنی جدید کوک میکند و این سخن جنبش، حرکت، افتخار و امید
است. پنجه در گریبان تشیع
دین فروشی بیتردید آفت عظیم در به سکون رساندن جریانهای پرتکاپوی تشیع
است ، یکی در قامت خودی و دیگری در رنگ و لعاب مخالفان جریان سبز و سرخ ،
بیتردید صدر اسلام غولهای خدعه اموی ِ دینمدار، ابزاری جز دین نداشتند
از کعب الحبار ، شریح، عمربن عاص تا مروان بن حکم و... حال اگر حتی از
جنبههای تاریخی ماکیاولی عباسیان- که خود را از تبار پیامبر اسلام(ص)
میدانستند- بگذریم، دین و دین فروشی و گذاردن کلاه گشاد بر عقل عامی مردم
و بویژه توده مردمی تشیع کمرشکن و هولناک بوده است. آری! در اسلام
سلطنتی هر که برای اسلام مشروع قیام کند، نامسلمانان مسلمان آن را ترور،
مسلمانان ظاهربین تأیید و روشنفکر نمایان تنها تماشاگر هستند و این چرخه بی
منتها با خون در بوم سفید محمدی به خط سبز خود خواهد رسید.
در بُعد خودی داستان همین گونه است و به قول حکیم ملاصدرادر کتاب کسر الاصنام الجاهلیه، «بتهای جاهلیت»
پنهان کردن چهره مزورانه خود، شیعه را به سمت عامی بودن و خرافه پرستی
کشانده اند و جز ایجاد کینه و تفرقه در امت واحده هیچ منش و مرامی ندارند.
از نام حسین بن علی(ع) تنها تکیه ، عزاداری و تشنگی را آموخته اند. اما قشر
فرهیخته خوب میدانند از چشمه سار حکمت و معرفت تا آب گل آلوده امروزی و
روان شدن مایه حیات در بستر گل آلوده زمان، تاریخ نگاری، تزویر و دین فروشی
داستانی بلند و غیر قابل قیاسی است و باری حقیقت جو عالم است که حقیقت از
سرچشمه تا رسیدن به آبشخور خود آبستن چه حوادثی میشود.
منبع:قدس
محمد غلوم مداح بحرینی در گفت و گو با عقیق:
عباس موزون در گفتگو با عقیق:
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: