
به نام بخشنده دادگر
با حضورت ستارهها
گفتند
نور در خانه امام رضا
است
کهکشانها شبیه
تسبیحی
دست دردانه امام
رضاست
مثل باران همیشه
دستانت
رزق و روزی برای مردم
داشت
برکت در مدینه بود از
بس
چهرهات رنگ و بوی
گندم داشت
زیر پایت همیشه جاری
بود
موج در موج دشتی از
دریا
بهخدا باخدا تر از
موسی
بی عصا میگذشتی از
دریا
علت بهت خاص و عام
شدی
با خداوند همکلام
شدی
کودکیهایتان بزرگی
بود
در همان کودکی امام
شدی
رزق و روزی ما به دست
شماست
تا جهان هست زیرِ
دِین توایم
تا جهان هست و نفس
باقی است
ما فقط محو کاظمین
توایم
من به لطف نگاهت ای
باران
سوی مشهد زیاد میآیم
دست بر روی سینه هر
بار از
سمت بابالجواد میآیم
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: