عقیق | پایگاه اطلاع رسانی هیئت ها و محافل مذهبی

کد خبر : ۱۱۸۹۶۶
تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۴۰۰ - ۱۴:۱۴
حکایت خواندنی از یک عالم دینی؛
در زمان شاه می‏‌خواستند در منطقه بهارستان تهران، اطراف ساختمان مجلس شورای ملّی را بسازند و باید ۳۵ خانه خراب می‏‌شد. به‌ اطلاع صاحبان خانه‌ها رساندند که خانه شما را متری فلان مقدار می‌خریم. هر کس اعتراض دارد، بنویسد تا رسیدگی شود. هیچ‌‏ کس به‌ جز واعظ مشهور مرحوم حسینعلی راشد اعتراض نکرد ...

عقیق:حضرت آیت الله شبیری زنجانی در کتاب جرعه‌ای از دریا، ج ۲، ص ۶۵۸ آورده است:

در زمان شاه می‏‌خواستند در منطقه بهارستان تهران، اطراف ساختمان مجلس شورای ملّی را بسازند و باید ۳۵ خانه خراب می‏‌شد. به‌ اطلاع صاحبان خانه‌ها رساندند که خانه شما را متری فلان مقدار می‌خریم.  هر کس اعتراض دارد، بنویسد تا رسیدگی شود.

 هیچ‌‏ کس به‌ جز واعظ مشهور مرحوم حسینعلی راشد اعتراض نکرد. این جریان خیلی بر مسؤولان گران آمد، و گفتند: فقط این‌که آخوند است، اعتراض کرده!

بعد مرحوم راشد را دعوت کردند و آماده شدند برای این‌که به‌ او حمله کنند و خفیفش {خوار} نمایند! راشد آمد و بعد از سلام و احوال‏‌پرسی از او پرسیدند که اعتراض شما چیست؟

گفت: حقیقتش این است که این خانه را من سال‌ها قبل و به‌ قیمت خیلی کم خریده‌‏ام و در این مدت زمان طولانی مخروبه شده و به‌ نظر من قیمتی که شما پیشنهاد کرده‏‌اید زیاد است و من راضی نیستم از بیت‌المال مردم، قیمت بیش‌تری برای خانه‌ام بگیرم.

بهت و تعجّب همه را فرا گرفت و یکی از اعضای کمیسیون که از اقلیت‌های دینی بود، از جا برخاست و راشد را بوسید و گفت: اگر اسلام این است من آماده‌ام برای مسلمان شدن.

 

منبع:حوزه


پربازدیدترین اخبار
مطالب مرتبط
پنجره
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه ها
پرطرفدارترین عناوین