26 خرداد 1401 17 ذی القعده 1443 - 11 : 08
کد خبر : ۴۰۸۸۹
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۳ - ۰۵:۳۲
امر به معروف يعني برانگيختن و فرمان دادن به چيزي كه نزد عقل يا شرع و يا هر دو مطلوب و پسنديده باشد و نهي از منكر يعني منع و بازداشتن از آن‌چه كه نزد عقل يا شرع و يا هر دو بد و ناپسند شمرده شده باشد.
عقیق: طبق نظر برخي منكر در شريعت تنها بر معاصي و گناهان اطلاق مي‌گردد و حال آن‌كه برخي ديگر عقيده دارند كه منكر اعم از محرمات و مكروهات است؛ در هر حال «امر به معروف و نهي از منكر» يك فريضه‌ي الهي محسوب مي‌شود.
تمام انبياي الهي با هدف اصلاح جامعه‌ي بشري مبعوث شده‌اند و مؤثرترين ابزار براي رسيدن به اين هدف «امر به معروف و نهي از منكر» است. بنابراين پيشينه‌ي آن نه فقط به صدر اسلام بلكه فراتر از آن يعني از زمان بعثت اولين پيامبر الهي بر مي‌گردد؛ چنانچه در این باره محمدتقی رکنی می نویسد: از نظر عالمان مسلمان، منابع دینی سایر ادیان الهی تا حد بسیار زیادی دچار تحریف شده است و در زمان حاضر نمی توان به تمامی تعالیم اصیل سایر شریعت ها پی برد؛ اما با بررسی همین متونی که در دسترس قرار دارد می توان دریافت که فریضه امر به معروف و نهی از منکر در تعالیم انبیای الهی بوده است؛ برای نمونه در کتاب یهودیان می خوانیم:
برادر خود را در دلت بغض منما؛ البته همسایه خود را تنبیه کن و به سبب او متحمل گناه مباش.
در عبارت بالا، تنبیه همسایه، به دلیل ارتکاب گناه، نوعی امر به معروف و نهی از منکر است که با شدت بیشتری از سوی پیروان دین یهود صورت می پذیرد. در جای دیگر، حضرت داود (ع) ستمکار را این گونه نهی از منکر می کند:
ای جبار! چرا از بدی فخر می کنی؟ رحمت خدا همیشه باقی است، زیان تو شرارت را اختراع می کند...، بدی را از نیکویی بیشتر دوست می داری و دروغ را زیادتر از راست گویی... خدا نیز تو را تا ابد هلاک خواهد کرد.
بر اساس فقرات دیگری از کتاب تورات معلوم می شود امر به معروف و نهی از منکر بین سایر انبیای بنی اسرائیل رواج داشته است؛ به گونه ای که گاه فرزندان خود را نیز امر به معروف و نهی از منکر می کرده اند.
از قول سلیمان بن داود می خوانیم:
ای پسرم! اگر سخنان مرا قبول می نمودی و اوامر مرا نزد خود نگاه می داشتی تا گوش خود را به حکمت فراگیری و دل خود را بفطانت مایل گردانی...، آن گاه ترس خداوند را می فهمیدی و معرفت خدا را حاصل می نمودی.
همچنین در جای دیگر درباره وجوب این فریضه از طرف خداوند می خوانیم: و کلام خداوند بر یونس بن اَمِتّای نازل شد و گفت: برخیز و به نینوا شهر بزرگ برو و بر آن ندا کن که شرارت ایشان به حضور من برآمده است.
در ادامه این قسمت از کتاب تورات، بیان می شود که مردم نینوا از عذاب خداوند ترسیدند و راه توبه پیش گرفتند:
پس کلام خداوند بار دوم بر یونس نازل شد و گفت: برخیز و به نینوا شهر بزرگ برو و آن وعظ را که من به تو خواهم گفت به ایشان ندا کن، آن گاه یونس برخاست و به فرمان خداوند به نینوا رفت و نینوا شهر بسیار بزرگی بود که مسافت سه روز داشت و یونس به مسافت یک روز داخل شهر شد و ندا کردن شروع نمود و گفت: نینوا بعد از چهل روز سرنگون خواهد شد؛ پس مردم نینوا به خدا ایمان آوردند... و پادشاه و اَکابرش فرمان دادند تا در نینوا ندا دهند |که مردمان| نزد خدا به شدت استغاثه نمایند و هر کس از راه بد خود و از ظلمی که در دست او است بازگشت نماید... . پس چون خدا اعمال ایشان را دید که از راه زشت خود بازگشتند، آن گاه از بلایی که گفته بود به ایشان برساند، پشیمان گردید و آن را به عمل نیاورد.
در کتاب انجیل
در کتاب مسیحیان نیز فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است. حضرت عیسی (ع) شخصی را این گونه امر به معروف و نهی از منکر می کند:
عیسی گفت: قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده و پدر و مادر خود را حرمت دار و همسایه خود را مثل نفس خود دوست دار.
حضرت عیسی (ع) در جای دیگر به شاگردان خود یادآوری می کند: مانند کسانی نباشید که به مردم پند می دهند؛ اما خود انجام نمی دهند؛ بلکه همواره در امر و نهی کردن به مردم، خود پیشگام باشند:
آن گاه عیسی آن جماعت و شاگردان خود را خطاب کرد و گفت: کاتبان و فریسیان بر کرسی موسی نشسته اند، پس آنچه به شما گویند نگاه دارید و به جا آورید (عمل کنید)؛ لیکن مثل اعمال ایشان مکنید؛ زیرا |ایشان| می گویند و نمی کنند.
یکی دیگر از مراتب فریضه امر به معروف و نهی از منکر- که در کتاب انجیل ذکر شده است- نوع بیان آمر و ناهی است که ابتدا باید برادرانه و در خلوت انجام گیرد؛ چنانچه شخص مرتکب گناه گوش نداد، نوبت به مراحل بعدی این فریضه می رسد:
و اگر برادرت گناه کرد، برو و او را میان خود و در خلوت الزام کن (پند بده)، هرگاه سخن تو را گوش گرفت برادر خود را دریافتی و اگر نشنید یک یا دو نفر دیگر با خود بردار تا از زبان دو یا سه شاهد هر سخنی ثابت شود و اگر سخن ایشان را رد کرد به کلیسا بگو و اگر کلیسا را قبول نکرد نزد تو مثل خارجی یا باجگیر باشد.
آن طور که در این قسمت مشخص شده، آخرین مرحله ی این فرضیه، دشمن داشتن شخص گناهکار است که از آن به شخص خارجی و باجگیر یاد شده است؛ چرا که باجگیرها اشخاصی حکومتی بودند که به ظلم و ستم و سخت دلی معروف بودند.


منبع:قدس
211008


گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: