پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۱۴:۲۶

۱۴۰۴/۱۱/۱۱

دعایی که تمام اهل بیت(ع) بر خواندن آن مداومت داشتند

محوری‌ترین فراز این مناجات که همواره مورد توجه اهل معنا بوده، درخواست «کمال انقطاع» است، این عبارت، نه یک خواسته ساده، بلکه تقاضای رسیدن به عالی‌ترین مرتبه توحید است.
کد خبر : ۱۳۵۸۸۸

عقیق: ماه شعبان در سنت اسلامی، نه تنها یک بازه زمانی برای عبادات روزمره، بلکه فرصتی یگانه برای تروّض روح و آمادگی جهت ورود به ضیافت‌الله در ماه مبارک رمضان است. در میان تمام اعمال و اذکاری که برای این ماه عزیز وارد شده است، «مناجات شعبانیه» جایگاهی بی‌بدیل و منحصربه‌فرد دارد. این مناجات که از امام همام، امیرالمؤمنین علی (ع) و فرزندان معصوم ایشان روایت شده، به تعبیر بزرگان معرفت، یکی از عظیم‌ترین منابع معارف الهی و از جمله نفیس‌ترین ذخایر عرفانی در جهان تشیع است.

اهمیت این دعا تا آنجاست که برخلاف بسیاری از ادعیه که مخصوص یک معصوم یا زمانی خاص است، نقل شده که تمامی امامان معصوم (علیهم‌السلام) بر قرائت این مناجات در ماه شعبان مداومت داشته‌اند. این هم‌نواییِ قدسی تمامی حجج الهی بر یک متن واحد، نشان‌دهنده عظمت مضامین و غنای معارفی است که در سطور این مناجات نهفته است؛ معارفی که از حد فهم عادی فراتر رفته و به ساحت‌های بلند توحید شهودی و فنای فی‌الله اشاره دارد.

جایگاه استثنایی و پیوستگی معصومین با مناجات شعبانیه

شرافت ماه‌های رجب، شعبان و رمضان در بیان و عقل نمی‌گنجد، اما آنچه این ماه‌ها را جاویدان می‌سازد، پیوند آن‌ها با وحی و نبوت و امامت است. ماه شعبان، ماه تجلی الهی بر قلب پیامبر اکرم (ص) و به تبع ایشان، بر امامان معصوم است. یکی از ویژگی‌های بارز مناجات شعبانیه که آن را از سایر ادعیه متمایز می‌کند، همین نکته است که تمام ائمه هدی آن را می‌خوانده‌اند.

این مسئله نشان می‌دهد که در این دعا، مسائلی مطرح شده که فراتر از آموزش‌های اخلاقیِ صرف برای توده مردم است. در واقع، این مناجات گزارشی از حالِ درونی و پیوند قلبی حضرات معصومین با مبدأ اعلی است. آن‌ها که خود مظهر کمال و وارسته از هرگونه علقه دنیوی بودند، چنان در برابر عظمت الهی خضوع می‌کردند که گویی خود را در دریای بیکران هستی، هیچ می‌دیدند.

ائمه (ع) در این مناجات با زبانی سخن می‌گویند که نشان‌دهنده معرفت عمیق آن‌ها به جلال و جمال حق‌تعالی است. آن‌ها می‌دانستند در مقابل چه عظمتی ایستاده‌اند و این ایستادن، نه از روی تشریفات یا برای یاد دادن به دیگران، بلکه برخاسته از یک حقیقت وجودی و شهودی بوده است. برای درک صحیح این مناجات، انسان باید بداند که گویندگان آن، کسانی بوده‌اند که از همه چیز بریده و تنها به حق پیوسته‌اند؛ لذا هر کلمه از این دعا، دریچه‌ای به سوی جهانی است که در آن «خودی» وجود ندارد و هر چه هست، اوست.

کمال انقطاع؛ غایت سلوک و خروج از منزل خویشتن

محوری‌ترین فراز این مناجات که همواره مورد توجه اهل معنا بوده، درخواست «کمال انقطاع» است: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک». این عبارت، نه یک خواسته ساده، بلکه تقاضای رسیدن به عالی‌ترین مرتبه توحید است. کمال انقطاع به معنای بریدن از تمام وابستگی‌ها، تعلقات و حتی بریدن از خودِ انسان است. این یعنی خارج شدن از منزل «خودی» و پیوستن مطلق به حضرت حق. تا زمانی که انسان در بند حجاب‌های ظلمانی و نورانی است، نمی‌تواند به معدن عظمت دست یابد.

مناجات شعبانیه به ما می‌آموزد که برای رسیدن به آن کمال، باید چشمِ دل به نورِ نظر الهی روشن شود تا این چشم‌ها بتوانند حجاب‌های نور را پاره کنند. اینجاست که روح انسان به عزّ قدس الهی گره می‌خورد. این کمال انقطاع، هبه‌ای الهی است که تنها به اولیای خلص عطا می‌شود؛ کسانی که پس از درک جلال الهی، به مقام «صعق» یا همان بیخودی و فنا می‌رسند. در حقیقت، این دعا راه رسیدن به مقام «تدلی» و «قاب قوسین او ادنی» را ترسیم می‌کند که در قرآن کریم به آن اشاره شده است. رسیدن به این جایگاه، مستلزم ریاضت‌های روحی فراوان است تا انسان بفهمد که نفع و ضرر، زیادت و نقصان و هر آنچه در عالم هست، تنها در دست اوست و دیگران هیچ‌کاره‌اند.

تجلی قرآن در آینه مناجات و رازِ صعق

بسیاری از مفاهیم عمیق عرفانی که در قرآن کریم به زبان رمز و اشاره بیان شده است، در ادعیه ائمه و به‌ویژه مناجات شعبانیه، با زبانی لطیف‌تر و برای اهلش بازخوانی شده است. یکی از این مفاهیم، مسئله «صعق» یا بیخودی است که در داستان حضرت موسی (ع) در قرآن آمده است: «و خرّ موسی صعقاً». در مناجات شعبانیه نیز می‌خوانیم: «و لاحظته فصعق لجلالک».

 این فراز به ما می‌فهماند که تجلی جلال الهی چنان سنگین و عظیم است که کوه هستیِ بنده را در هم می‌کوبد. این «صعق» به معنای غش کردن عادی نیست، بلکه نوعی فنای ادراک در برابر عظمت نامتناهی خداوند است. مناجات شعبانیه ماهیت این پیوند را فراتر از کلمات بر ملا می‌کند؛ آنجا که می‌گوید: «ناجیته سرّاً»؛ یعنی خداوند با بنده خویش به صورت پنهانی نجوا می‌کند. این مقام، مقامی است که نه فلاسفه با عقل خود و نه عرفا تنها با اصطلاحات خود می‌توانند به حقیقت آن پی ببرند.

درک این معنا، نیازمند «ذوق عرفانی» و وجدان قلبی است. ائمه (ع) در این دعا می‌خواهند ما را متوجه این حقیقت کنند که میان خالق و مخلوق، رابطه‌ای فراتر از رابطه عابد و معبودِ رسمی وجود دارد؛ رابطه‌ای که در آن خدا با بنده سخن می‌گوید و بنده را به حضور در معدن عظمت دعوت می‌کند.

ضرورت ایمان به غیب و پرهیز از انکار معارف

یکی از آسیب‌های بزرگ در مسیر فهم این‌گونه ادعیه، انکار آن‌ها به بهانه دوری از عقل یا برچسب زدن‌هایی چون «حرف‌های صوفیانه» است. مناجات شعبانیه به ما هشدار می‌دهد که حتی اگر به حقیقت این مفاهیم دست نیافته‌ایم، نباید آن‌ها را انکار کنیم. باید مؤمن به این باشیم که چنین مقاماتی وجود دارد؛ مؤمن به اینکه قضیه «صعق» و نجوای الهی با انسان، حقایقی است که ائمه (ع) آن را چشیده‌اند. این معارف، ریشه در بطن قرآن دارند و ائمه هدی تنها مفسران واقعی این حقایق هستند. کسانی که بعدها در کتب عرفانی از این اصطلاحات استفاده کرده‌اند، دانسته یا ندانسته از سرچشمه همین ادعیه و وحی بهره برده‌اند.

ائمه (ع) در اوج معصومیت و کمال، خود را در برابر حق «ظلوم و جهول» می‌دیدند (بر اساس برخی تفاسیر که این اوصاف را به شکستن بت‌های درونی و غفلت از غیر خدا تعبیر می‌کنند) و با این نگاه، راه را برای ما باز کردند. برای فهم این مناجات، باید از پوسته‌های ظاهری عبور کرد و به مغز و معنا رسید؛ معنایی که می‌گوید انسان هیچ است و هر چه کمال است از اوست.

در نهایت، مناجات شعبانیه را باید «ادبِ حضور» در محضر خدا دانست. همان‌طور که انسان برای رفتن به یک مهمانی بزرگ، ظاهر و باطن خود را مهیا می‌کند، ماه شعبان و مناجات‌های آن، ابزاری برای مهیا کردن مسلمین جهت ورود به ماه مبارک رمضان است. این مناجات، ذایقه روح را برای چشیدن لذت نجوای الهی آماده می‌کند. اگر کسی با تامل و تدبر در این دعا پیش برود، می‌تواند حجاب‌های ظلمانی گناه و سپس حجاب‌های نورانی انانیت را کنار زده و به جایی برسد که جز خدا نبیند. تمام آنچه عرفا در کتاب‌های قطور خود نوشته‌اند، در چند کلمه این مناجات خلاصه شده است. لذا بر اهل نظر و مفسرانی که راهی به این معانی دارند واجب است که این معارف را شرح کنند و به مردم ارائه دهند تا جامعه از این منبع عظیم معرفت محروم نماند.

 اگرچه هیچ‌کس نمی‌تواند حقیقتِ واقع را آن‌گونه که هست شرح کند، اما تلاش در این مسیر، خود بخشی از سیر و سلوک الی‌الله است. مناجات شعبانیه، نه فقط یک دعا برای طلب حاجت، بلکه نقشه‌راهی برای رسیدن به توحید مطلق و وصال محبوب است که در آن، بنده از خود فانی و به حق باقی می‌گردد.

منبع:مهر


گزارش خطا

ارسال نظر
  • پربازدیدها
  • تازه ها