عقیق: گزیده ای از بیانات آیت الله جاودان در درس
اخلاق؛
خدا بالای سرش است
چطور میشود كه آدم را به
یک آنی زیر و رو میکنند؟ اگر آدم حرف گوش کن باشد، میشود. هرکس حرف گوش کن باشد،
میشود. انسان به میزانی که حرف گوش میکند ارزشمند است. تا جایی که هرچه میخواهد
میشود. آدم در حرف گوش کنی به جایی میرسد که هرچه میخواهد میشود.
مادر مریم سلام الله
علیهما عرض کرد خدایا این بچهای که در رحم من است را نذر میکنم که بیاید خدمت
گزار خانه تو باشد. حالا آن وقت رسم مذهبیشان اینگونه بوده. اگر ایشان نذر میکرده
میشد که فرزندش خدمت گزار خانه خدا باشد. یک کسانی بودند که عمرشان را در خدمت
گزاری در خانه خدا صرف میکردند،عبادت میکردند و خدمت میکردند و زندگیشان در
خانه خدا به خدمت خانه و عبادت میگذشت. ایشان هم فرزند در رحمش را نذر میکند که
برود و خدمت گزار خدا باشد. بچه متولد میشود و بعد مشخص میشود که بچه دختر است.
خب بچهای که دختر است نمیتوانست در شمار خدمت گزاران خانه درآید. عرض کرد خدایا
من نذر کرده بودم و نذرم اینگونه شد.
در آیه ۳۶ سوره مبارکه آل عمران میفرماید: "وَاللهُ أعْلـَمُ بـِمَا
وَضَعَتْ؛خدا بهتر میدانست که فرزند او دختر است" و آن نذر نمیشود.
خداوند مریم(س) را قبول
کرد
بعد یک مطلب دیگر گفت.
معلوم میشود این زن، زن بزرگی بوده است. زیرا هر نالهای که شنیده نمیشود. ایشان
عرض کرد که خدایا من این بچهام و فرزندانش را از شر شیطان به تو پناه میدهم.
بنده که هزار بار شده از شر شیطان به خدا پناه بردهام. اما وقتی شیطان یک عمر است
که بامن رفیق است، پناه بردن میشود یک شوخی. در هر صورت ایشان عرض کرد که خدایا
من این بچهام و فرزندانش را از شر شیطان به تو پناه میدهم. این دختر خانم حضرت
مریم شد. ایشان بچهاش را نذر کرده بود که بچه بیاید خدمت کند. ببینید نذر خدمت
کرده بود. شما نذر میکنید روزه بگیرید. بعد هم نذرتان قبول میشود. روزه را باید
بگیرید دیگر. نذر کردهاید. نذرت قبول است. قرآن فرمود که ما این بچه را قبول
کردیم. نفرمود نذرت را قبول کردیم. فرمود بچهات را قبول کردیم. اینکه آدم قبول
شود، یا نمازش قبول شود یا نذرش قبول شود زمین تا آسمان فرق میکند. آدم خودش قبول
شود. در آیه ۳۷ سوره مبارکه آل عمران میفرماید:
فـَتـَقـَبَّلـَها رَبُّها خدا مریم را قبول کرد. فـَتـَقـَبَّلـَها رَبُّها
بـِقـَبولٍ حَسَن این هم یک چیز بیشتر.
تربیت اصلی دست خداست
بعد اگر خدای متعال یک
کسی را قبول کند در ادامه آیه فرموده: وَأنبَتـَها نـَباتـًا حَسَنـًا پرورش مریم
را خودش به عهده گرفت. اینهایی که زحمت میکشند و ریاضت میکشند و سیر و سلوک میکنند،
مثلا میخواهند به اینجا برسند. به یک جایی برسند که خدای متعال تربیت و پرورششان
را به عهده بگیرد. اگر به آنجا رسیدی که رسیدی، اگر نرسیدی حرام میشوی و میروی.
فـَتـَقـَبَّلـَها رَبُّها
بـِقـَبولٍ حَسَن وَأنبَتـَها نـَباتـًا حَسَنـًا بعد حضرت زکریا را برای تربیت
ایشان فرستادند. همهاش درجه دارد. ایشان در یک درجهای است که خدای متعال پیغمبر
بزرگ زمان را برای تربیت ایشان فرستاده است. بالای سرش میایستد و معلم است. معلمش،
پیغمبر خداست. این مقدار نماز بخوان. این مقدار روزه بگیر. همه دستورات طبق مصلحت
است. ما که نمیدانیم کارهایی که انجام میدهیم چیست. خیلی از موارد، هم کارمان
حرام میشود و هم خودمان خراب میشویم. در ادامه آیه میفرماید: وَکـَفـَّلـَها
زَکـَریّا زکریا پرورش او را تقبل کرد. آنجا که فرمود خدای متعال تربیت او را به
عهده گرفت، به دست ولیّاش سپرد. یک مواردی هم هست که دیگر برای آن شخص نیاز نیست
که ولیّ بالای سرش باشد. حالا مثلا در مورد رسول خدا دارد که از آن لحظهای که
ایشان از شیر گرفته شد خدای متعال بزرگترین فرشته از فرشتگان خودش را برای تربیت
ایشان فرستاد. لحظه به لحظه عمرش تحت تکفل و تربیت بود. اگر اینگونه شود آن وقت یک
ساعت آدم هم حرام نمیشود. یک اشتباه هم نمیکند. حالا ما که تمام عمرمان حرام شده
و اشتباه شده است.
واقعیت این است که شما
وقت و فرصت و اجازه یک دانه اشتباه را ندارید. اجازه یک دانه اشتباه را هم ندارید.
چون این اشتباهی که کردید از دست رفت. هیچ امکان جبران وجود ندارد. اگر من خدایی
نکرده عمرم را به گناه گذراندهام، کاری نمیشود کرد. حالا فرض کن توبه کردم. این
سی سال، بیست سال، ده سال، پنج سال، دو سال، یک سال، یک روز، یک روز. یک روزم از
دست رفته. سوخته. نمیشود. آدم وقت اشتباه ندارد. فرصت اشتباه ندارد.
اگر ایمان دارد حتما تربیت
نصیبش میشود
حالا برای ما چطور؟ اگر همت
کنیم میتوانیم هرچه زودتر برویم و تحت آن تربیت قرار بگیریم. بستگی به مقدار
همتمان دارد. اگر تحت تربیت قرار گرفتی، به مقصد میرسی. در آیه ۲۵۷ سوره مبارکه
بقره میفرماید: اللهُ وَلیُّ الـَّذینَ آمَنوا خدا مراقب کسانی است که ایمان
آوردهاند. مراقبشان است. نمیگذارد پایشان در چاله برود. آن کسی که ایمان آورده
چه کسی است؟ عرض کردیم درجه پایین و حداقلش آن کسی است که گناه نمیکند. هر گناهی
نشانه یک شرک است. یک جایی که من گناه میکنم و پایم سستی میکند و لغزش میکنم
آنجا نشان میدهد که من خدا را قبول ندارم و کم آوردهام. هر کسی گناه نکند، نشان
میدهد که او ایمان دارد. اگر ایمان دارد حتما تربیت نصیبش میشود. از حاج آقای حقشناس
میشنیدیم که میفرمودند نمیگذارند به سوی یک حلالهایی برود. بعضی از حلالها را
از او میبریدند. چرا؟ چون میدانست اگر به سراغ آن حلال برود ممکن است سر به حرام
بکشد. از این حلال سر به حرام بکشد. شما هرجایی که نمیتوانید به کار و کاسبی
بروید. کار و کاسبی ظاهرا حلال است. اگر ما تحت نظر باشیم نمیگذارند هرجایی به
سرکار برویم. نمیگذارند به جایی برویم که آدم آنجا به باد فنا میرود. تا اینجا
مراقبت میکنند.
باید از ترک گناه شروع کرد
اگر حالا یک صاحب همتی در
جمع ما پیدا شد از کجا شروع کند آقا؟ از ترک گناه شروع کند. اگر همت کنیم و هر وقت
به ترک گناه موفق شویم، هر وقت موفق شویم، خوب است. اگر آدم به طور جدی بتواند از
گناه پرهیز کند آن تربیت به سراغ آدم میآید. تا آنجایی که دیگر تمام زندگی آدم
تحت تربیت میرود. غذا که میخواهی بخوری، اگر غذایش بد باشد، نمیگذارند بخوری.
اگر شبهه دارد نمیگذارند بخوری. این کسی که ممکن است یک روزی غیبت کند، نمیگذارند
با تو رفیق شود. رفاقتش را بر هم میزنند. اگر این درس و مدرسه به ضررت باشد، نمیگذارند
بروی. همه چیز را کنترل میکنند. ما چه میدانیم. ما تمام عمرمان به ضررمان تمام
میشود. حداقل بخشی از عمر ما، بخش آخر عمرمان به سود ما باشد خوب است.
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: