عقیق: حجت الاسلام و المسلمین سید حسین مومنی منبری ثابت مسجد ارک، در گفتگویی به بیان خاطره ای از جلسه ای اندرونی که جهت سخنرانی خدمت مقام معظم رهبری(مدظله) رسیده بودند پرداخته اند که در ادامه به روایت آن می پردازیم:
آقایانی که مارا دعوت کرده بودند، گفتند که آقا در این جلسه اشکال طلبگی می کنند، بحث علمی ارائه کن،چون اگر روضه ضعیف باشد، تذکر می دهند.
قبل از اینکه وارد جلسه شوم، سه نفر از بزرگواران دفتر دوباره به من تذکر دادند و گفتند: حاج آقا مواظب باش، دفعه قبل آقایی آمده و چیزی شده...
من خیلی جاها خدمت بعضی مراجع منبر رفته ام ولی، اینجا خیلی استرس به من وارد شد. وقتی روی منبر نشستم، صدای تپش قلب خودم را می شنیدم. بعد به مستمع که نگاه می کردم، دیدم مستمع عینک نقد به چشم دارد و می گوید: این چه می گوید؟ بعد حیا می کردم و به چهره آقا نمی توانستم نگاه کنم و فقط به عبای حضرتشان نگاه می کردم و صحبت می کردم.
روایت را هم خواندم و بحثی هم مطرح شد که جرقه حرکت فرهنگی بعد از امام حسین علیه السلام را امام سجاد علیه السلام زد و بعد از آن امام باقر علیه السلام شروع کردند و تثبیت و توسعه فرهنگی با امام صادق علیه السلام بود.بحث این چنینی بود وبعد به روضه رسیدیم.
حدیثی از امام سجاد علیه السلام دیده بودم که فرموده بودند، در شام هفت مصیبت به ما وارد شد، این حدیث را مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله شریف کاشانی در کتابی آورده بودند که من هرچه گشته بودم، در بحارالانوار و جاهای دیگر این روایت را پیدا نکرده بودم و به طور یک جا نیامده بود و جسته گریخته جاهای مختلف آمده و ذکر شده است.
خدمت حضرت آقا عرض کردم: آقا ما این را هرچه گشتیم، به صورت روایت پیدا نکردیم و تا الان هم من نتوانسته ام همه این روایت را جایی بخوانم. اما اجازه بدهید محضر شما عرض کنم. بعد خدمت آقا عرض کردم: اجازه بدهید همانطوری که برای یکدیگر روضه می خوانیم، برای شما هم روضه بخوانم. هفت مورد را خواندم و حضرت آقا خیلی گریه کردند و مجلس تمام شد.
من استرس داشتم که که آقا بعد از مجلس می خواهند چه بگویند؟ وبعد از من آقای بنی فاطمه که می خواند،من اصلا نفهمیدم ایشان چه خواند. فقط به حضرت آقا نگاه می کردم و با خود می گفتم خدایا چیزی نگویند! البته روایاتی خواندم، تمام سندها را می گفتم که از کجا و از چه منابعی بوده است. صحبت که تمام شد، آقا چای میل کردند و یک مرتبه به من رو کردند. قلب من ایستاده بود. آقا فرمودند: «این حرفی که شما زدید، کاملا درست بود» وسه روایت در تایید این حرف وجود دارد و سه روایت را خواندند.
من مات و مبهوت ماندم که این بزرگواری که همه می گویند در حوزه رهبری و سیاسی حضور دارند،به من می گفتند این روایتی که الان می خوانم در مناقب ابن شهر آشوب جلد چند و صفحه چند است.
منبع:خیمه
211004/
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: