بدون تردید، نهضتی که سیدالشهدا(ع) با تقدیم خون پاک خویش، اهل بیت و یاران باوفایش به پا کرد، نهضتی جاودانه خواهد بود که در طول تاریخ تا روز قیامت استمرار خواهد یافت. با وجود این، برای زنده نگهداشتن این نهضت عظیم، راههایی وجود دارد. نوشتار حاضر با تأکید بر دیدگاههای حضرت آیتالله جوادی آملی در این خصوص، متکفل بررسی آنهاست.
اهتمام به زيارت اربعين
اولین راه زنده نگهداشتن نهضت سیدالشهدا(ع)، اهتمام به زیارت اربعین است. امام حسن عسكري(ع) فرمودند: «نشانههاي مؤمن و شيعه، پنج چيز است: اقامه نماز 51 ركعت، زيارت اربعين حسيني، انگشتر در دست راستكردن، سجده بر خاك و بلند گفتن بسمالله الرحمن الرحيم.» (تهذیب، جلد 6، ص 52)
مراد از نماز 51 ركعت، همان 17 ركعت نماز واجب روزانه به اضافه نمازهاي نافله است كه جبرانكننده نقص و ضعف نمازهاي واجب است؛ بويژه اقامه نماز شب در سحر كه بسيار مفيد است. نماز 51 ركعت به شكل مذكور از مختصات شيعيان و ارمغان معراج رسولخدا(ص) است. شايد سر ستودن نماز به وصف معراج مؤمن اين باشد كه دستورش از معراج آمده است و نيز انسان را به معراج ميبرد.
موارد ديگري نيز كه در روايت ياد شده، همگي از مختصات شيعيان است؛ زيرا فقط شيعه است كه سجده بر خاك دارد و نيز غيرشيعه است كه يا بسمالله الرحمن الرحيم را نميگويند يا آهسته تلفظ ميكنند. همچنين شيعه است كه انگشتر به دست راست كردن و نيز زيارت اربعين حسيني را مستحب ميداند.
مراد از زيارت اربعين، زيارت چهل مؤمن نيست؛ زيرا اين مسأله اختصاص به شيعه ندارد و نيز «الف و لام» در كلمه «الاربعين» نشان ميدهد مقصود امام عسكري(ع) اربعين معروف و معهود نزد مردم است؛ خلاف كلمه «اربعين» در بسياري از روايات كه بدون «الف و لام» آمده است؛ مانند اين روايت امام صادق(ع): «من حفظ من أحاديثنا أربعين حديثاً بعثه الله يوم القيامه عالماً فقيهاً.» (کافی، ج 1، ص 49)
اهميت زيارت اربعين، تنها به اين نيست كه از نشانههاي ايمان است، بلكه طبق اين روايت در رديف نمازهاي واجب و مستحب قرار گرفته است. برپايه اين روايت، همانگونه كه نماز ستون دين و شريعت است، زيارت اربعين و حادثه كربلا نيز ستون ولايت است.
به ديگر سخن، براساس فرموده رسولخدا(ص) عصاره رسالت نبوي(ص) قرآن و عترت است؛ «انى تارك فيكم الثقلين... كتابالله و... عترتى اهل بيتى».(بحارالانوار، ج 89، ص13)عصاره كتاب الهي كه دين خداست، ستوني دارد كه نماز است و عصاره عترت نيز ستونش زيارت اربعين است كه اين دو ستون در روايت امام عسكري(ع) در كنار هم ذكر شده است؛ اما مهم آن است كه دريابيم نماز و زيارت اربعين انسان را چگونه متدين ميكنند.
هدف اساسي سالار شهيدان نيز تعليم و تزكيه مردم بوده است و در اين راه، هم از طريق بيان و بنان اقدام كرد و هم از راه بذل خون جگر كه جمع ميان اين راهها از ويژگيهاي ممتاز آن حضرت(ع) است.
خلاصه آن كه رسالت رسولاكرم (ص) تعليم كتاب و حكمت از يكسو و تزكيه نفوس مردم از سوي ديگر بود تا هم جاهلان را عالم نمايد و هم گمراهان را هدايت كند و در نتيجه، جهل علمي و جهالت عملي را از جامعه جدا سازد. همين دو هدف در متن زيارت اربعين سالار شهيدان(ع) تعبيه شد؛ چنانكه منشأ ددمنشي منكران رسالت و دشمنان نبوت، حب دنيا و شيدايي زرق و برق آن بود و عامل مهم توحش منكران ولايت و دشمنان امامت نيز همان دلباختگي به دنيا بود كه در بخشي از زيارت اربعين به آن اشارت رفته است: «و تَغطْرَس و تَرَدي فى هوا.»
گريه بر امام حسين(ع)
دومین راه زنده نگه داشتن نهضت امام حسین(ع)، گریه بر وی است. براساس نقلي معروف از حضرت سكينه(س) بالاي بدن مطهر امام حسين(ع)، ايشان به اين اصل كلي سفارش كردند كه هر حادثه تلخي پيشامد كرد، آن را بهانه كنيد و براي من اشك بريزيد: «أو سمعتم بغريب أو شهيد فاندبونى؛ هرگاه داستان غريب يا شهيدي را شنيديد، براي مظلوميت من گريه كنيد» (مستدرک الوسائل، ج 17، ص 26)؛ زيرا اگر امام حسين(ع) به خلافت ميرسيد، ديگر غريب يا شهيدي وجود نداشت.
نكته: رسالت رسولاكرم(ص) تعليم كتاب و حكمت از يكسو و تزكيه نفوس مردم از سوي ديگر است و همين دو هدف در متن زيارت اربعين سالار شهيدان تعبيه شده است
بنابراين، اصل كلي اين است كه هر حادثه تلخ و ناگواري را بايد بهانه كرد و براي سالار شهيدان اشك ريخت؛ نه آنكه افراد داغديده براي تسكين عواطف و احساسات خود آن حضرت(ع) را بهانه كنند و براي التيام زخم خويش اشك بريزند و ندبه نمايند و بين اين دو گونه عزاداري فرق وافر است زيرا محصول يكي تعزيت براي حضرت امام حسين(ع) است و نتيجه ديگري تسليت براي خود؛ هر چند ممكن است بهانه قرار دادن واقعه جانسوز كربلا هم بياثر نباشد.
وجود مبارك سيدالشهدا(ع) فرمودند: «انا قتيل العبره» (بحارالانوار، ج 44، ص 280)؛ يعني من كه به هدف اِحياي حق و نابودي باطل كشته شدم، بايد عَبَرات داشته باشم؛ به طوري كه چشمان علاقهمندان به سالار شهيدان پر از اشك شود و آن اشك فراوان از شبكه چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور كند تا عَبَرات بشود.
اين سنت حسنه، آثار فراواني دارد، از جمله اين كه محبت اهلبيت(ع) در قلب شيعيان حضور پيدا ميكند؛ آنگاه دوست امامان معصوم(س) هرگز فكر و راه و روش آنان را رها نميكند؛ زيرا رهبري جوارح به دست و دل است و زمامداري قلب را محبت به عهده ميگيرد و دلِ دوستان حسين بنعلي(ع) جوارح را به صَوْب صراط مستقيم رهنمود ميشود.
گرفتن خونبهاي امام حسين(ع)
سومین راه زنده نگه داشتن نهضت سیدالشهدا(ع)، گرفتن خونبهای امام(ع) است. به باور آیتالله جوادی آملی، وظيفه شيعه اين است كه عالم و عادل شود؛ يعني خوبيها را بشناسد و به آنها عمل كند و دستورهاي ديني را نصبالعين خود قرار دهد و با دشمنان دين بستيزد. در ايام سوگواري سالار شهيدان، دستور داده شده كه شيعيان در ديدار يكديگر، دو جمله را بگويند: يكي جمله «اعظم الله اُجورنا و اُجوركم بمصابنا بالحسين(ع)» و ديگري عبارت «و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه المهدي من آل محمد(ع)» (مفاتیح الجنان)
معناي جمله اول اين است كه خدايا ما را در شمار عزاداران واقعي امام حسين(ع) به حساب آور كه اجر اين مصيبت در نامه اعمال ما نيز ثبت و ضبط شود. معناي جمله دوم اين است كه ما را جزو ادامهدهندگان راه آن حضرت(ع) قرار بده. «الطالبين بثاره»، يعني توفيق گرفتن خونبهاي آن حضرت(ع) را به ما عطا كن و اين جزو شعارهاي رسمي شيعه است.
در زيارت عاشورا به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بويژه به سالار شهيدان عرض ميكنيم: با آنان كه تو با آنها اهل سازش بودي، سازش ميكنيم و كساني را كه با آنان در جنگ بودي، ما نيز با آنها در جنگيم؛ «انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم» (همان).
بنابراين، گريه براي سالار شهيدان ثواب فراوان دارد؛ ولي بخشي از برنامه امت اسلامي است. قسمت مهمتر رسالت امت، مسلح شدن و به جنگ دشمنان دين رفتن است كه احيانا شهادت، اسارت و جراحت را به همراه دارد. امروزه كه دشمن با تكنولوژي ماهواره و با قلم در صدد ضربه زدن به نظام اسلامي و مسلمانان است، بايد دشمن و دشمني را شناسايي كرد و با حكمت، موعظه حَسَن و جدال احسن تهاجمهاي فرهنگي وي را دفع نمود و از كيان اسلام دفاع كرد و اگر اجتهاد فرهنگي اثر نكرد، چارهاي جز جهاد نظامي همراه با روش سياسي نيست.
بنابراين، وظيفه پيروان سالار شهيدان اين است كه همراه گريه بر آن حضرت، دشمن خارجي و داخلي را بشناسند و با سلاح و صَلاح مناسب به جنگ او بروند و او را از پاي درآورند.
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: