همة ما از شهادت، مظلوميت و غربت ائمه ناراحتيم. از اين که جامعة آنان، امام را ياري نکرده و او را تنها گذارده محزونيم. همة ما از مدعيان دروغين و فريبکار و يا آناني که امام را براي مقاصد خود هزينه ميکنند يا نابجا به کار ميبرند ناراحتيم.
مطالب، نکات و پرسشهايي است که پاسخ آن نشان ميدهد چقدر در انجام وظيفه و ادعايمان صادقيم:کافي است سري به زندانها، بيمارستانها و کلينيکهاي رواني بزنيد تا حجم مدعيان دروغين و مريدان و مرتبطان به آنان را دريابيد. يا نگاهي به انواع بازيها، فيلمها و کارتونها بياندازيد تا عمق مبارزه و تخريب را دريابيد.
4. آيا هيچ مسئلهاي مانند مهدويت، پايه و مبناي نظام مقدس ما هست؟ فراموش نکنيم نيابت عامه، ولايت فقيه همه وابسته به تبيين مهدويت است؟
5. آيا در تحقق انقلاب، در طي اين سي و چند سال، هيچ جرياني مانند نگاه ايستا و در مقابل نگاه پوياي به انتظار و مهدويت تأثير گذار بوده است. چه در پيروزيها و چه در سکوت و نشست و شکستها؟
6. مهدويت چيست؟ آيا کدام اسلام باعث يأس دشمنان است ( اليوم يأس الذين کفروا) با ولايت يا بيولايت؟
7. آيا معناي عبارت «ما نودي مثل الولايه» جز اين است که اهتمام به ولايت از اهتمام به تمام امور مهمتر است؟
8. آيا مُهَيمن، مقدم، ايجادکننده و جهتدهندة تمام مسائل مثل نماز، زکات و... امام نيست؟
9. آيا مهدويت، اسلام تجسميافته و مورد رضايت (دينهم الذي ارتضي لهم) همسنگ با فروع يا اصول ديگر است؟ آيا در کنار زکات و نماز و... بايد مطرح گردد يا بسيار والاتر که همه را با خود دارد و تلاش براي آن يعني تلاش براي تحقق همه فروع و اصول.
10. مگر مصداق قرآن ناطق، امام عصر نيست؟
مگر نه اين است که اين زمان همة فرشتگان و روح خدمت امام مهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف ميآيند؟مگر نه اين است که تنها مصداق مشترک و موجود عترت و سنت حضرت مهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف است؟
مگر نه اين که حتي اگر به قرآن اهتمام گذاشتيم و از حضرت مهدي ـ تنها مصداق موجود عترت ـ غفلت ورزيديم ميان قرآن و عترت افتراق شده است؟11. آيا ميدانيد ما در هر موضوع صدها فيلم و داستان و رمان و قصه و... داريم؛ در مهدويت کمترين آثار بديع و نو ميبينيم؟
12. آيا عدم شناخت و عدم تلاش براي امام و عدم فهم هدف و راه امام همين مساجد را به گمراهه نميبرد؟ آيا ميدانيد مهدويت هنوز اسير بيسوادها، ضد انقلابها، تنبلها و... است؟
13. چه سخن خواجه نصير و علامه حلّي را بپذيريم که در غيبت حضرت ما مقصريم (عدمه منا) و چه نپذيريم. آيا ما براي ظهور، براي ياري او تلاشي داريم؟ آيا انصافاً تلاشهاي ما از ما رفع حجت ميکند آيا عذر ما پذيرفته است؟
14. آيا فقط يک روايت که امام فرمود «اني امان لاهل الارض» را به اهل ارض رساندهايم؟
15. در اينکه بايد بجا نام حضرت را به کار برد شکي نيست اما آيا با تغيير مديريتها، بايد نام و ياد امام زمان هم تحتالشعاع قرار گيرد؟
*
اگر شيطان توسط حضرت از بين ميرود و تمام بافتههاي او نابود ميشود و ياران حضرت و منتظران واقعي حضرت را شيطان دشمن ميدارد پس طبيعي است که نتوانيم براي حضرت کاري کنيم و وسوسهها و تسويفها و ترديدها ما را از اختصاص و اهدا و وقف مالي و زمان و جانمان در اين راه باز دارد يا هزينههايمان را صرفاً در چراغانيها و تزيينها خرج شود نه در ترويج و تعميق و تبيين مهدويت (چاپ و نشر، تربيت استاد و متخصص و...)
پس به همه وجود بايستي اعتراف کنيم که أنا خاطئون. از خدا عذر بخواهيم که نسبت به ولي او کاري نکرديم! سالها در غيبت است و هنوز بسياري از جامعة شيعي ما از علل غيبت او هيچ نميدانند.
چندين سال است وهابيت و بهائيت و سردمدادن استکباري آنها انواع توهينها و هجمات را به امام عزيز ما روا ميدارند و هنوز بسياري از حوزويها و دانشگاهيهاي ما از پاسخ آن بيخبرند.
شرمندهايم که برخي از دانشآموزان و ديگر اقشار جامعه ما از حضرت مهدي هراس دارند و آرزوي نيامدن او را حتي گاه به زبان ميآورند.
شرمندهايم که کودکان ما از 4 -5 سالگي با منجيان و نجاتبخشان اربابان رسانه و جنگ نرم نظير بنتن، زورو و... به خوبي آشنايند و به آنان عشق ميورزند و از مهدي هيچ جز ترس و کشتار نميدانند.
شرمندهايم که چيپس و پفک استاندارد دارد، اما دربارة حضرت مهدي هر کس به خود اجازه ميدهد هرچه بگويد يا بنويسد و يا بسازد و هيچ کس هم چيزي نميتواند بگويد.
شرمندهايم که سهم امام عصر-عجل الله تعالي فرجه الشريف از ما و جامعة ما، جز سالي يک بار، آن هم در شهرهاي مذهبي، آن هم برخي خيابانها، آن هم فقط چند چراغ و ريسة لامپ و شکلات و شربت چيزي نيست.
شرمندهايم که سهم امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف و ولي نعمت ما در کتابها در حد چند صفحه، آن هم يک معرفي اجمالي چيزي است!
شرمندهايم که از امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف کسي نامي نميبرد و اگر کسي نامي ببرد انگشتنما ميشود؛ حال اگر انتقادي به حق يا نابحق به سخن يا رفتار و عملکرد گوينده هم باشد، آنکه غريبتر ميشود امام عصر-عجل الله تعالي فرجه الشريف است.
شرمندهايم که دلسوزان دين براي هر امر البته لازم و بر زمين افتاده، فرياد و ناله ميزنند ولي براي مهدويت کمتر آه ميکشند؟
شرمندهايم که نام امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف يا به تفنن برده ميشود و يا براي توجيه عملکرد و يا عملکردها آنچه را غريبتر ميکند نام حضرت است.
شرمندهايم که برخي به هر دليل درست يا غلطي، حتي در ياد و نام حضرت کوتاهي ميکنند.
اين نوشته هم ناله بود و هم گلايه؛ ولي هرگز زحمات و تلاش صورت گرفته در قرنها توسط عالمان و دلسوزان و عاشقان حضرت فراموش نميشود؛ اما انصاف بدهيم همانگونه که نسبت به قرآن کوتاهي کردهايم نسبت به عدل آن يعني عترت و امام عصر-عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز کوتاهي کردهايم. قالوا تالله لقد آثرکالله علينا و ان کنّا لخاطئين.
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: