*در زیارت نامه حضرت آمده است ای کسی که خدا
از تو راضی است، و بدانید که خداوند از هرکس هم راضی
باشد باید به وسیله امام رضا باشد، کانال رضایت الهی امام رضاست، قرآن انسان ها
را به سه دسته تقسیم بندی کرده است، عده ای اصحاب یمین، اصحاب شمال و السابقون
السابقون هستند.
*به فرموده علامه طباطبایی رافت امام رضا حسی است، یعنی زمانی که شما
وارد حرم امام رضا میشوی با تمام وجود حس میکنی این را، ولی زمانی وارد حرم
امیرالمومنین میشوی اینگونه نیست، آنجا احساس قدرت میکنی ولی در حرم امام رضا که
وارد میشوی دست و پایت را گم میکنی، چون موقعیت این حرم فرق می کند انگار در حرم
امام رضا یک آقایی دارد با لبخند آدم را نگاه می کند.
*ما مشهد می رویم سوغاتمان دو مثقال زعفران است ولی ممکن برای بعضی ها
سوغاتشان رضای الهی باشد، به برکت امام رضا شما هر چه قدر کاسه گدایی ببرید او
همان قدر پرمیکند، شما اگر نعلبکی را به زیر آبشار ببرید بیشتر از اندازه همان
نعلبکی پر نمی شود.
*بحث ولایت دو وجهی است، یعنی یا ما ولایت حق را قبول داریم یا ولایت طاغوت، همه آدم ها اهل
ولایت هستند ولی سوال اصلی این است ولایت چه کسی را قبول دارند؟ مسئله اصلی این
آیه: یوم ندعوا کلّ أناس بإمامهم، روزی که ما همه را
به اسم امامشان میخوانیم، عده ای هستند که امامان کفراند.
*در آیه 20 سوره ی مبارکه حدید آمده
است: اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ
بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ زندگی دنیایی 5 مرحله
است، شیطان برای هر پنج مرحله دسیسه دارد که تکاثر در اموال و اولاد برای سنین
بالاست.
*اگر کسی رسید به جایی که بگوید : من از درمان و درد و وصل و هجران/ پسندم آنچه را جانان پسندد. این همان مقام رضوان الهی است. این بالاترین مقام است، رَضِیَ اللّه عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ، خدا از او راضی است و او از خدا راضی است، یعنی اگر کسی فرزندش فوت کرد ناراضی نمی شود، زیرا اعقتادش این است که این نظام احسن الهی است، یکی از کانالهای رسیدن به رضوان خدا امام رضاست.
*گروهی آمدند خدمت امام رضا به خادم امام رضا گفتند بگویید یک گروه از شیعیان علی آمده اند دیدار شما، امام به خادمش گفت بگو بروند تا60روز این اتفاق افتاد، به خادم گفتند به امام رضا بگویید دشمن شاد شدیم که نمی توانیم به دیدار شما برسیم، امام بالاخره اجازه دادند با لحنی نامناسبی امام فرمود: چرا می گویید شیعیان علی هستید، شما محب امیرالمومنین هستید.
*مامون بسیار عالم بود، اینقدر که در گفت گو های علمی با امام رضا کد رد و بدل می کردند، تا قبل از امام
جواد میگفتند ائمه جایی آموزش دیده اند ولی با شروع امامت امام جواد(ع) که در خردسالی
به این مقام دست یافتند بر همه ثابت شد که منبع علم ائمه غیر از استاد و شاگردی
است و از جایی مستقل دریافت می شود.
گزیده سخنان حاج منصور ارضی را میخوانید:
*کلمه لا اله الا الله حصنی ، فمن دخل حصنی امن من عذابی، البته با شرط و شروط و با دستورات معین. هرچه امام رضا دستور داده باشد اگر در زندگی ات و در بندگی خدا عملی بشود آمن من عذابی می شود.
*عارف بحقه یعنی عارف به شروط، از من به شما نصیحت یک روز می فهمیم که آنچه در شادی
ها شادی کردیم، افضل از عزاداری بود است. شوری که در شادی ها و عرض ادب ها هست در سینه زنی ها نیست، کجا دیدی برای کسی
اینجور شادی کنند.
*وارد سرزمین الله که شدی امام رضا به تو میگوید شرط شروط من را رعایت
کن، چون دشمنی داری در وجودت که آن نفس اماره توست شیطان نمی تواند در این مراسم ها
دخالت کند، چه چیزی در هیئت ها دو بهم زنی میکند بهم می ریزد، آن نفس است، امام
رضا می گوید شرط و شروط را گوش بده و دستورات را رعایت کن.
*خواننده اهل بیت را به اندازه نوکری امام حسین قبول داشته باش، عالمی را که
دارای مقام بالاست هم به اندازه خودش، اگر میخواهی به امام رضا برسی اول دست زائر امام رضا را به بوس، یک روزی میرسد که دست خود امام رضا را میبوسید و
امام رضا از شما تشکر میکند که پای دین ایستادید.
*امنیتی که برای ما حاصل شده حاصل خوت شهدا و خون دل علماست و دردمندان
دین، استادی داشتم که گریه میکرد و میگفت به خدا دارم اما رضا را می بینم،
امام رضا نگران ماست، اگر ببیند گناه میکنی گریه می کند برای تو.
متن اشعار؛
طرۀ مویی که افسون شد کمندش می کنند
زلف
مشکین و چلیپا را بلندش می کنند
می
برند و در حیاط خانه جایش می دهند
آن
غزالی را که صیادان پسندش می کنند
بی
سبب انگور نیشابور ما شیرین نشد
غورۀ
تلخی که دستت خورد، قندش می کنند
هر
که منظور نظر شد در بساط عاشقی
بر
در درگاه سلطان مستمندش می کنند
شعر
درهم برهمی گفتم که دیدم در حرم
خادمان
با آب و جارو بند بندش می کنند
پس
تو دریا هستی و کانون امواج خودی
سورۀ
عشقی که از سوی خدا نازل شدی
تو
نبودی خانه ام را خال رنگینی نبود
تو
نبودی هیچ کس دلجوی مسکینی نبود
در
حریمت شاه و رعیت روزی یکسان می خورند
هر
چه گشتم در حرم بالا و پایینی نبود
از
کجاوه سر برون کردی و ایمانم شدی
ورنه
بر توحید این مردم تضمینی نبود
گفته
ام با یا علی موسی الرضا(ع) خاکم کنند
چون
که دیدم بهتر از این ذکر تلقینی نبود
کاسه
آوردم شکستی گفتی از اینجا مرو
پس
خدا را شکر ظرف من جز چینی نبود
آنچنان
که بوی عطر و مشک می چسبد به ما
بر
سر این سفره نان خشک می چسبد به ما
تا
حرم را دیدم اشکم گشت جاری مثل نیل
زیر
آن سایه که از قوت به سویم شد گسیل
از
همان سر در که زد شیخ بهایی رد شدم
دیدم
آقا زشت اعمال مرا کرده جدید
هر
کسی بار گنه بر دوش می برد آمدو
پای
گنبد رفت و خلوت کرد بعدا شد خلیل
رخت
خدامی به تن کردم از آن شب هم به بعد
نیمه
شب ها صحن جارو می زنم با جبرئیل
ما
فقط سلمان به پابوسی طوبا برده ایم
بازدیدش
را رضا(ع) پس داد جای کل ایل
پس
همانطوری که زر از سنگ و کاشی بهتر است
با
علی(ع) و فاطمه(ع) فامیل باشی بهتر است
در
جواب هر سلامی که به عرضت می کنم
بارها
گفتی خودم از تو شفاعت می کنم
تیغ
ابروی تو شد صیاد آهوی دلم
اینچنین
بر دادن جان میل و رغبت می کنم
من
که زیر سایه باب الجوادت راحتم
کی
پس از این خواهش رفتن به جنت می کنم
بارها
از این گنه آلوده دعوت کرده ای
حال
دیگر من تو را دعوت به هیئت می کنم
امر
کردی فبک المظلوم فبک للحسین
هر
که می گوید حسین(ع) از تو اطاعت می کند
جان
به قربان تو ای آنکس جانم دست اوست
غصۀ
جد غریبت استخوانی در گلوست
تو
خودت گفتی حرامی ها همینکه آمدند
جد
ما را چون شکار از هر مسیری می زدند
گریه
ها کردی برای ساعتی که کوفیان
بهترین
زن های عالم را اسیری می برند
تاجر
کوفی صدا زد جنس ارزان آمده
دختری
فریاد زد، خلخال خون آلود چند؟
حجت الاسلام قاسمیان
حاج حسین سازور
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: