پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۱۴:۲۱

۱۳۹۲/۰۵/۱۲
همنوا با حاج منصور ارضی در شب بیست و پنجم

دروغگو بالاخره لو می رود/ باید به خود آیم که دگر آخر خط است + متن شعر

فردی که دروغ می گوید به هر حال لو می رود. اگر ده بار دروغ گفتیم بار یازدهم لو می رویم. از تمام اعمال ما خداوند آگاه است خدا نقطه کوری که هیچ کس آن را نمی بیند را می بیند.
کد خبر : ۱۱۰۳۲

عقیق: مناجات و شب زنده داری شب بیست و پنجم ماه مبارک رمضان در مسجد ارک برگزار شد.

حاج منصور ارضی در ابتدای صحبت هایش گفت قصد داریم امشب دعای جوشن صغیر را بخوانیم به همین دلیل کمتر صحبت می کنم.

در ادامه گزیده ای از صحبت های او را مرور می کنیم.


*فردی که دروغ می گوید به هر حال لو می رود. اگر ده بار دروغ گفتیم بار یازدهم لو می رویم. از تمام اعمال ما خداوند آگاه است خدا نقطه کوری که هیچ کس آن را نمی بیند را می بیند.

*خداوند می فرماید در سود و زیان انصاف داشته باش و در ترجیح مردم به خود. آیا تا به حال پیش خودمان فکر کرده ایم چقدر دیگران را به خود ترجیح می دهیم.

*عقل بیشتر مردم به چشم است. بیاییم از خدا بخواهیم عقل را از چشم بردارد. از خدا عقلی کامل بخواهیم.

*تا حالا فکر کرده ایم چقدر در پیشگاه خدا گناه کرده ایم چقدر مدل ما از انسان کامل خراب شده. حتما دیده اید بعضی ها(حتی بچه مذهبی ها) تا اینکه موی سرشان می ریزد به دنبال اصلاح آن و کاشت مو می روند و می گویند مدل موی سرم خراب شد. چقدر این طور به دنبال اصلاح گناهان خود هستیم .

*چقدر تا به حال حرف شنیده ایم و به آن عمل نکرده ایم.

حاج منصور در ادامه صحبت هایش نکاتی پیرامون دعای جوشن صغیر گفت :

*یکی از خواص دعای جوشن صغیر آزادی زندانی است. کسانی که زندانی دارند سه تا جوشن صغیر نذر کنند، یکی بخوانند و دو تای بعدی را نگه دارند ان شاء الله مشکلشان حل خواهد شد.

*خلاصه جوشن صغیر این است که می گوید الآن تو در سلامت کامل هستی و عده ای در گرفتاری و مشکل هستند . از گرفتاری مردم می گوید.

 

حاج منصور قبل از شروع دعا و مناجات شعر زیر را خواند:

از عمر فقط حاصل من روی سیاه است

افسوس که این ماحصل عمر تباه است


ماندم که چرا ذوق مناجات ندارم

هرچه به سرم آمده از دست گناه است


رفت این رمضان زودتر از هر رمضانی

پرت است حواسم که شب چندم ماه است


باید به خودم آیم که دگر آخر خط است

برگردم از این راه که این آخر راه است


هر چند که سنگین شده جرمم تو رحیمی

کوه گنهم در بر عفوت پر کاهی است


من چیز زیادی به خدا از تو نخواهم

آدم شدنم در گرو نیم نگاهت


ماندم به سرای که برم حاجت خود را

این نیمه شب این بنده به دنبال پناه است


چیزی که به دادم برسد عشق حسین است

در حشر برایم فقط این اشک گواه است


گزارش: حسین اجاقی


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
  • پربازدیدها
  • تازه ها
  • پرطرفدارها
  • پربحث‌ها