09 آذر 1400 25 ربیع الثانی 1443 - 30 : 01
کد خبر : ۶۹۴۲۶
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۴ - ۰۹:۴۸
روزی خادم سید – رحمه الله – به او گفت: خرجی تمام شده است. سید – رحمه الله- نامه‌ای به صورت برات و حواله به او داد و محلی را در پشت «صفا» آدرس داد که در بازارچه‌ی آن جا دکان تاجری است، برو از او بگیر.
عقیق:مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: وقتی سید بحرالعلوم – رحمت الله- در مکه اقامت داشته زندگی ایشان در آن جا اشرافی بوده؛ بیرونی با تشریفات و مخارج، ریاست و رفت و آمد و .... زمانی توسط صاحب مفتاح الکرامه*، مقداری غذا و چند اشرفی برای کسی می‌فرستد، او می گوید: در عمرم چنین غذایی نخورده بودم.

روزی خادم سید – رحمه الله – به او گفت: خرجی تمام شده است. سید – رحمه الله- نامه‌ای به صورت برات و حواله به او داد و محلی را در پشت «صفا» آدرس داد که در بازارچه‌ی آن جا دکان تاجری است، برو از او بگیر.

خادم رفت و دید و حواله را به او داد، و آن تاجر نیز با احترام مقدار زیادی پول به خادم تقدیم کرد، و مانند گذشته مشغول هزینه کردن آن شد؛ ولی بعد از مدتی خادم به همان جا رفت تا تاجر و دکان او را پیدا کند، هرچه گشت اثری از آن محله و بازارچه و دکان‌ها در پشت «صفا» ندید، ولی پولی که از آن تاجر گرفته بود هم چنان باقی بود و آن را خرج می‌کردند.


پی نوشت:

*فقیه بزرگ، محمد جواد بن محمد حسینی شقراوی عاملی نجفی، صاحب تالیفات فقهی بسیار، از جمله: مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه.

کتاب در محضر حضرت آیت ا... العظمی بهجت – ص 19
محمد حسین رخشاد

منبع:تسنیم

گزارش خطا

مطالب مرتبط
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: