عقیق: حجتالاسلام حامد کاشانی سخنران مذهبی در اجتماع شبانه مردم در میدان شهید طهرانی مقدم نکاتی را درباره دقت برای حضور در میدان و انجام درست تکلیف حضور مطرح کرد که در ادامه تقدیم میشود.
گاهی یک بار یک کار خوبی را انجام میدهیم در یک جوّی یک مدتی یک کار خوبی انجام میدهیم، مدتی یا چند باری کار خوبی انجام میدهیم، مثلاً در ماه رمضان تلاوت قرآن انجام میدهیم، یا زلزله میشود و مردم همه میروند و کمک میکنند حتی بیش از نیاز اما مدتی که میگذرد سرد میشوند و میروند و انگار منتظر زلزله جدید هستند، در حالی که نیاز کماکان وجود دارد.
قرآن بارها به پایداری و استقامت در کارها سفارش کرده است
پایداری و استقامت در کار به قدری مهم است که در قرآن مکرر به آن اشاره شده است، قرآن می فرماید که «فاستقم کما امرت» و یا میفرماید که «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا...» اینکه ایمان آوردیم و چند بار کار خوب کردیم فایده ندارد، ایمان تنها مهم نیست، پایداری در کار نیک مهم است.
انسانهای خوبی که مایه عبرت تاریخ شدند مشکلشان در ایمان و عمل صالح نبود بلکه در پایداری و استقامت بود، در نامه کوفیان به امام حسین(ع) اسم چند نفر سر تیتر همه نامهها بود و نفر آنها اول سلیمان بود، او پای کار بود اما در استقامت لنگ زد و نهایتاً از عاشورا جا ماند، همه اینهایی که مایه عبرت میشوند بخش زیادشان در موضوع استقامت و پایداری در کار نیک گیر میکنند.
حدود ۶۰ روز از جنگ میگذرد و باید ببینیم کجای کار هستیم
یکی از نکاتی که همه ما بعد از حدود ۶۰ روز از جنگ باید به شکل تئوری و عملی به آن بپردازیم این است که تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم که علت حضورمان چیست و باید چه کنیم و نتیجه باید چه باشد.ما یک عمر بر سر کوفیان زدهایم که چه کردند و جا ماندند، جنگ صفین با توقفهایش حدود چهار ماه طول کشید و ما هنوز نسبت به آنها وسط راهیم و باید ببینیم نسبت به روز اول انگیزه ما بیشتر شده یا کمتر. اینکه حداقل حضور واجب کفایی است باید ببینیم که آیا این کفایت محرز شده است، یعنی آیا همین مقدار حضور کافی است و بیش از این نیاز نیست؟ یا اینکه انگیزه ما برای حضور کم شده است.
در صفین فقط یک قبیله ۸۰۰ شهید داد
در صفین درصد شهدا نسبت به جمعیت کوفه بسیار بزرگ است، حدود یک بیستم از جمعیت کوفه شهید شدند و آنها از این میزان خسارت و تلفات خسته شدند، فقط قبیله بنی همدان ۸۰۰ شهید دادند و گفتند ما دیگر جوانی نداریم که به میدان بیاید، آنها در چنین شرایطی خسته شدند.
امام رضا(ع): مبادا کاری کنیم خدا گروهی دیگر را جایگزین ما کند
یکی از دعاهای پر تکرار امام رضا(ع) این است که خدایا مبادا من کم کاری کنم و ناشکری کنم یکی دیگر را جای من بیاوری، یا یک گروه دیگر را جای ما بیاوری، یا یک شهر دیگر و یا یک کشور دیگر را جای ما بیاوری. خدا به حضور ما نیاز ندارد و این استقامت ما است که سبب میشود که خدا هم کمک کند و بتوانیم باقی بمانیم و کسی را جایگزین ما نکند.در این شرایط باید هر کس خودش را بسنجد که من چقدر انگیزه دارم و جذابیت میدان برای من چقدر است که خدا ما را رها نکند، یکی از نگرانیها این است که خداوند ما را با گروه دیگری جایگزین کند.
حضور در میدان نباید فقط به صرف حضور ختم شود
حضور در میدان هم نباید فقط به صرف حضور ختم شود، ما به میدان میآییم، با وضو میآییم مجاهدانه میآییم، اولین کاری که میکنیم، باید یک بار دیگر از اینها ماموران ایست و بازرسی و دیگر خادمان تشکر کنیم تا آنها هم روحیه بگیرند، اینها هم انسان هستند و خسته میشوند، کسانی که باندها را میبرند و میآورند، کسانی که موکبدار هستند، کارگران شهرداری، مسجدیها و... باید از اینها تشکر کنیم و به آنها روحیه دهیم.دیگر دنیا مثل علی(ع) به خود نخواهد دید شبی که امیرالمومنین(ع) شهید شد، امام حسن(ع) سخنرانی کرد و گفت که دیشب مردی از دنیا رفت که احدی به گرد پای او نرسیده بود، پیغمبر او را به کاری نفرستاد مگر اینقدر ایستادگی کرد و استقامت کرد تا به فتح و ظفر رسید و بعد برگشت، علی کسی نبود که اشکال بگیرد و نقد کند. پیامبر هم اطمینان داشت که کار را علی در میآورد و دست خالی بر نمیگردد. امام حسن(ع) فرمود که دیگر مثل او دنیا نخواهد آمد.
نباید به امید فردا میدان امشب را از دست بدهیم
میدان امشب دیگر تکرار نمیشود و فردا هم فردا است پس نباید به امید فردا میدان امشب را از دست بدهیم، خدا به ما توفیق دهد که استعداد و توانی برای انجام کاری در وجود ما نمانده باشد که میتوانستیم آن را خرج کنیم و خرج نکردیم، اگر وقت مرگ رسید حسرت نخوریم که چقدر میتوانستیم کار کنیم و نکردیم.
شهید مصباح میگفت یک باز نزد آقا رفتم و به ایشان گفتم که دو نفر هستند که شما آنها را جور دیگری تحویل میگیرید. آقا فرمود چه کسانی؟ گفتم یکی حاج قاسم و دیگری سیدحسن نصرالله، آقا فرمود که بله درست است. زیرا اگر کاری به اینها بسپارم یقین دارم که انجام میدهند و اگر بیایند و بگویند که نشد، میدانم که قطعاً آنها شدنی نبوده است.
کاری نکنیم خدا گروهی دیگر را جایگزین ما کند
حال اگر این ملاک باشد ما باید ببینیم که آیا ما برای کارها صد را گذاشتهایم؟ و کم کاری نکردهایم؟ باید مدام تکرار کنیم که خدایا کسی را جایگزین ما نکن، خدا به ما نیاز ندارد، امام زمان(عج) به ما نیاز ندارد، اگر کوتاهی کنیم، گروهی دیگر را جایگزین ما میکند.باید از کسانی الگو بگیریم که در کارشان ایستادگی کردند و ماندند و استقامت کردند تا گشایشی صورت گرفت.
منبع:فارس