عقیق: روز ولادت امام حسین علیه السلام در هیئت سقاهای همدانی ها بودم. من می خواندم و به لطف خدا و امام حسین علیه السلام، با وجودی که اوائل کار بود که مداحی می کردم ،مجلس پر شوری شد.
در میان مجلس جرقه ای در ذهن من زد که چقدر خوب می خوانم!
همین که این فکر به ذهنم رسید، مجلس سرد شد. باهمان لحن و آهنگ ادامه قصیده را می خواندم، اما دیگر اثری نداشت.همان موقع جرقه ای به ذهنم آمد که این تو نیستی، همه چیز دست ماست.در ضمیر خودم به اشتباه خودم پی بردم ومجلس به حالت سابق خود برگشت.این از موهبت های بزرگ الهی بود که از ابتدای کار به حقیر شد که نقش بسیار مهمی در ادامه راه برایم داشت و درس مهمی از آن مجلس گرفتم.
منبع:خیمه
211004/