05 آبان 1400 21 (ربیع الاول 1443 - 39 : 10
کد خبر : ۸۶۰۷۲
تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۵:۲۴
از سوی دیگر وقتی با ذره ‌بین یا میکروسکوپ به دانه های برنج یا صفحات کوچک مانند آن نگاه می کنیم گاه فوق‌العاده بدخط و گاهی کلمه یا عبارت نامفهوم است و قطعا برای هر اهل هنر و هر صاحب ذوقی این مساله ناخوشایند و نامطبوع است.
عقیق: قرآن کتاب خدا و راهنمای سعادت بشر در دنیا و آخرت است؛ همین کتاب هدایتگر در طول تاریخ به حسب نگاه های کوته فکرانه از کارکرد اصلی خود که رشد و هدایت بشر بوده به مرور خارج شد و این اوضاع فلاکت بار را در جهان اسلام به بار آمد.
 
برای مثال معلّمان و مفسّران واقعی آن که اهل بیت(ع) عصمت و طهارت بودند مورد بی توجّهی کامل واقع شدند و حتّی به دست ستمگران زمانه به شهادت می رسیدند تا مبادا آنها حقایق ناب قرآن را برای تشنگان حقیقت و معرفت آشکار کنند.
 
دیگر بی‌توجّهی و ستم به این کتاب الهی، تأویل‌ها و تفسیر به رأی‌های خودخواهانه و جانبدارانه از آیات آن بوده که تا الآن نیز ادامه دارد و متاسّفانه برخی تاویل ها و تفسیرها باعث بروز و ظهور فرقه های انحرافی، ضالّه و نحله های منحط فکری و عقیدتی در ادوار مختلف شده است.
 
عدم قرائت و تدبّر در آیات جان بخش قرآن نیز مشکل بزرگ دیگری است که اهل اسلام به آن مبتلا هستند و حتّی در برخی خانواده ها کتاب قرآن اصلا یافت نمی شود.
 
با این بیان، از جمله انحراف های جدید در زمینه ستم و بی توجهی به ساحت مقدس قرآن، توجه ظاهری، توخالی و نمایشی به آن است مانند تولید و انتشار قرآن های فانتزی و حتّی گرانقیمت و لوکس که این موارد با اهداف هدایتگری قرآن و در دسترس بودن همیشگی آن در تضاد کامل است.
 
مثلا قرآن «سفره عقد» که قرآن بسیار بزرگ و گرانقیمتی است که حتّی عروس نمی تواند آن را از سنگینی بلند کند یا قرآن های گرانقیمت که بیشتر جنبه کادو دادنِ فلان شخص به بهمان شخص را دارد که ماحصل آن نخواندن به جهت نفیس بودن آن است. همه این ها در اصل دور شدن از مسیر اسلام عزیز و رهنمودهای پیشوایان معصوم(ع) و پرداختن عبث به ظاهر قرآن کریم است.
 
آیا قرآن با آن همه عظمت و با وجود آن همه اقیانوس های موّاج معارف و دانش های ژرف برای این کارهای ظاهری و نمایشی نازل شده است آن هم در زمانی که مردم مسلمان، احکام ابتدایی و معمولی قرآن را عمدا یا سهوا انجام نمی‌دهند؟
 
در روایتی از رسول مکرم اسلام(ص) آمده است:
 
‏سَیَأْتِی‏ عَلَى‏ أُمَّتِی‏ زَمَانٌ لَا یَبْقَى مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُه
بر امّت من به زودی زمانی خواهد آمد که از قرآن جز نوشتارش باقی نخواهد ماند (بحارالانوار، ج۲، ص ۱۰۹، طبع بیروت).
 
از این پیشگویی پیامبر(ص) به همین حقیقت و واقعیتی می رسیم که در ابتدای بحث بیان شد، این فاجعه که به قرآن نگاه ظاهری خواهد شد و در زمینه درک و متعاقب آن اجرای احکام آن در جامعه که هدف اصلی نزول آن است همتی مصروف نخواهد شد و اوضاع همین می شود که همه ما الآن در کل جهان اسلام و ایران شاهد هستیم.
 
پیامبر صبور اسلام در گلایه و شکایت خود نسبت به بی توجهی به قرآن در جهان اسلام به درگاه الهی فرموده است:
 
«وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ‏ مَهْجُوراً» (الفرقان/۳۰)
(و رسول اکرم(ص) به درگاه خدا عرضه داشت: پروردگارا! بی تردید قوم من این قرآن را رها کردند!)
 
تقلید کورکورانه از مسیحیت!
 
اتّفاق تاسّف بارتر دیگری که چند سال است در حوزه قرآن در حال شکل گیری خزنده و مسموم است و نشان از سرگشتگی های آخرالزّمانی مردم، مسئولان و متولیان فرهنگی و معنوی جامعه دارد تقلید کورکورانه از مسیحیان و یهودیان در کتابت قرآن است. مثلا تولید و ساخت بزرگترین قرآن و ایجاد رقابتی ناسالم و غیر معنوی با بزرگترین تورات و انجیل یا ریزترین قرآن و همچنین رقابت مقلّدانه با تورات و انجیل در زمینه ریزنویسی که این موارد برای جهان اسلام و به خصوص تشیّع راستین تاسّف بار و ننگین است و دل امام زمان (عج) را دردمند می کند. هر کس در ایران و افغانستان و پاکستان و دیگر کشورهای جهان سومی می آید و ادعای بزرگترین یا ریزترین قرآن می کند.
 
چند سال پیش سربازی به نام «ر.الف» به حسب اینکه می توانست ریز بنویسد مورد توجّه فرمانده خود در یکی از نهادهای نظامی قرار می گیرد. چند وقت بعد در خلال نمایشگاه قرآن که او از طرف آن ارگان حضور داشته، یکی از مسئولین کار او را می بیند و مورد توجّه و تشویق قرار می دهد و همین تشویق باعث می شود که کار او رشد کند و بالا بگیرد و مورد توجّه خبرنگارها و بعد دیگران قرار گیرد و حتّی به کشورهای مختلف اسلامی دعوت شود.
 
در روزگاری که مردم مسلمان احکام اسلام را زیر پا می گذارند، در کشور امارات و در «دبی» این شخص برای شیوخ معلوم الحال آنجا قرآن ریز سه میلیون دلاری از طلا و برلیان می نویسد و این چنین نیز در پناه شیوخ عرب جای می گیرد.
 
کم کم در ایران هم متولیان فرهنگی و معنوی با او آشنا می شوند و او به عنوان کاتب «ریزترین قرآن جهان» اسم و رسمی پیدا می کند.
 
حال سئوال اینجا است آیا ریز نوشتن قرآن یک هنر است؟ 
 
پاسخ قطعاً از سوی اهل هنر و کارشناسان فن منفی خواهد بود زیرا این یک قدرت چشمی است که هر کس داشته باشد می تواند با آن ریز بنویسد و در جهان هم این افراد نمونه و سابقه دارند که روی برنج و عدس و مو و هر چیز به صورت ریز می نویسند.
 
از سوی دیگر وقتی با ذره ‌بین یا میکروسکوپ به دانه های برنج یا صفحات کوچک مانند آن نگاه می کنیم گاه فوق‌العاده بدخط و گاهی کلمه یا عبارت نامفهوم است و قطعا برای هر اهل هنر و هر صاحب ذوقی این مساله ناخوشایند و نامطبوع است.
 
اخیرا هم خبری در خبرگزاری فارس در تاریخ ۱۳۹۶٫۱٫۲۰ منتشر شد که خبر مزبوراین قرآن طلا معرفی شده و آمده است: «… در کتابت بزرگترین قرآن طلای جهان از طلای ۲۴ عیار و ۱۸ عیار و نقره استفاده شد».
 
البته این قرآن به صورت ریز نوشته شده است و در قالب بزرگ نمایش داده اند و ظاهرا این شخص روی خط عثمان طه را به صورت ریز پر کرده است که این اصلا هنر نیست حتی عین آن خط هم نیست. 
 
در زمانی که مردم قرآن نمی خوانند با ذره‌بین و میکروسکوپ قرآن مبین و واضح را بخواهیم ببینیم؟ کجا اهل بیت(ع) به چنین کارهای نامعقولی دستور داده‌اند یا از آن حمایت کرده‌اند؟ آیا همین که قرآن را ریز و بدخط یا کپی شده بنویسیم از ساحت قرآن و اسلام دفاع  خواهد شد؟ آیا پیام آن به گوش جهانیان خواهد رسید یا آنکه ما مثل برخی روشنفکرنماها تقلید همان کارهای چندین سال پیش مسیحیان و یهودیان را انجام داده ایم؟ (+)
 
در زمانی که بخشی از مردم ما در فقر و بیکاری غوطه‌ورند در پایگاه تشیع یعنی شهر قم آیا باید چنین قرآنی فانتزی از طلا را شاهد باشیم یا آنکه باید احکام قرآن را پیاده کنیم؟ آیا مشکل ربا، ازدواج سفید، زنا، اختلاس، احتکار، ارتشاء، سست شدن و لرزه ایمان ها و… حل شده است که ما به این اقدامات فانتزی مآبانه و آخرالزمانی می پردازیم و با چند تبصره و مادّه به آن وجاهت دینی و شرعی می دهیم؟
 
آیا ما که مدّعی پیروی از حضرت علی بن ابی طالب(ع) هستیم باید این گونه باشیم؟ آیا اگر علی(ع) الآن زنده بود به این کارها رضایت می داد در زمانی که اهل قرآن طرد و رانده شده اند؟
 
«ر.الف» ظاهرا از دو کشور کویت و امارات نیز در لوای کتابت قرآن، دکترای افتخاری گرفته است و خود را دکتر می نامد.
 
او در صفحه شخصی خود در اینستاگرام در کنار عکس هایی که با مراجع تقلید قرار داده، همزمان با خوانندگان لس آنجلسی و آن طرف آب هم عکس دارد!
 
تصویر زیر این کاتب قرآن یعنی جناب آقای دکتر! را با «سیاوش شمس» از خوانندگان لس آنجلسی نشان می دهد که خودش در پیج شخصی در کنار عکس مراجع قرار داده است.
 
 
آیا همین که یک نفر را به خاطر قدرت بینایی تبدیل به یک هنرمند و پس فردا خدای ناکرده اسطوره ملی و جهانی کنیم کار خلاف شرعی انجام نداده ایم؟ آیا دفاتر مراجع این مسائل را می بینند؟
 
تصویر زیر نیز عکس همین شخص است با خواننده آن طرف آب، «عارف» کسی که در ترانه های سیاسی اش مانند: «سرباز کوچولو» به چشم می خورد که بر ضد شهادت و جانفشانی جوانان غیور ما و سپاه اسلام در برابر دشمن تا بُن دندان مسلح بعثی خوانده است و بخشی از متن آن این است:
 
سرباز کوچولو شهادتت شگون نداره
قلبت کوچیکه طاقت مرگ و خون نداره
سرباز کوچولو نرو تو دشت بی نشونه
آتیش می باره از آسمون برگرد به خونه
سرباز کوچولو شهادتت حرفی دروغه
تو چشمای تو زندگیه که پر فروغه
 
 
آیا این اشخاص از سوی مسئولان و همین طور وزارت اطلاعات مورد بررسی های شخصیتی و معنوی قرار نمی گیرند که عده ای را این گونه سرکار نگذارند؟ همین که چند عکس با متولیان فرهنگی و معنوی  کشور گرفته شود آیا کار مورد تایید است؟ آیا همه مشکلات دین حل شده و فقط بزرگترین و ریز ترین قرآن در جهان اسلام باقی مانده است؟ آیا آقایان مشکلات طلبه ها و دانشجویان نخبه و غیر نخبه و هنرمندان دلسوز و دلسوخته این مملکت را می دانند؟ آیا موسسات قرآنی ما برای تبلیغ و گسترش اسلام بودجه کافی دارند؟
 
انتخابات شورای شهر!
 
این فرد هم اکنون قصد شرکت در شورای شهر تهران را نیز دارد.
 
تصویر زیر اعلام رسمی ثبت نام این شخص در فرمانداری برای انتخابات شورای شهر تهران است.
 
 
این مباحث در این فرصت بیان شد تا این حقیقت فریاد زده شود که ایها الناس! قرآن کتاب خواندن و تدبر و پیاده کردن در جامعه اسلامی است نه یک کالای لوکس، وسیله ای برای امرار معاش و خودنمایی و از سویی آن قدر نخبه علمی، دینی، فرهنگی و هنری در کشور داریم که مورد توجه نیستند.
 
ما از مکتب علی بن ابی طالب (ع) و حسین بن علی (ع) آموخته ایم بیان حق در اسلام بدون ملاحظات و مناسبات فردی و اجتماعی اشخاص است هر چند به ضرر گوینده باشد مانند حضرات معصومان(ع).
 
در پایان به جهت «ختامه مسک» به همان قرآن که فصل الخطاب ما در همه امور است خاتمه می دهم:
 
«یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا کُونُوا قَوَّمِینَ بِالْقِسطِ شهَدَاءَ للَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَلِدَیْنِ وَ الأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیاًّ أَوْ فَقِیراً فَاللَّهُ أَوْلى بهِمَا فَلا تَتَّبِعُوا الهَوی أَن تَعْدِلُوا وَ إِن تَلْوُا أَوْ تُعْرِضوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً»
اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، پیوسته به عدالت قیام کنید و براى خدا گواهى دهید، هر چند به زیان خودتان یا [به زیان‏] پدر و مادر و خویشاوندان [شما] باشد. چرا که اگر توانگر یا نیازمند باشد، باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است؛ پس، از پىِ هوس نروید که [در اثر آن از حق‏] عدول کنید. و اگر به انحراف بگرایید یا اعراض نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است (النساء / ۱۳۵).
 
منبع: ندای اصفهان
 سید مرتضی میرسراجی (کارشناس علوم حدیث و پژوهشگر مهدویت)


گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: