عقيق: حجت الاسلام علیرضا پناهیان شبهای رمضان را میهمان مهدیه تهران است تا به قول خودش این بار بحثی جدی و آموزشی را پیش بکشد و به ستیز با کاستیهای عقلانیت دینی و خطر کممایگی خودیها برخیزید. خطری که میگوید میتواند موجب میدانداری معنویتهای غیراصیل و به هم ریختگی اولویتها در آینده نه چندان دور شود؛ خطری که میگوید روزی به ظهور خوارج انجامید.
او به خودیها نهیب میزند:«تمام افراد مذهبی، حزباللهیها و تمام مسئولینی که یک عمر بر اساس اعتقادات و معارف خود خدمت کردهاند، همه باید از بیمایگی و عدم آگاهی از معارفِ کلیدی نگران باشند. چون گاهی اوقات انسان اشتباهاتِ فاحشی را در آدمهایی میبیند که از نظر ایمان و علاقه مشکلی ندارند اما به خاطر نداشتنِ یک آگاهی و معرفت کلیدی و ساده دچار اشتباه شده است. چون نظم ذهنی ندارد و اولویتها و موضوعات با اهمیتِ بیشتر را تشخیص نمیدهد.» پناهیان انگار خارج شدن خواص طی این سالها از جاده انقلاب را مد نظر دارد.
رگههای انتقادی که گاه با نگرانیها نیز پیوند میخورد در کلام او مشخص است:«متاسفانه میزان عقلانیت دینی ما کم است، یعنی معارف دینی را خوب درک نکردهایم، حتی بسیاری از مذهبیهای ما نیز معارف دینی را خوب نمیفهمند چون اگر خوب فهمیده بودند میتوانستند این درک خود را به دیگران هم منتقل کنند و آنها را متقاعد کنند.»
پناهیان اگر چه اشارهای به جریانات انحرافی کنونی نمیکند اما انگار در سخنانش نیمنگاهی به کسانی که به قول خودشان میخواهند دین را عاشقانه معرفی کنند نیز دارد و خطر آنان در دهه آینده انقلاب را حس میکند. او میگوید:«در زمانهای هستیم که باید قدرت تشخیص خودمان را بالا ببریم، تا مبادا دچار افراط و تفریط و دچار انواع سوء برداشتها و آسیبها در این مسیر بشویم. امروزه دیگر زمانهای نیست که کسی علیه ایمان قیام کند و حرفی علیه اسلام برای گفتن داشته باشد. امروزه زمانهای است که باید ایمان حقیقی و اسلام ناب را مورد شناسایی قرار داد؛ و از معنویتهای غیراصیل اجتناب کرد. این یکی از اولویتهای مهم زمانۀ ماست که اگر به این اولویت توجه کافی بشود، دیگر اخلاق سکولار با تقوا اشتباه گرفته نخواهد شد، و ایمان غیر ولایی بجای ایمان ولایی عرضه نخواهد شد. اگر معارف دینی در جامعه تعمیق یابد دیگر شاهد تشتت در برداشتها از مفاهیم کلیدی دین در بین نیروهای انقلابی نخواهیم بود.»
"تزکیه" که اصلیترین هدف انبیاء الهی بوده با معنای عامّش موضوع سخنرانی علیرضا پناهیان در مهدیه تهران است. او از خودیها گلایهمند است. پناهیان میگوید:«متاسفانه برخی از نیروهای مذهبی یا برخی از آدمهای مؤمن و حتی برخی از عناصری که خودشان را حزب اللهی میدانند به کسب معرفت زیاد اهمیت نمیدهند.» این البته انگار به نوعی حکایت همان کس است که نداند و نداند که نداند! او با تأکید بر اینکه این افراد صرفا به آگاهیهای پراکندهای که در ذهنشان جمع شده است اکتفا میکنند، میگوید:«اینها در بحرانها دچار مشکل خواهند شد و چه بسا در امتحانات آخرالزمان یا دچار ریزش شوند و یا هزینۀ جامعۀ دینی را افزایش دهند یعنی چنین افرادی را فقط با هزینۀ زیاد میتوان بیدار کرد و بصیرت داد.» پناهیان میگوید:«این جلسات را یک دوره آموزشی تلقی کنید.»
پناهیان این بحث را برای پدران، مادران و مربیان هم مفید میداند چه آنکه در این سلسله جلسات راه و اسلوب تزکیه و دعوت به تزکیه آگاهی تربیتی بیشتری را برای آنان فراهم خواهد آورد. او میگوید:«گاهی اوقات مادرهای مؤمن و معتقد به سادگی به خاطر رعایت نکردن دو سه معرفت کلیدی، فرزندان خود را بد بار میآورند و همین امر باعث میشود بچههایشان نمازخوان نشوند، حجاب نداشته باشند، ادب نداشته باشند و... به خاطر اینکه این مادرها وقت نگذاشتهاند و برخی معارف کلیدی را یاد نگرفتهاند.»
پناهیان تزکیه را رشد همه جانبه تعریف میکند و میگوید اگر بخواهیم راه تزکیه را معرفی کنیم، در واقع باید فهرستی به دست بیاوریم که دربرگیرنده همه خوبیها باشد. او معتقد است اولین قدم در این راه "بیقراری" است. پناهیان که خود نیز دانشآموخته رشته روانشناسی است، با استناد به اقوال روانشناسان میگوید:«در حدود سن 14 سالگی همه یک سوال فیلسوفانه دارند. میپرسند خدا چرا مرا آفرید یا من چرا زندگی میکنم؟» او به عنوان یک بحث تربیتی میگوید قبل از ایجاد بیقراری و قبل از ایجاد احساس عطش نباید از ارزشها سخن گفت. بیقراری یعنی میل به حرکت به جایگاه و موقعیت بهتر، یعنی عدم رضایتمندی از اکنون.
گام دومی که او در این مسیر تعریف میکند جستجو برای یافتن قرارگاه است. وادار کردن یا وادار شدن به فکر برای یافتن قرارگاه و پرسش از چیستی وضعیت بهتر. او حضرت ابراهیم را مثال میزند که روزی با خورشیدپرستان نشست و روزی دیگر با کسانی که ماه را میپرستیدند و خطاب به آنان گفت انی لااحب الآفلین. دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه فکر کردن آموخت! اگر چه بیان در ظاهر ساده است اما وقتی او مصادیق تربیتی آن را باز میکند عمق کلام و اهمیت آن نمایان میشود.
بحث پس از این جلسات نخست کمکم بناست بحث وارد فازهای جدیتر شود. پناهیان ثمره این جلسات را منظم کردن آگاهیهای پراکنده فکری و انسجامبخشی به آنها میداند و معتقد است همین منظم شدن آگاهایها از تفاوت عوام و علما است. او تاکید میکند:«یکی از تفاوتهای مهم بین عوام و علماء این است که عوام نکات زیادی بلد هستند اما نظم اینها دستشان نیست و خودشان نمیتوانند از میان معارفی که بلد هستند مطالب جدید را استخراج کنند اما اگر کسی عالم شود چون این معارف را به صورت یک شبکۀ مرتبی در ذهن خودش دارد نه تنها پاسخ سوالات خود را میتواند پیدا کند و مشکلات خود را حل کند، بلکه میتواند پاسخ سؤالات دیگران را نیز بدهد.»
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: