27 مرداد 1401 21 محرم 1444 - 13 : 03
کد خبر : ۷۳۲۶۱
تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۳
موسی رضا نوری از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس با ارسال خاطره کوتاهی از دوران جنگ تحمیلی و به اسارت در آوردن نیروهای ارتش بعث، ماجرای گریه کردن افسر عراقی که توسط نیروهای بسیجی اسیر شده بود را این گونه روایت می کند.
عقیق:شرح خاطره این فرمانده دفاع مقدس را منتشر می کند.

در حین عملیات «فتح5» در منطقه عمومی «ماووت» در شمال سلیمانیه عراق، ساعت 1/45 روز 25 فروردین 1366دستور یورش به خطوط تماس نیروهای دشمن، مستقر در ارتفاع شوشمی،  گلان وگمو صادرشد.

آزاد سازی  ارتفاع استراتژیک وسوق الجیشی گمو به تیپ قایم واگذار شده بود که متاسفانه با زخمی شدن فرمانده گردان عمل کننده، این نبرد ناکام ماند وتیپ قایم با انهدام کمین ونیروهای تامین وخطوط تماس دشمن در دامنه گمو زمین گیر شد.

یگان ما در اولین ساعت های درگیری توانست، ضمن انهدام مواضع دشمن،به اهداف خود دست یابد.

با سپیده صبح علیرغم سرمای سوزان از برف های باقی مانده از زمستان مجروحین وشهدا به منطقه امن انتقال یافتند.

کاروان اسرا نیز به کمپ منتقل شدند، درمیان آنها سرگرد عراقی نیز حضور داشت، وی هنگامی که یکی از بسیجیان خردسال (علی رشیدیان که کمتر از 15 سال سن و با جثه ای ضعیف) مشاهده کرد، دست به جیب شد و یک ورق اسکناس 5 دیناری به وی هدیه داد، از این عمل سرگرد عراقی متعجب شدم (چون مبلغ بسیار قابل توجهی بود، دینار در آن زمان 75 تومان بود) پرسیدم چرا به این بسیجی هدیه دادی، اشک برگونه هایش جاری شد و گفت؛ فرزندم، هم سن ایشان است بیاد او افتادم.

یاد و خاطره همه دلاورمردان هشت سال دفاع مقدس را گرامی می داریم و آرزو داریم همه شهدای جنگ تحمیلی، میهمان ارباب شان حضرت امام حسین(علیه السلام) شوند.


منبع:حوزه

گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: