عقیق: دریافتمتن اشعار:بیا که گریه کنم لحظه های آخر رابخوان ز چشم ترم حال و روز خواهر رادلم قرار ندارد بیا که تا دم صبحبنالم از سر شب روضه های مادر راپرید خواب رباب از خیال حرمله بازگرفته است به چادر گلوی اصغر راخدا کند که بمیرم در این شب و فرداکه روی نیزه نبینم سر برادر راخدا کند که نبیند دو چشم مبهوتمبه زیر بوسۀ نیزه تن مطهر راخدا کند که نبینم به روی طشت طلاجسارت نوک چوب و لبان پرپر راخدا کند که نبینم به زیر آتش و دودبه دست قاتل تو پاره های معجر راحسن لطفی