پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۱۹:۳۷

۱۳۹۲/۰۷/۰۶
یادواره شهدا در هیئت الزهرا با مداحی حاج رضا پور احمد و حاج احمد قدمی

خاطره گویی فرزند شهید باقری و سید ابوالفضل کاظمی + گزارش تصویری و صوت

شهدای ما مومن بودند به خدا و این ایمان تاحدی بود که ترس از بین می رفت، خدا ترسی شهدا، ترس از فضای عادی را از بین برده بود و در عین شجاعت توکل و تلاش مجاهدانه داشتند.
کد خبر : ۱۳۳۹۰
عقیق: مراسم یادرواره شهدا دفاع مقدس در هیئت الزهرا سلام الله علیها با تلاوت قران استاد کریم منصوری، سخنرانی فرزند شهید باقری و خاطره گویی سید ابوالفضل کاظمی و مداحی حاج رضا پور احمد، حاج احد قدمی، کربلایی محمدعلی بخشی و سید علی مومنی برگزار شد.

گزیده سخنان فرزند شهید باقری:

*اگر دوره ی دفاع مقدس را مورد بررسی قرار دهیم امروز همه ما به این اعتراف خواهیم کرد که علاوه برهمه مشکلات و تحریم ها در آن زمان اوج پیشرفت گفتمان انسانی بود، شهدا در آن دوره تابع یک سیره و گفتمان بودند و همان سیره و گفتمان بود که آن توفیقات را حاصل کرد، اینگونه نبود که ما احساس بکنیم عملیات ها تابع محض احساسات بود.

*اعتقادمان این است اگر این سیره و گفتمان در هرعصری و هر فضایی حاصل شود همان توفیقات حاصل می شود، اگر مشکلاتی جامعه ما را فرا گرفته حاصل دوری از همان گفتمان است، امروز جهاد در عرصه فرهنگ و اقتصاد است، تنها فردی که پیگیر آن بوده خود شخص رهبری است.

*شهدای ما مومن بودند به خدا و این ایمان تاحدی بود که ترس از بین می رفت، خدا ترسی شهدا، ترس از فضای عادی را از بین برده بود و در عین شجاعت توکل و تلاش مجاهدانه داشتند.

*درآن زمان دعوای شهدا بر سر رفتن بود و امروز تلاش برای ماندن است، فرماندهان جنگی ما هیچکدام در پس جبهه نبودند بلکه در لب خاکریز بودند و بخاطر همین است که این همه فرمانده ی شهید داریم، هیچکدام از فرماندهان ادعای فتح نداشتند یعنی اگر خرمشهر فتح می شد هیچ کدام از فرماندهان اعلام نمی کردند من فتح کردم.

*آخرین باری که پدرم می رفت جبهه به ایستگاه راه آهن رفتیم برای بدرقه و من کوچک بودم و در بغل مادر، پدر اصلا من را نگاه نمیکرد. عموی بنده مرا در زاویه نگاه پدر به بغل گرفت اما باز هم پدرم روی گردان بود، عمو در خلوت به او گفت شاید بار آخرت باشد که فرزندت را می بینی. دل سیر نگاهش کن، پدرم میگفت نه دوست ندارم لحظه ای که دارم میروم مهر این فرزندم در راهی که می روم مرددم کند.

 

گزیده ای ازسخنان حاج سید ابوالفضل کاظمی:

*بعضی ها فکر میکنند شهدا از آسمان آمده بودند، نه خیر همه همین بچه های پایین شهر بودند. بیشتر آن ها هم پدرنشان آهنگر، کارگر، گچکار و...بودند، این ها فرزندانشان را فرستادند جبهه، این پدران سعادت داشتند مدال پدر شهید بر سینه خود بزنند، اگر کسانی که رفتند و شهید شدند اگر اشتباهی داشتند بخاط این بود که مرشد و چراغ راه نداشتند.











حاج رضا پوراحمد

حاج احد قدمی

کربلایی محدعلی بخشی

کربلایی سیدعلی مومنی

کربلایی محمدعلی بخشی

حامد رمضانپور

حاج احد قدمی

 

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
نظرات شما
احسان
|
United States of America
|
۰۷:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
سلام عالي بود
خدائيش تزئيناتي كه انجام شده بود دل رو تكون ميداد
آقا سيد علي مومني هم خدائيش همه كار كرد
فقط ميتونم بگم عالي بود
احمد
|
United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland
|
۱۱:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
اقا من رفته بودم خیلی خوب بود دمه حاج احد گرم یه دونس خیلی با ادب و خاکیه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
دمش گرم ممدعلی بخشی ماشالله بهش
آینده خوبی داره
منتظر
|
United States of America
|
۰۷:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۸
ماشاء الله به هیئت الزهرا با این همه توانائی و سلیقه وماشاءالله به حاج آقای قدمی وحاج علی فرشید فر خدائی گل هستند و بی ریا خداوند به عمرشون ، زندگیشون،مالشون،نفسشون برکت بده ، ودست عزیزانمان در عقیق درد نکند به خاطر به تصویر کشیدن زیبای این مراسم با شکوه .
سائل
|
United States of America
|
۰۷:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۸
ما که سعادت نداشتیم بیایم وضرر کردیم ولی دم بچه های عقیق گرم ، وقتی گزارش رو دیدم احساس کردم اونجا بودم ، انشاءالله همین شهدا دستمون رو بگیرند وکمکمون کنند .
رضا
|
Hong Kong
|
۱۱:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۸
آقا هییت خیلی باحالیه . خداییش بچه هاش هم عالی هستن
صابر
|
United States of America
|
۱۳:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۸
به بچه هاي پرشور هيئت الزهرا خدا قوت ميگم انشاالله كربلا باهم سينه بزنيم
rahilkarbala از سیرجان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۹
خدا خیرشون بده. چقدر پر شور کار کردن. لطفا اخبار هیئت الزهرا رو بیشتر بذارین تو سایت.
ممنون
  • پربازدیدها
  • تازه ها
  • پرطرفدارها
  • پربحث‌ها