«میرزا محمد نبی واصل کابلی» از شاعران و مرثیه سرایان مشهور افغانستان بود که سرودههای فروانی را در سوگ ائمه اطهار بخصوص سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) سروده است.
عقیق: «میرزا محمد نبی واصل کابلی» از شاعران و مرثیه سرایان مشهور افغانستان بود که سرودههای فراوانی را در سوگ ائمه اطهار بخصوص سرور و سالار شهید حضرت امام حسین (ع) سروده است. دبیر الملک میرزا محمد نبی واصل کابلی فرزند «میرزا محمد هاشم خان»، در عصر «امیر عبدالرحمان خان» در کابل میزیست و پدرش از بزرگان و مشاهیر شهر کابل بود. واصل در سال 1244 قمری در ده «افغانان» کابل چشم به جهان گشود، خط و اصول انشا و نویسندگی را از پدر خود آموخت و ادبیات زبان فارسی و عربی و علوم اسلامی را از محضر «ملا رحیم خان» مدرس فرا گرفت. در ایام نوجوانی پدر واصل از دنیا رفت و مادرش که بانوی فرهیخته و دانشمندی بود، نگذاشت که فرزندش در نیمه راه دانش اندوزی ناپخته بماند و واصل را به «میرزا محمد محسن خان» که در آن زمان دبیر دربار «امیر شیر علی خان» بود سپرد تا دانش خود را به اکمال برساند. آنگونه که «محمد همایون پرونتا»، در مقدمه دیوان واصل کابلی نوشته است، استعداد شگرف واصل انگیزه آن شد که میرزا محمد محسن خان پس از مدت کوتاهی وی را به عنوان محرر و مشاور خویش انتخاب کند و واصل تا زمان وفات امیر شیر علی خان (1296 قمری) به این امر اشتغال داشت. در «دانشنامه زبان و ادب فارسی» آمده است که پس از درگذشت امیر شیر علی خان، هنگامی که امیر عبدالرحمان خان از ماوراءالنهر به کابل میآمد واصل با تنی چند از بزرگان به پیشواز وی رفتند و امیر نیز واصل را به دبیری دربارش برگزید. واصل در زمان امیر عبدالرحمان خان نیز در دربار حکومت به عنوان دبیر خدمت میکرد و تا زمان وفات به این کار مشغول بود و آنگونه که نقل کردند بااینکه منصب و قدرت بلندی داشت ولی هیج صدمه و آسیبی به کسی نرساند و از کسی نیز در نزذ امیر شکایت نکرد. با اینکه وی دبیر دربار بود ولی بسیار انزوا پسند و با مردم کمتر رفت و آمد داشت و علیرغم اشتغال به کارهای دفتری، بیشترین مشغولیت و دلگرمی وی شعر و ادبیات بود. واصل کابلی یکی از فرهیختگان مشهور روزگارش بود و برای پژوهشگران تاریخ ادبیات فارسی در افغانستان، غزل سرایی نام آشنا است. آنگونه که «واصف باختری» شاعر و محقق برجسته افغانستان نیز در مقدمه دیوان وی نوشته است، واصل کابلی با همه نام آوری متاسفانه تا کنون ناشناخته مانده است و حال هستند کسانی که کلَیت میراث ادبی آنان ارزش یک بیت واصل را ندارد. این شاعر و مرثیه سرای افغانستان را میتوان یگانه شاعری در افغانستان دانست که بعد از سالیان دوباره سبک عراقی را زنده کرد و مانند شاعران ایرانی قرن دوازدهم که به این امر متهم بودند وی هم خواست که سبک عراقی را در افغانستان از نو احیا کند. واصل در غزل سرایی از حافظ پیروی میکرد و دلبستگی فراوان وی به حافظ به روشنی در غزلهایش دیده میشود: اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد به مژده جان جهان را به باد خواهم داد – حافظ شبی که وصل تو بشنوم از باد فرشته آیدم از عرش بر مبارکباد- واصل تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو- حافظ حلقه دام دولت است، زلف گره گشای تو سبزه باغ جنت است، خط بنفشه سای تو- واصل نمونه های فراوان دیگری را از شعر واصل را میتوان در دیوان وی مشاهده کرد که نشان از تاثیر پذیری از شعر حافظ دارد.
واصل مرثیه سرای امام حسین(ع) اما هنر اصلی واصل مرثیه سرایی بوده است و از نگاه مرثیه سرایی از چهرههای برتر این حوزه شمرده میشود که اشعار فراوانی در رثای امام حسین(ع) و دیگر اصحاب کربلا سروده است. دکتر«عفت مستشار نیا»، محقق و پژوهشگر ایرانی و استاد دانشگاه تهران که دیوان واصل کابلی چند سال پیش به کوشش وی در تهران منتشر شده است، در مقدمه دیوان واصل به مرثیه سرایی واصل کابلی اشاره کرده است و مینویسد: یکی از حوزههای شعری واصل، مرثیه سرایی است. مراد از این مرثیه سرایی عمدتا اشعاری است که شاعران درباره شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران وی در کربلا و آن چه پس از آن بر خاندان آن امام رفته است، سرودند که در ادبیات دری(فارسی) سابقهای بسیار کهن دارد و دقیقاً از «کسایی مروزی» شاعر عهد سامانی آغاز میشود و تا روزگار ما ادامه پیدا میکند. در دیوان واصل، برخی از مرثیههای وی که در قالبهای غزل و قصیده و قطعه سروده شده است، به چشم میخورد که بسیار قابل توجه است و نشان از شناخت دقیق شاعر از شعر و خاندان پیامبر اسلام(ص) دارد. طبق گفته مستشار نیا، این مایه کمیت شعر واصل، این را تائید میکند که باید اشعار و مرثیههای بیشتری از واصل به جا مانده باشد و احتمال این که مرثیههای وی به صورت پراکنده این جا و آن جا یافت شود بسیار است زیرا معمول بوده است که مرثیهها را در کتابچههای کوچک مینوشتند و مرثیه خوانان و نوحه خوانان آنها را از برمیکردند و از روی نوشته میخواندند. مستشارنیا بر این باور است که تواناییهای واصل در لفظ و معنی و آشنایی عمیق وی با نامبرداران سخن در ادبیات کهن، موجب شده است که مرثیههای وی از استحکام لفظ، معنی، احساس، رقت معنوی و روحانی، سوز و درد و ارادت خاص به خاندان پیامبر (ص) برخوردار باشد. نکته قابل یادآوری در سرایش این مرثیهها، خواندن آنها در ایام خاص مثلا ماه محرم با لحن و آهنگ خاص بوده است که معمولا مرثیه سرایان و روضه خوانان، قطعات کوتاهتری را برای این مهم انتخاب میکردند. در مرثیههای واصل قطعات کوتاه ازاین دست دیده میشود، مرثیههایی که عدد ابیات آنان بیشتر است، غالبا برای انجام این کار به سبب فشردگی وقت و نوبت دادن به دیگر نوحه خوانان و روضه خوانها مناسب نیست. تحقیق در چند و چون این سنت و کیفیت اوزان و کوتاهی و بلندی مرثیهها و اصولا مرثیه سرایی در افغانستان یکی از مسایلی است که باید در زمان لازم به آن پرداخت. یکی از مرثیههای واصل کابلی با عنوان از دست فریاد که در دیوان وی منتشر شده است نشان از معرفت این شاعر به خاندان رسول مکرم اسلام بخصوص سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) دارد. ای دل! از دست تو فریاد کنم یا نکنم ناله از سوز تو بنیاد کنم یا نکنم تیشه بر فرق خود از غم بزنم یا نزنم خویش را همسر فرهاد کنم واصل کابلی سر انجام در روز پنجشنبه 20 اردیبهشت سال 1271، بر اثر بیماری وبا در روستای «زرگز» پغمان از دنیا رفت و پیکرش در ده افغانان کابل به خاک سپرده شد.