21 فروردين 1401 9 رمضان 1443 - 43 : 11
کد خبر : ۱۳۸۰۴
تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۳
در کلام استاد؛
ای مومنِ به خدا! آنچه به تو ارزش می‏دهد علم و ادب تو است. حضرت (ع) علم و ادب را کنار هم گذاشتند و فرمودند آنچه که به تو ارزش می‏دهد تنها «علم» نیست؛ بلکه ادب و تربیت هم باید باشد.

عقیق: تعلیم و تربیت از اساسی ترین مباحث در حیات بشری است که به گونه ای که انبیای الهی برای آن مبعوث شدند تا نوع انسان را بر این اساس به مسیر هدایت رهنمون شوند. از این رو در نوشتار ذیل از لسان مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی به گوشه ای از جایگاه تعلیم و تربیت در آموزه های اسلام اشاره می شودز

 وقتی انسان در محیط آموزشی قرار می‏گیرد، در این محیط به تعلیم و تعلّم که همان «رابطه استاد و شاگردی» است، می‏پردازد. این محیط، بالاتر از محیط خانوادگی است. چون انسان چه بخواهد و چه نخواهد، روحش در ابعاد گوناگون در این محیط شکل می‏گیردز

رابطه تعلیم و تربیت در معارف اسلامی

بحث اوّل این است که رابطه تعلیم و تربیت چیست و چرا ما این‏ها را کنار هم می‏گذاریم؟ تعلیم و تعلّم مسأله آموزش است و در کنار آن مسأله تربیت مطرح می‏شود که عبارت است از روش گرفتن انسان از غیر و روش دادن به غیر. اگر دقت کنیم، می‏بینیم کسی که تزریق علم می‏کند و در مقام معلّم قرار می‏گیرد، در کنار بحث آموزش، به انسانِ مقابل خودش روش رفتاری و گفتاری هم می‏دهد که من قبلاً این رابطه را بحث کرده‏ام. لذا ما در معارف اسلامی، هم از نظر آیات و هم از نظر روایات، می‏بینیم که این دو مورد را کنار هم مطرح می‏کنند. یعنی هرگاه مسأله تعلیم و تعلّم را مطرح می‏کنند، در کنارش هم مسأله تربیت که جنبه‏های تأدیبی و روش دادنی دارد را هم می‏آوردند. در معارف اسلامی این دو مورد را کنار هم می‏گذارند که این امر نشان می‏دهد که باید جهتی در کار باشد

دوشادوشی تعلیم و تزکیه در آیات قرآن

ما آیات متعددی داریم که در باب تعلیم و تزکیه مطرح شده است که تزکیه همان تربیت نفس است. مثلاً در سوره بقره دارد: «کَما أَرْسَلْنا فیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِنا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُون‏».این آیه شریفه، سه مأموریت را برای انبیا مطرح می‏کند؛ اوّل: «یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِنا»؛ تلاوت آیات الهی است که من این مطلب را در گذشته بحث کرده‏ام و الآن جای بحث آن نیست. به‏طور خلاصه اوّلین هدف و وظیفه انبیاء این است که آنها به ابناء بشر «بیدار باش» می‏دهند تا آنها را از خواب غفلت بیدار کنند. وقتی که بشر از خواب غفلت بیدار شد و متوجه انسانیت و جنبه الهی خود شد، مأموریت دوم مطرح می‏شود که فرمود: «وَ یُزَکِّیکُمْ»؛ یعنی بحث تزکیه را مطرح می‏کند. حالا که انسان چشم باز کرد و از خواب غفلت بیدار شد، مسأله تربیت و تطهیر نفس مطرح می‏شود. این به جهت اهمیت مسأله تربیت نفوس است. بعد از آن هم مأموریت سوم است که می‏فرماید: «وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ»؛ این هم جزء مأموریت انبیا است. لذا انبیا هم مأمور به تعلیم انسان‏ها هستند و هم مأمور به تربیت آنها.

 نخستین مأموریت انبیا

در سوره آل‏عمران آمده است: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَة». خداوند بر مومنین منّت گذاشت که پیامبری از خودشان برای تلاوت آیات، تزکیه جان‏‏ها و تعلیم کتاب برانگیخت. مفادّ این آیه هم همان مطلب قبلی است. آیه دوم سوره جمعه هم که معروف است که می‏فرماید: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ». از همه این آیات فهمیده می‏شود که مأموریت اوّلیه انبیا، همین مسأله تربیت و تزکیه نفوس است.

محیط آموزشی یعنی چه؟ هر محیطی که در رابطه با مسأله تعلیم و تعلّم است، داخل در این بحث است. مثلاً وقتی می‏خواهید کلاس درس درست کنید، بحث تعلیم و تعلّم مطرح است؛ حالا چه می‏خواهد این کلاس برای یک نفر باشد، چه هزار نفر. تعلیم، در کنارش خواه‏ناخواه تزکیه هم مطرح می‏باشد. این یک مأموریت الهی است که در هر محیط درسی و تعلیمی، باید بحث تزکیه و تربیت باشد. شما نگاه کنید که سرآمد مأموریت انبیا در این آیات، مسأله تعلیم و تزکیه است. لذا می‏بینیم خداوند در بحث محیط آموزشی که برای انبیای خود ترسیم می‏کند، این دو مورد را در کنار هم مطرح می‏کند؛ یعنی تعلیم و تربیت. پس به هیچ وجه جداسازی این دو مقوله صحیح نیست.

به سراغ روایات برویم. چند روایت را به عنوان نمونه می‏خوانم. در یک روایت از علی (علیه السلام) آمده است که حضرت (ع) خطاب به شخصی فرمودند: «یَا مُؤْمِنُ إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ وَ الْأَدَبَ ثَمَنُ نَفْسِکَ»؛ ای مومنِ به خدا! آنچه به تو ارزش می‏دهد علم و ادب تو است. حضرت (ع) علم و ادب را کنار هم گذاشتند و فرمودند آنچه که به تو ارزش می‏دهد تنها «علم» نیست؛ بلکه در کنارش باید ادب و تربیت هم باشد. «فَاجْتَهِدْ فِی تَعَلُّمِهِمَا»؛ پس در هر دو مورد کوشش کن! یعنی این دو را نباید از یکدیگر جدا کنی. «فَمَا یَزِیدُ مِنْ عِلْمِکَ وَ أَدَبِکَ یَزِیدُ فِی ثَمَنِکَ وَ قَدْرِکَ». حضرت (ع) در اینجا بین «میزان علم و ادب شخص» از یک طرف و «قدر و ارزش او» از طرف دیگر موزانه برقرار کردند؛ می‏فرمایند هر قدر به علم و ادبت افزوده شود، به ارزش تو افزوده می‏شود. یعنی این دو مورد در کنار هم به انسان ارزش می‏دهد.

در نهج‏البلاغه آمده است: «وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ». یعنی کسی که به خودش آموزش می‏دهد و خود را تربیت می‏کند، بیشتر از معلّم و مربّی دیگران سزاوار احترام و بزرگداشت است. اگر خودت به خودت چیز یاد دهی، بعد هم خودت را تربیت کنی، تو برای تجلیل سزاوارتر از آن کسی هستی که دیگران را آموزش می‏دهد و تربیت می‏کند. یعنی تو «خودت» مقدّمی که شعور پیدا کنی و روش اخلاقی و روش رفتاری صحیح را بیاموزی. لذا کسی که دارد خودش را می‏سازد، او سزاوارتر است که تجلیل شود تا آن کسی که از خود غافل است و دنبال سازندگی دیگران رفته است.

 

منبع: شبستان

211008

گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: