
آقاي اراکي فرموده بودند: مرحوم آقاشيخ حسنعلي نخودکي اصفهاني برادري داشتند که در زمان جواني بسيار به ايشان کمک و خدمت کرده بود.
روزي به شيخ خبر رسيد که برادرشان در اصفهان از دنيا رفته است و جنازهاش را براي خاکسپاري به قم و در کنار مرقد حضرت معصومه (س) آوردهاند و امشب شب اول قبر ايشان است.
مرحوم آقاشيخ حسنعلي متأثر شدند و به اين فکر افتادند که اين برادر خيلي به من خدمت کرده بود و امشب آن شبي است که به کمک نياز دارد. ايشان براي اداي بخشي از حقوق آن برادر خدمت حضرت رضا (ع) مشرف شدند و عرض کردند: آقا! ميدانيد اين برادر بر من حق بزرگي داشت. امشب او بسيار نيازمند است و من هم هيچ کاري از دستم برنميآيد. آمدم از شما خواهش کنم که تشريف ببريد قم و به خواهرتان سفارش او را بکنيد و بگوييد اين مهمان ماست!
فرداي آن روز که به حرم مشرف شد، يک نفر از دوستان ايشان گفت: ديشب خواب ديدم وقتي براي زيارت به حرم حضرت رضا (ع) آمدم، گفتند که آقا تشريف ندارند! گفتم: مگر ميشود؟! اينجا مرقد آقاست! گفتند: ايشان به قم تشريف بردهاند. گفتم: خبري بوده که آقا تشريف بردهاند؟ گفتند: رفتهاند پيش خواهرشان تا سفارش برادر آقا شيخ حسنعلي را بکنند!
شيخ به گريه افتاده بود و براي تشکر باز خدمت حضرت رضا(ع) مشرف شد.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مصباح یزدی
212113