21 بهمن 1400 9 رجب 1443 - 04 : 06
کد خبر : ۴۰۷۶۸
تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۳ - ۱۶:۲۴
تاسوعا را بايد برادر عاشورا ناميد. در اين روز واژه برادر معنا يافت. عظمت حضرت عباس (ع) در اين روز شايد نه به علت نپذيرفتن امان نامه بلكه براي شرمندگي اينكه چرا نامردان به خود اجازه طرح چنين موضوعي داده‌اند و نيز به علت شرمندگي در برابر كودكان تشنه است و هزاران شايد ديگر كه تاريخ از فهم آن ناتوان است.

عقیق:نامگذاري روز تاسوعا به نام حضرت عباس (ع) ريشه در عرف و سنت متدينين و عزاداران حسيني داردٰ، چه آنكه آن بزرگوار نيز در روز عاشورا به شهادت رسيد ولي در روز تاسوعا با پاسخ قدرتمندانه خويش به امان نامه شمر ولايت مداري خويش را به اثبات رساند.
حضرت فاطمه، مكنّي به «اُمّ البنين» همسر اميرمؤمنان (ع)، داراي چهار فرزند دلاور و رشيد بود، كه همگي در ركاب برادر و امامشان حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) در كربلا حضور داشتند. (
۱)
حضرت عباس (ع)، كه بزرگ‌ترين آنان بود، از شهرت به سزايي برخوردار و به خاطر جمال زيبا، قامت رشيد، بهره‌مندي از دلاوري، غيرت و تعهد و تقوا، به «قمر بني هاشم» معروف و حضور وي در سپاه امام حسين (ع)، براي دشمنان اهل بيت (ع) بسيار سنگين و زجرآور بود.
بدين جهت، دشمن در صدد برآمد، تا وي و برادرانش را از جبهه توحيدي امام حسين (ع) گسسته و به جبهه باطل اموي ملحق كنند. به همين منظور، شمر بن ذي الجوشن كلابي كه از قبيله‌ام البنين (س) بود، مأموريت يافت كه به حضرت عباس (ع) و سه تن از برادرانش امان نامه دهد.
وي، در عصر روز تاسوعا (نهم محرم) به نزديكي خيمه‌گاه امام حسين (ع) رفت و با صداي بلند فرياد زد: خواهر زادگانم كجايند؟
امام حسين (ع) كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد، اگر چه او فاسق است وليكن با شما قرابت و رابطه خويشاوندي دارد.
حضرت عباس (ع) به همراه سه تن از برادرانش - عبدالله، جعفر و عثمان - در نزد شمر حضور يافته و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟
شمر گفت: شما خواهر زادگان منيد. بدانيد تا ساعاتي ديگر شعله‌هاي جنگ برافروخته مي‌گردد و از ياران حسين بن علي (ع) كسي زنده نمي‌ماند. من براي شما امان نامه‌اي از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان ما هستيد، مشروط بر اينكه از ياري برادرتان حسين (ع) دست برداشته و سپاهش را ترك كنيد.
حضرت عباس (ع) كه كانون غيرت، حميت و وفاداري بود، بر او بانگ زد و فرمود: بريده باد دستان تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه تو. ‌اي دشمن خدا! ما را فرمان مي‌دهي كه از ياري برادر و مولايمان حسين (ع) دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و ناپاكان در آوريم. آيا ما را امان مي‌دهي ولي براي فرزند رسول خدا (ص) اماني نيست؟
شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان‌ام البنين (س)، نااميد و خشمناك شد و با سرافكندگي به خيمه‌گاه خويش برگشت. (
۲)
فرمان حمله عمومي به خيام امام حسين (ع) از سوي عمر بن سعد
در اين روز؛ هنگامي كه عمر بن سعد، فرمانده كل سپاه عبيدالله بن زياد، با دريافت نامه شديد الحن عبيدالله احساس خطر كرد و با آمدن شمر بن ذي الجوشن به كربلا، وي را رقيبي براي فرماندهي خويش مي‌ديد، با دست پاچگي تمام و بدون اطلاع قبلي، در عصر روز تاسوعا (نهم محرم) فرمان حمله عمومي به سوي خيمه‌گاه امام حسين (ع) را صادر كرد.
وي با گفتن: «يا خيل الله اركبي و بالجنة ابشري»، سپاهيان خود را وادار به هجوم سراسري كرد و تلاش نمود تا كردار و رفتار خود را بايسته جلوه دهد و روحيات متزلزل سپاهيان خويش را تقويت كند، تا مبادا در نبرد با فرزندزاده رسول خدا (ص) دچار حيرت و سستي گردند.
امام حسين (ع) كه در آن هنگام، در پيش‌گاه خيمه‌اش به شمشير تكيه داده و به استراحت مختصر پرداخته بود، با صداي خواهرش زينب كبري (س) بيدار گرديد و خيل عظيم سپاهيان دشمن را در روبروي خود مشاهده نمود، كه در حال پيش روي به سوي خيمه‌گاه وي بودند.
آن حضرت، بي‌درنگ برادرش حضرت عباس (ع) را به همراه بيست تن از ياران فداكارش چون زهير بن قين و حبيب بن مظاهر به سوي سپاه دشمن فرستاد، تا از فرمانده آنان، علت تهاجم عمومي را جويا شوند.
حضرت عباس (ع) و هيأت همراه، به سران سپاه عمر بن سعد نزديك شده و پيام امام حسين (ع) را ابلاغ كردند و آنان در پاسخ امام حسين (ع) گفتند: از امير عبيدالله بن زياد فرمان آمده است كه حسين بن علي (ع) يا در طاعت او در آيد و با او بيعت كند و يا هم اينك آماده نبرد سرنوشت ساز باشد.
حضرت عباس (ع) پيامشان را به امام حسين (ع) رسانيد و از آن حضرت، كسب تكليف نمود. امام حسين (ع) به وي فرمود: از آنان بخواه كه امشب را صبر كرده و كار نبرد را به فردا واگذارند. زيرا دوست دارم شب آخر عمرم مقدار بيشتري به عبادت و نماز بپردازم و خدا مي‌داند كه من به راز و نياز با وي و نيايش در درگاهش چه قدر علاقمندم.
حضرت عباس (ع) بار ديگر به سوي سپاه دشمن رفت و درخواست امام حسين (ع) را به آنان ابلاغ كرد. عمر بن سعد كه مظنون به مسامحه كاري بود و شمر را رقيب خود مي‌ديد، از درخواست امام حسين (ع) سر باز زد و گفت: براي حسين، ديگر مهلتي نيست!
برخي از فرماندهان سپاه، زبان به اعتراض گشوده و گفتند: ‌اي فرمانده! اگر كافران و مشركان از ما مهلت مي‌خواستند، ما دريغ نمي‌كرديم ولي از مهلت دادن به فرزندزاده رسول خدا (ص) امتناع مي‌كنيم؟
عمر بن سعد در برابر اعتراض‌هاي متعدد ياران خويش مواجه گرديد و به ناچار درخواست امام حسين (ع) را پذيرفت و به وي پيام داد كه يك شب را به شما مهلت دادم، ولي بامدادان فردا اگر بر فرمان امير، سر اطاعت فرود نياوريد، فيصله كار را به شمشير مي‌سپارم.
در اين هنگام، آرامش نسبي حاكم گرديد و هر دو سپاه به خيمه‌گاه خويش برگشته و منتظر فرارسيدن روز بعد، يعني روز عاشورا شدند.(
۳)
تاريخ، به پاس رشادت هاي فراوان فرزند دلاور اميرمومنان(ع) روز تاسوعا را به نام ايشان مزين كرده تا با ياد آن بزرگوار خوبي ها و فضيلت ها پايدار بماند.
در ادامه تصاوير سرداب حرم حضرت عباس(ع) كه پس از
۱۳۷۵ سال به ادب دورادور حرم آن بزرگوار در طواف است در پي مي آيد:



پی نوشت ها:

۱- الارشاد (شيخ مفيد)، ص ۳۴۲
۲- ه‌مان، ص ۴۴۰؛ بحارالانوار (علامه مجلسي)، ج ۴۴، ص ۳۹۱
۳- نك: الارشاد (شيخ مفيد)، ص ۴۴۰؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج۱، ص ۳۳۷

منبع:حج

211008

گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: