03 آذر 1400 19 ربیع الثانی 1443 - 45 : 15
کد خبر : ۶۹۳۱۳
تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۷
هَلَع و حرصِ ذاتی از فروع و شاخه های حبّ ذات و حبّ نفس است که انسان را به سوی تحصیل سعادت و کمال دعوت می کند.
عقیق: در وجود هر انسانی، سلسله ای از تمایلات و انگیزه ها و استعدادهای ذاتی وجود دارد که یکی از آنها حرص است. حرصِ جبلّی و فطری حرص بر هر چیزی نیست، بلکه تنها حرص بر خیر و منفعت است؛ و لازمه این حرص این است که در هنگام برخورد با شرّ مضطرب و متزلزل شود و وقتی به خیری رسید خود را بر دیگران مقدم دارد و از دادن آن موقعیت به دیگران امتناع ورزد. این هَلَع و حرصِ ذاتی از فروع و شاخه های حبّ ذات و حبّ نفس است که انسان را به سوی تحصیل سعادت و کمال دعوت می کند.
پس حرص ابتدائاً چیز بدی نیست و وقتی بد می شود که انسان درباره آن درست تدبیر نکند و در هر موردی که پیش آمد آن را به کار بندد. این غریزه مثل سایر غرایز انسان است؛ مثل غریزه جنسی، که ذاتا مذموم نیست. هلوع بودن هم عیب نیست، لکن اگر کسی از این خصیصه صرفا در راه کسب منافع مادی استفاده کند نتیجه آن بخل و بی قراری و ... مذموم می شود.
هر انسانی از بدو تولدش حرص شدید دارد و این حرص شدید بر خیر صفتی کمال آور است؛ زیرا اگر نبود، انسان درصدد رسیدن به کمال و جلبِ خیر و دفع شر از خود بر نمی آمد؛ و انسان چون به حد بلوغ و رشد و می رسد به یک نیروی ذاتی و فطری دیگر مجهز می شود و آن عبارت است از: عقل، که با آن می تواند حقایق امور را آن طور که هست درک کند و اعتقاد حق و عمل خیر را تشخیص دهد. در حقیقت، از نیروهای دیگر فطری و ذاتی اش برای حرکت صحیح کمک می گیرد و آن حرصی که پیش از آن هر منفعتی را به سوی او جلب می کرد حرص دیگری می شود و فقط خیر واقعی را برای او می خواهد و از شرّ واقعی فزع و جزع می کند و می فهمد که خیر واقعی عبارت است: مسابقه به سوی مغفرت الهی، که باید به طرف آن با حرص حرکت کرد؛ و شر واقعی یعنی نافرمانی خدا، که باید با تمام وجود از آن گریخت.
نتیجتا چنین کسی که از کار خیر سیر نمی شود و گرد گناه نمی گردد. پس تا اینجا معلوم شد که حرص اگر تحت فرمان عقل قرار گیرد نه تنها چیز مذمومی نیست، بلکه زمینه برای رسیدن به کمالات و رهایی از سقوط است.
اما اگر انسان از آنچه عقلش درک می کند و فطرتش اعتراف می کند روی گردان شود(مانند دوران طفولیتش)، خدای تعالی نعمت حرص را برای او به نقمت مبدل می کند و آن را وسیله شقاوت و هلاکش قرار می دهد.


پی نوشت:
 آیه های زندگی نگین هستی، ص۱۱۳-۱۱۴.
منبع:افکار
211008
گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: