24 مهر 1400 10 (ربیع الاول 1443 - 05 : 02
کد خبر : ۴۳۶۲۵
تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۹۳ - ۰۷:۱۸
امام حسین (ع) در میان جامعه اسلامى و مسلمانان در عصر خویش، داراى شخصیّت خاصّى بود؛ چرا که فرزند فاطمه زهرا (س) بود و از این رو فرزند رسول خدا نیز نامیده مى شد و گاه به سسب چنین جایگاه عظیمی در مسایل مورد اختلاف دعوت به مشورت می شدند؛ چنانچه در این باره از امام صادق (ع) روایت شده است که ایشان فرموده اند:
عقیق: روزی زنی بدحجاب، به دور خانه ی خدا در حال طواف بود! در حالیکه مردی هوس ران او را تعقیب می کرد. آن زن بازوی برهنه اش را از میان جامه اش بیرون آورد و در مقابل دید آن مرد قرار داد و او نیز دست دراز کرد و بازوی او را گرفت. ناگهان دست مرد شهوت ران به بازوی برهنه ی آن زن چسبید و هرچه کرد جدا نشد. مردم اجتماع نمودند و آن دو را نزد حاکم وقت مدینه بردند. حاکم، علما و دانشمندان را احضار کرد و رأی آنان را در این باره خواست.
تمامی آنان بیان داشتند که باید دست مرد قطع شود چرا که جنایتکار است و خداوند او را این چنین عقاب نموده است.
در این بین حاکم گفت: آیا در این شهر کسی از فرزندان پیامبر اکرم (ص) حاضر است تا رأی او را نیز در این باره جویا شوم و از حکم واقعی خداوند آگاه شوم.
گفتند: آری، امام حسین (ع) شب گذشته وارد مدینه شده است.
حاکم فردی را به حضور امام حسین (ع) روانه کرد و از او عوت نمود تا در مجلس حاضر شود. هنگامی که آن حضرت وارد مجلس شد و از جریان آگاهی یافت و آن زن و مرد را در حالت عجیب مشاهده نمود، به طرف خانه ی خدا رفت و دستانش را به سوی آسمان بلند نمود و پس از مدتی طولانی دعا و نیایش به مجلس بازگشت. آنگاه عبای مبارک را بر دوش آن زن و مرد مجرم کشید و دعا نمود. آنگاه عبا را کنار زد. حضار مجلس با کمال تعجب و شگفتی دیدند که دست مرد از بازوی آن زن جدا شده و به حالت طبیعی بازگشته است.
پس از این ماجرا حاکم گفت: آیا این مرد را به خاطر جنایتش کیفر نمی دهید؟
امام (ع) فرمودند: خیر. (شاید به این جهت که همان مقدار کیفر الهی برای تنبیه او کافی بود و پذیرش دعای امام (ع) از جانب خداوند نشان از بخشش آن مرد مجرم داشت.)
 

پی نوشت ها:
1- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج44: 183.
2- سید علی حسینی، کرامات و مقامات عرفانی امام حسین (ع): 76-77.
منبع:قدس
211008
گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: