عقیق:حجتالاسلام محسن قنبریان در بیستویکمین نشست سراسری رسالات که به همت جامعه ایمانی مشعر در مجتمع یاوران مهدی قم برگزار شد، با اشاره به مسئله وحدت و انسجام اجتماعی اظهار داشت: در ادبیات دینی ما «اختلاف» و «تفرقه» دو مقوله کاملاً جداگانه هستند. اختلاف فکری و نظری هم قابل حل و هم قابل مدیریت است؛ اما تفرقه به نقطه بیبازگشت میماند، درمان ندارد و با گفتاردرمانی یا توصیه اخلاقی به اینکه «تفرقه نکنید»، هرگز برطرف نمیشود.
وی با استناد به مبانی علامه طباطبایی در المیزان تصریح کرد: اختلاف، تشتت از حیث فکری و نظری است و سطحی از آن به اقتضای تفاوت شرایط انسانها طبیعی است؛ اما تفرقه یعنی جدایی و تشتت در میان ابدان و شکلگیری جبههبندیهای عینی در جامعه. این جبههبندی چه بهصورت درگیری مسلحانه باشد و چه در قالب خشونتهای زبانی و تخریب، خط قرمزی است که جامعه نباید به آن برسد.

لزوم استدلالورزی برای بدیهیاتِ فراموششده
این استاد حوزه با تأکید بر اینکه بینات و حقایق بدیهی همواره ثابت نمیمانند، گفت: ممکن است امری دیروز جزو بیّنات و اصول روشن جامعه بوده باشد، اما امروز بر اثر تهاجم فکری دشمن یا تغییر شرایط، به مسئلهای نظری تبدیل شود که نیازمند استدلال مجدد است. جامعه به دلیل مواجهه مدام با تحلیلهای دیگران، ممکن است بیناتش را از دست بدهد.وی افزود: سال ۳۵ هجری که امیرالمؤمنین(ع) زمام حکومت را به دست گرفتند، مسئله امامت و ولایت دیگر برای توده جامعه بیّن و بدیهی نبود؛ گرچه در واقعه غدیر خم تثبیت شده بود، اما پس از ۲۵ سال، دوباره نیازمند اقامه دلیل بود. حضرت بدون اینکه از حق کوتاه بیایند، برای اثبات آن مجدداً استدلال و واقعه غدیر را بازخوانی کردند.
مدیریت اختلاف؛ راهبرد دوم در سیره معصومان
قنبریان با تبیین مواجهه معصومان با نزاعهای درونی جامعه خاطرنشان کرد: در سیره اهلبیت(ع) نخست بهدنبال حل قطعی اختلاف از طریق تبیین حقایق بودند؛ اما اگر اختلاف به هر دلیلی رفع نشد، نباید صحنه را رها کرد، بلکه باید از «پلن بی» یعنی «مدیریت اختلاف» بهره برد. ما به دلیل کمالگرایی مدام بهدنبال حذف ریشهای اختلاف هستیم و فراموش میکنیم که اگر مسئلهای حل نشد، باید آن را طوری مدیریت کرد که به جبههبندی عینی و تفرقه نینجامد.
وی با استناد به خطبه ۱۲۷ نهجالبلاغه و فراز «الزموا السواد الاعظم فإنّ ید الله مع الجماعة و إیّاکم و التفرقة» یادآور شد: امیرالمؤمنین(ع) توصیه به همراهی با توده مردم و «سواد اعظم» میکنند. این بدان معنا نیست که حق را فدای اکثریت کنیم، بلکه مقصود این است که میدان اصلاح و اقامه حق، ظرف جامعه و امت است، نه قهر کردن و کنارهگیری. حضرت امیر(ع) و امام حسن مجتبی(ع) نیز با اینکه توانایی تشکیل حکومتهای مستقل در جغرافیایی محدود را داشتند، هرگز جامعه اسلامی را شقه نکردند و در همان ظرف امت برای اقامه حق مجاهده فرمودند.
هشدار نسبت به کنجنشینی جریان انقلابی و پرخاشگری زبانی
قنبریان با تطبیق این اصل بر وقایع معاصر افزود: گاهی جریانات مذهبی و حزباللهی به جای اثرگذاری در متن مردم، به محافل محدود و جمعهای خالصتر پناه میبرند. این انزوا خطاست؛ هر میزان حرف انقلابی داریم باید در میان سواد اعظم و بطن جامعه بزنیم. وقتی نیروها از توده مردم جدا میشوند، به سمت رادیکالیسم پیش میروند؛ چراکه در محافل بسته تندتر سخن میگویند و بازخوردهای جامعه نگاه آنان را تعدیل نمیکند. انقلابیگری به فریادهای تندتر و تولید شکاف نیست، بلکه هنر در ارتقای ظرفیت جماعت به سوی حق است.
وی با تأکید بر پرهیز از خشونتهای کلامی گفت: امیرالمؤمنین(ع) در جنگ صفین وقتی دیدند برخی یارانشان به شامیان دشنام میدهند، فرمودند «إنّی أکره لکم أن تکونوا سبّابین»؛ یعنی من کراهت دارم شما اهل سبّ و دشنام باشید، بلکه اعمال آنان را توصیف کنید و منطقی سخن بگویید. کارهایی که انسجام جامعه را منشق میکند و ادبیات پرخاشگرانه، خط قرمز مدیریت اختلاف است.
نقد کلیگویی و ناکارآمدی راهحلها پس از وقوع تفرقه
این کارشناس دینی با نقد اکتفای صِرف به شعار «وحدت حول ولایت» تصریح کرد: ثبوتاً تردیدی نیست که محور وحدت، ولایت است؛ اما نباید کار را در مقام اثبات به شعار خلاصه کرد. سالهای پایانی عمر شریف امام راحل(ره)، در مسائلی نظیر مذاکره یا احکام اجتماعی، هر جریانی برشی از کلام ایشان را به نفع دیدگاه خود مصادره میکرد. اگر سازوکار عملی و تکنیکهای پیادهسازی نداشته باشیم، ارجاع مدام به وحدت بدون ارائه طرح ملموس، جامعه را دچار سردرگمی میکند.
وی با اشاره به اینکه تفرقه پس از شکلگیری درمانناپذیر است، افزود: اگر اختلاف پیش از ورود به تفرقه مهار نشود، دیگر هیچ مکانیزمی از قبیل پند و اندرز، مناظره یا حتی انتخابات کارساز نخواهد بود. در فضای تفرقه، مناظرهها تبدیل به نبردهای گلادیاتوری میشوند که کینهها را تعمیق میکنند و انتخابات نیز به ابزاری برای انتقامگیری سیاسی میان جناحها بدل میگردد. چاره تفرقه، انحلال ریشهای آن از طریق «فناوریهای اجتماعی» است؛ درست مانند سیره پیامبر(ص) در پیمان برادری (مواخات) میان اوس و خزرج که ریشه تعصبات جاهلی را منحل کرد.
صندوق رأی و شیوههای تحقق احکام اجتماعی
قنبریان با تبیین کارکرد صندوق رأی در جامعه اسلامی گفت: اصل احکام قطعی دین مانند حجاب از ضروریات است و به همهپرسی گذاشته نمیشود؛ اما سازوکارهای تحقق و شیوههای اجرایی آن، وحی منزل نیست و نیازمند خردورزی است. در دهههای گذشته شیوه تعزیر مطرح شد و امروز سخن از جریمه و ابزارهای نظارتی است. راهحلهای اجرایی باید در معرض ارزیابی نخبگان و نمایندگان مردم قرار گیرد تا جامعه از تندرویها و کندرویها مصون بماند.
ایده «امکانهای غیرآمریکایی»؛ برونرفت از دوگانه جنگ و مذاکره
وی در ادامه با تحلیل فضای حاکم بر تحولات منطقه اظهار داشت: امروز جامعه را در یک دوگانه کاذب محصور کردهاند؛ گروهی میگویند جنگ دیگر ممکن نیست و یگانه مسیر، مذاکره با آمریکاست و گروهی دیگر صرفاً بر ادامه جنگ ممتد و فرسایشی اصرار میورزند. راهبرد پیشبرندهای که آسیبهای هر دو سوی این دوگانه را برطرف میکند، گشودن «امکانهای غیرآمریکایی» است.
وی تصریح کرد: امکانهای غیرآمریکایی یعنی کشف بستهای از راهکارهای امنیتی، منطقهای و عملیاتهای نظامی محدود و اثرگذار که بدون ورود به مذاکره با آمریکا، منازعه را متوقف و مهار کند. در بدنه اندیشکدهای جریان انقلاب، طرحهای پخته و متنوعی در این زمینه وجود دارد که متأسفانه پراکنده است. این ابتکارات باید تجمیع شده و بهعنوان پیشنهادهایی ایجابی روی میز تصمیمگیران قرار گیرد؛ چراکه اگر آلترناتیو سومی پیش روی افکار عمومی نباشد، ناخودآگاه گرایش عمومی به سمت مذاکره هدایت خواهد شد.
گذر از شعار مطالبهگری به سمت راهحلمحوری
قنبریان در بخش پایانی سخنان خود با نقد رویکردهای هیجانی در حوزه عدالتخواهی تأکید کرد: تداوم انسجام اجتماعی بدون اجرای عدالت ممکن نیست، اما دوره بسندهکردن به واژه و شعار «مطالبهگری» به سر آمده است. بیان مداوم مطالبات بهصورت کلی و بیسرانجام، در درازمدت تابآوری افکار عمومی را فرسوده کرده و تولید یأس میکند. جریانهای نخبگانی و مذهبی باید بهجای تکرار اعتراض، برای حل بحرانهای ملموس کشور راهحل عینی طراحی کنند و با وزانت جمعی، آن را به ثمر بنشانند.
مدیریت جهادی و مخاطبشناسی در تبلیغ دین / راز فتحالفتوح در دعا و توسل
حجتالاسلام محمدمهدی ماندگاری در این نشست با تأکید بر ضرورت تحول در شیوههای تبلیغ دینی اظهار داشت: منبرها، مساجد و هیئات مذهبی باید به دانشگاه و درمانگاه معنوی تبدیل شوند. آخرین توصیه و تأکید رهبر معظم انقلاب در دیدار با مبلغان، بر محور «مخاطبشناسی» استوار بود؛ موضوعی که نشان میدهد بدون شناخت دقیق مخاطب، تبلیغ اثرگذار نخواهد بود.
وی افزود: امروز شیوه تبلیغ باید از موعظه صِرف به سمت «مربیگری» ارتقا یابد. در طول تاریخ، طاغوتهای زمان با موعظه و اخلاق فردی ائمه اطهار(ع) چالشی نداشتند، بلکه مشکل اصلی آنان با نقش تربیتی و مربیگری حضرات معصومین بود. موعظه به مثابه نشستن در کنار گود است، اما مربیگری یعنی حضور در میدان و همراهی گامبهگام با مخاطب برای هدایت و گرهگشایی.
سه اصل کلیدی مخاطبشناسی؛ نیاز، ظرفیت و علاقه
این کارشناس دینی با تبیین ارکان ارتباط مؤثر با نسل جوعلاقهدید گفت: سخنران موفق باید محتوای خود را بر پایه سه مؤلفه «نیاز»، «ظرفیت» و «علاقه» مخاطب تنظیم کند. اگر جوانان و نسل نو پای منبری واکنش منفی نشان میدهند، ریشه در نشناختن نیازهای آنان دارد. وقتی کلام ما ناظر به گرههای واقعی زندگی جوان باشد، آن را با جان و دل پذیرا خواهد شد.
وی به الگوی تبلیغی نبوی در مواجهه با جامعه اشاره و تصریح کرد: پیامبر اکرم(ص) برای برقراری ارتباط پایدار، راهبرد سهگانه «تأیید، تبدیل و تخریب» را به کار گرفتند. ایشان ابتدا ویژگیهای مثبت موجود در جامعه را تأیید کردند، سپس تعصبات نژادی و قبیلهای را به تعصب دینی و ایمانی تبدیل نمودند و در پایان، انحرافات قطعی نظیر زندهبهگور کردن دختران را تخریب و ملغی ساختند. این روش دقیقاً همان ظرافتی است که مبلغان امروز در مواجهه با اقشار گوناگون بدان نیاز دارند.
تفکیک تکلیف از تکلف در گرهگشایی از معیشت و جوانان
ماندگاری با نقد رفتارهای پرهزینه و عرفی افزود: یکی از آسیبهای جاری، خلط میان تکلیف الهی و تکلفات اجتماعی است. تکالیف همان فرامینی هستند که پروردگار وضع کرده و در صورت انجام آنها، نصرت و رزق خود را تضمین کرده است؛ اما تکلفات، بار سنگینی است که انسان به خود تحمیل میکند.
وی نمونه بارز این مسئله را ازدواج دانست و افزود: تکلیف در ازدواج بسیار ساده و همراه با رضایت و ثبت شرعی و قانونی است، اما تکلف یعنی گرفتار شدن زوجهای جوان در زیر بار بدهیها و تجملات سنگین مقل تالارهای پرهزینه و تشریفات زائد. جوانان نباید سالهای اول زندگی مشترک را زیر فشار پرداخت وامهای تجملات هدر دهند؛ چراکه خداوند ضامن هزینههای اصل ازدواج است، نه تجملات
شگردهای ابلیس؛ از نیازشناسی کاذب تا بدلسازی
این خطیب مذهبی با هشدار نسبت به ترفندهای نرم شیاطین در فضای فرهنگی خاطرنشان کرد: شیطان فوقتخصصِ نیازشناسی همراه با ارائه آدرس غلط است؛ همانگونه که در برابر حضرت آدم نیاز به جاودانگی را با وسوسه شجره ممنوعه پاسخ داد. علاوه بر این، راهبرد اصلی دشمن «بدلسازی» در ساحتهای دینی و اعتقادی است؛ جریانی که از ساخت بدل انبیا و اوصیا در تاریخ آغاز شد و امروز نیز با تولید نسخههای جعلی در پی مخدوش کردن مراجع فکری و دینی جامعه است.وی ادامه داد: مواجهه با دسیسههای دشمن نیازمند هوشیاری و آرایش متناسب است؛ شیطان با ظاهرسازی فریبنده و دستکش مخملین، ارکان ایمان جامعه را هدف قرار میدهد و هرجا غفلت رخ دهد، نفوذ خود را تحکیم میبخشد.
سهگانه امتحانات الهی و کلیدواژه پیروزی
ماندگاری به سنت ابتلا در نظام هستی اشاره کرد و گفت: تمام ابتلائات انسانها در سه قالب خلاصه میشود: «امتحان داراییها»، «امتحان نداریها» و «امتحان گرفتاریها». سرنوشت پیروزی در آزمون داراییها با «شکرگزاری»، در عرصه نداریها با «تسلیم و انکسار» و در زمان گرفتاریها با «صبر و توکل» رقم میخورد. اگر انسان عظمت پروردگار را درک کند، بهجای اینکه به خدا بگوید مشکلی بزرگ دارم، به مشکلات خواهد گفت خدای بسیار بزرگی دارم.
وی یادآور شد: اسرار نهفته در تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) با عبارات «الحمدلله»، «سبحانالله» و «اللهاکبر»، نسخه بنیادین عبور سرافرازانه از این امتحانات سهگانه است که با اتصال به توحید و نفی طاغوت به ثمر مینشیند.
مدیریت جهادی؛ انسجام در تولید، مصرف و انفاق
وی در بخش دیگری از سخنان خود، معنای قرآنی مدیریت جهادی را مورد توجه قرار داد و اظهار داشت: مدیر جهادی در سه عرصه حرکت میکند؛ نخست «جهاد در تولید» با بهکارگیری تمامی ظرفیتها و توانمندیهای بومی، دوم «جهاد در مصرف» از طریق اصلاح الگوها و امتناع جدی از اسراف و تبذیر، و سوم «جهاد در انفاق و تبیین» با احیای فریضههایی چون خمس، زکات و یاری نیازمندان.این استاد حوزه در پایان با تأکید بر جایگاه توسل و نصرت الهی تأکید کرد: نصرت خداوند از مجاری متعددی چون القای آرامش و سکینه بر دل مؤمنان و افکندن رعب در قلوب مستکبران متجلی میشود. هیچ نهضتی بدون عنایات الهی و توجهات حضرت ولیعصر(عج) به پیروزی نهایی نخواهد رسید و اتصال دائمی به آستان اهلبیت(ع) و ذکر توسل، زمینه جلب برکات و ادعیه زاکیه امام زمان(عج) را برای جامعه اسلامی فراهم میسازد.
شکر؛ محور جهاد تبیین در خطبه فدکیه / ۹ اصل جهاد تبیین از منظر حضرت زهرا(س)
حجتالاسلام هدایت، استاد حوزه علمیه، در این نشست با اشاره به فرارسیدن ایام فاطمیه و تبیین معارف خطبه فدکیه اظهار داشت: بازخوانی خطبه حضرت زهرا(س) بر پایه مفهوم بنیادین «شکر» میتواند افقهای نوینی پیش روی فعالان فرهنگی بگشاید؛ بر این اساس، ۹ اصل اساسی از اصول جهاد تبیین را میتوان از این خطبه استخراج کرد.
شکر؛ کلید فهم خطبه فدکیه
وی با بیان اینکه شکر از محوریترین مفاهیم خطبه فدکیه است، افزود: حضرت زهرا(س) در اوج غربت امام عصر خویش، ارتحال جانسوز پدر گرامیشان و تحمیل فشارهای همهجانبه، کلام خود را با شمارش و سپاسگزاری از نعمتهای الهی آغاز فرمودند که این رفتار، نمایانگر والاترین مرتبه شکرگزاری در اوج ابتلائات است.این استاد حوزه علمیه با اشاره به معنای لغوی و اصطلاحی شکر در کتب لغت از جمله مفردات راغب تصریح کرد: شکر به حقیقت معنا یعنی «اظهار نعمتِ منعم»، تعبیری که حضرت امام خمینی(ره) نیز در شرح حدیث جنود عقل و جهل بدان تصریح دارند. بنابراین شکرگزاری صرفاً لقلقه زبان نیست، بلکه اظهار و نمایاندن عملی نعمتهای پروردگار است.
شکر؛ مسیر عبودیت و غایت آفرینش
وی با استناد به آیه شریفه «وَاشْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ» تأکید کرد: خداوند متعال غایت آفرینش را عبودیت قرار داده و مسیر تحقق بندگی را از معبر شکر عبور داده است. بر همین اساس، ابلیس تمام توان خود را صرف مینماید تا حالت شکر را از مؤمنان سلب کند؛ زیرا با زوال روحیه شکرگزاری، حقیقت بندگی نیز آسیب خواهد دید.حجتالاسلام هدایت با اشاره به دعای اول صحیفه سجادیه افزود: امام سجاد(ع) میفرمایند اگر خداوند معرفت حمد خویش را به بندگان عطا نمیفرمود، انسانها از مرتبه انسانیت به حضیض حیوانیت تنزل مییافتند. این فراز بهروشنی جایگاه والای حمد و شکر را در منظومه تربیتی اسلام آشکار میسازد.
اصول نهگانه جهاد تبیین در سیره فاطمی
وی با تشریح اصول جهاد تبیین در خطبه فدکیه گفت: نخستین اصل، توجه ویژه به «صورت و قالب جهاد تبیین» است. حضرت زینب(س) در نقل واقعه، ابتدا به وقار، پوشش و هیبت ظاهری مادر گرامیشان اشاره میفرمایند که این امر نشاندهنده اهمیت چارچوبها و قالب ارائه پیام است.استاد حوزه علمیه ادامه داد: دومین اصل، ایجاد انگیزه و مهیاسازی قلوب مخاطبان است. حضرت صدیقه طاهره(س) با سکوت، نالهای جانسوز و سپس آغاز کلام با نام پروردگار، دلهای حاضران را آماده پذیرش حقایق ساختند. سومین اصل نیز اقامه حمد و ثنای الهی در مطلع کلام است؛ آنجا که خطبه با عبارت «الحمدلله علی ما انعم» آغاز میشود و هدایت و ولایت الهی در کانون این سپاسگزاری قرار میگیرد.
وی افزود: چهارمین گام، تبیین فلسفه خلقت است. حضرت در ادعیه مأثوره میفرمایند «اللهم فرغنی لما خلقتنی له» و در خطبه فدک نیز هدف غایی آفرینش را بندگی حق و طریق نیل به آن را شکرگزاری معرفی مینمایند. پنجمین اصل، بیان اسرار، حکمتها و آثار تکالیف الهی نظیر نماز، روزه، خمس، زکات و ولایت است تا جامعه به شکر عملی و معرفتافزایی نسبت به احکام شرعی نایل شود.هدایت با اشاره به ششمین اصل اظهار داشت: مقایسه روشنگرانه میان تاریکیهای عصر جاهلیت و برکات تمدنساز بعثت نبوی، گام دیگری از جهاد تبیین فاطمی است که قدردانی از نعمت اسلام را تعمیق میبخشد. هفتمین اصل نیز به آسیبشناسی دقیق انحرافات پس از رحلت پیامبر(ص) اختصاص دارد؛ حضرت با شجاعت به ظهور چهرههای مرفه بیدرد، کمینکنندگان شکست اسلام، نفاق پنهان و دنیاطلبی هشدار میدهند.
وی در ادامه تشریح اصول تصریح کرد: هشتمین اصل، رویارویی مستقیم، صریح و شفاف در برابر انحرافات و اعلام موضع قاطع در برابر تحریفکنندگان مسیر جامعه اسلامی است؛ حضرت بدون پردهپوشی خطاب به مدعیان فرمودند «لقد جئتم شیئاً فریاً» که نشان از شجاعت و شفافیت در جهاد تبیین دارد.
امامت عواطف اجتماعی؛ قله جهاد تبیین فاطمی
وی نهمین و واپسین اصل جهاد تبیین را «مدیریت و امامت عواطف اجتماعی» دانست و گفت: حضرت زهرا(س) با برانگیختن عواطف و غیرت دینی مهاجرین و انصار، احساسات جامعه را در مسیر نصرت حق جهتدهی فرمودند. اوج این سیره مبارک، جهتدهی عواطف در خدمت اقامه عدل و ولایت بود که کتاب «امام عواطف اجتماعی» نیز منبعی ارزشمند برای آشنایی با این بعد از سیره فاطمی به شمار میرود.این استاد حوزه علمیه در پایان یادآور شد: خطبه فدکیه صرفاً گزارشی تاریخی نیست، بلکه نقشهراهی دائمی برای جهاد تبیین در تمامی دورانهاست. اگر در برنامههای تبلیغی فاطمیه امسال خواهان اثرگذاری ملموس هستیم، باید با پرهیز از یأسآفرینی و سیاهنمایی، دستاوردها، نقاط قوت و مسیرهای رشد جامعه را با تکیه بر فرهنگ شکر برای عموم مردم تبیین کنیم.