24 مهر 1400 10 (ربیع الاول 1443 - 24 : 14
کد خبر : ۴۴۲۱
تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۹۱ - ۱۶:۰۰
یک خاطره از یک زائر پیاده اربعین:
تو رو خدا بگذار تا کربلا کولت کنم!امام حسین، عطر امام رضا را دوست دارد… شما نمی دانید چقدر دوست دارد؛ اجازه بده!
عقیق:تا کربلا، حدودا ۵۰ کیلومتر مانده بود. دو روز و نیم راهپیمایی، رمقی برایم باقی نگذاشته بود. کفش مناسبی هم نپوشیده بودم بدبختی! چند جای پایم تاول زده بود. می سوخت! گوشه ای نشستم و کفش و جوراب را درآوردم تا نفسی تازه کند پاهایم. چند دقیقه بعد بلند شدم راه بروم که زانوهایم شروع کرد لرزیدن. نه! دیدم این کاره نیستم. دوباره نشستم، تا بیشتر استراحت کنم.
 
توی این فکر بودم که خانم زینب و بچه های امام حسین، چه کشیدند در این راه… ناگاه مردی جلو آمد و بنا کرد هر ۲ پایم را ماساژ دادن! رفت برایم تشک آورد حتی که بهتر ماساژم دهد. رفت برایم شربت آورد. رفت برایم آب قند آورد.
 گفت: فشارت افتاده!
گفتم: اهل عراقی؟
گفت: اهل ایرانی؟
 گفتم: آره!
گفت: آره!…
گفت: اگر نای رفتن نداری، از اینجا تا کربلا کولت کنم!
گفتم: چون زائر امام حسینم؟!
گفت: من ۶ سال در کشور شما اسیر بودم. از اسارتم ۶ ماه گذشته بود که رئیس جمهورتان، قائدنا خامنه ای… امام خامنه ای، سیدنا خامنه ای، عشقنا خامنه ای، قلبنا خامنه ای (همه عبارات از مرد عراقی است!) آمد دیدار ما. از من پرسید؛ چیزی نمی خواهی؟!
گفتم: حال که ایرانم، زیارت امام رضا را می خواهم!
 
به یک ماه نکشید، ما را بردند مشهد. اگر عراق، «شهید» دارد، ایران، «مشهد» دارد. این «شهد» هیچ کم از آب گوارای فرات ندارد. آن شهدی که من دیدم، آن شهری که من دیدم، آن مشهدی که من دیدم، آن گنبدی که من دیدم، آن صحنی که من دیدم، آن امام رضایی که من دیدم، هیچ کم از کرب و بلا ندارد، هیچ کم از کاظمین ندارد، هیچ کم از سامرا ندارد. عوض آن مشهد، تو رو به خدا بگذار تا کربلا کولت کنم! من، مادری، ایرانی ام. تو رو به خدا بگذار تا کربلا کولت کنم! دلم برای خامنه ای تنگ شده. تو رو به خدا بگذار تا کربلا کولت کنم! شما ایرانی ها عطر مشهد می دهید. تو رو به خدا بگذار تا کربلا کولت کنم! امام حسین، عطر امام رضا را دوست دارد… شما نمی دانید چقدر دوست دارد؛ اجازه بده!
 
منبع:قطعه26
211005
گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: