30 دی 1400 17 جمادی الثانی 1443 - 41 : 06
کد خبر : ۱۱۲۸۲۹
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۹۹ - ۱۲:۳۲
جمعه‌های انتظار؛
در قرآن کریم بر تشکیل حکومت صالحان، گسترش دین اسلام در سراسر جهان و تحقق آینده‬ ‏ای سرشار از عدالت و معنویت و به دور از هر گونه ستم و تباهی تأکید شده است.

عقیق:متن زیر برشی از کتاب «معرفت امام زمان» اثر ابراهیم شفیعی سروستانی است که در ادامه می‌خوانید؛

انتظار موعود در اسلام ریشه در آموزه‌های دیرپا و تخلف‏ ناپذیر قرآن کریم دارد. در این کتاب مقدس بر تشکیل حکومت صالحان، گسترش دین اسلام در سراسر جهان و تحقق آینده‏ای سرشار از عدالت و معنویت و به دور از هر گونه ستم و تباهی تأکید شده و به همه جهانیان بشارت داده شده است که فرجام جهان جز سعادت و نیک‏‬ بختی نخواهد بود.

در این فصل، آیات مرتبط با موضوع انتظار موعود دسته‬ ‏بندی و با بهره‏‬ گیری از روایات به اختصار بررسی و تبیین شده است.

۱. آشنایی با چند اصطلاح

پیش از بررسی آیات، لازم است که درباره دو اصطلاح رایج در علوم قرآن که با بحث ما مرتبط است، توضیح دهیم. [۱]

الف) تفسیر

یک معنای لغوی تفسیر: کلمه تفسیر در لغت به معنای «روشن نمودن و تبیین» است. اهل ادب برای آن دو ریشه ذکر کرده‏اند که هر دو به معنای «کشف» است: یکی «فسر» و دیگری «سفر» که مقلوب «فسر» است؛ مانند «أسفر الصبح؛ صبح روشن شد.» یا «أسفرت المرأة من وجه‌ها؛ زن روی باز کرد و صورتش نمایان شد». [۲] تفاوت این دو آن است که: «سفر» به معنای کشف ظاهری و مادی و «فسر» به معنی کشف باطنی و معنوی به کار می‌رود. چنان‏که راغب اصفهانی می‌گوید: «فسر به معنای اظهار معنای معقول است». [۳]

دو معنای اصطلاحی تفسیر: در مورد معنای اصطلاحی تفسیر، مفسران علوم قرآنی [۴] نظرات گوناگونی دارند، ولی با بررسی احوال مفسران در قرون مختلف و بررسی عملکرد ایشان در کتاب‌های تفسیر، تعریفی واحد از علم تفسیر حاصل می‌شود. هر‬ چند که ایشان به الفاظ و شکل‌های مختلف از آن تعبیر کرده باشند. این تعریف واحد «بیان مقصود الهی از الفاظ و آیات قرآن کریم» است. چنان‏‬ که ملاحظه می‌شود در اینجا نوعی ارتباط و هماهنگی میان معنای اصطلاحی تفسیر و معنای لغوی و لفظی آن یعنی «کشف و بیان» وجود دارد.

نقش تفسیر، پرده برداری از مدلول لفظ و بیان معنای آن است. در نتیجه بیان معنای ظاهری لفظ که از ظاهر کلام به ذهن می‌رسد، تفسیر نامیده نمی‌شود و به تعبیر شهید صدر، کشف و بیان در معنای آن است. در نتیجه واژه «بیان» در معنای کلمه تفسیر، به وجود درجه‏ای از خفا و پیچیدگی در معنا اشاره دارد به گونه‬ ‏ای که این پنهان بودگی و پیچیدگی از طریق عمل تفسیر، کشف و بر طرف می‌گردد. البته در برخی موارد ذکر معنای ظاهر نیز تفسیر و اظهار امر پنهان محسوب می‌شود؛ زیرا گاهی اوقات نوعی خفا و پیچیدگی در کلام ظاهر نیز وجود دارد که احتیاج به اظهار و روشنگری دارد. بنابراین، تفسیر، مفهومی نسبی است؛ چرا که معنای واحد ممکن است نسبت به شخصی احتیاج به بیان و پرده‬ ‏برداری داشته باشد، در حالی که نسبت به شخص دیگر چنین نیازی نباشد.

در مجموع به نظر می‌رسد بهترین معنا برای واژه «تفسیر»، معنای اخیر باشد که مورد تأیید بسیاری از مفسران و دانشمندان علوم قرآنی قرار گرفته و منظور ما در این فصل نیز همین معناست.

ب) تأویل

از آن‏جا که در بسیاری از روایات تفسیری افزون بر تفسیر آیه، به تأویل آن نیز اشاره شده یا اینکه فقط تأویل آیه بیان شده است و با عنایت به اینکه واژه تأویل از واژه‌هایی است که در بین محققان دارای معانی مختلفی است، در اینجا به بررسی واژه تأویل می‌پردازیم تا معلوم شود مقصود ما از واژه تأویل در این فصل کدام یک از معانی آن است.

یک معنای لغوی تأویل: در تهذیب اللغة آمده است: «أوْل» یعنی رجوع؛ و «آل یؤوله إیالةً» یعنی او را سیاست و تأدیب کرد.

ابن فارس در مقاییس اللغة آورده است: «اول»، دارای دو اصل است: یکی ابتدای امر که واژه «اوّل»، به معنای ابتدا از این اصل است و دیگری انتهای امر. تأویل کلام به معنای عاقبت و سرانجام کلام، از این باب است.

ابن اثیر در النهایة، پس از ذکر معنای رجوع برای اول، می‌نویسد: مراد از تأویل، برگرداندن ظاهر لفظ از معنای اصلی به معنایی است که دلیلی بر آن قائم است، که اگر آن دلیل نباشد، نباید از معنای ظاهری لفظ دست کشید. [۵]

با توجه به آنچه از کتاب‌های لغت نقل شد، می‌توان گفت مجموعاً چهار معنا برای تأویل ارائه شده است: ۱. مرجع و عاقبت؛ ۲. سیاست کردن؛ ۳. تفسیر و تدبیر؛ ۴. انتقال از معنای ظاهری لفظ به معنای غیرظاهر.

در میان معانی چهارگانه یادشده، آنچه می‌تواند در تأویل کلام کاربرد داشته باشد، معنای اول، سوم و چهارم است و معنای دوم به تأویل کلام ارتباطی ندارد.

دو معنای اصطلاحی تأویل: این واژه هفده مرتبه، در هفت سوره و پانزده آیه از قرآن کریم به کار رفته است. این کاربردها را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:

تأویل قول؛ [۶]

تأویل فعل؛ [۷]

تأویل رؤیا. [۸]

مفسران و دانشمندان علوم قرآنی درباره معنای تأویل در این آیات نظرهای گوناگونی داده‬ ‏اند. [۹] در مجموع اگر بیان مصادیق خارجی آیات را جزو معانی باطنی آیات در نظر بگیریم می‌توان گفت واژه تأویل به معنای تبیین معانی باطنی و مصادیق مختلف آیات قرآن کریم است و این همان معنایی است که در این فصل از این واژه مد نظر است.

در بسیاری از روایات تفسیری در زمینه مهدویت تأویل‌های مختلفی از آیات قرآن ارائه شده که این تأویل‌ها شامل موارد ذیل است:

الف) گاهی آیه شریفه دارای مصادیق فراوانی در خارج است و بر همه آنها منطبق می‌شود که یکی از این مصادیق مربوط به بحث مهدویت می‌شود. یا تحقق مفاد آیه شریفه بر دوران‌های مختلفی قابل انطباق است که یکی از این دوران‌ها مربوط به دوره امام مهدی (عج) می‌باشد. به عنوان مثال در برخی روایات تفسیری شیعه در ذیل آیه ۱۵۹ سوره نساء، تحقق و وقوع مفاد آیه مذکور در دوران رجعت دانسته شده است.

ب) ممکن است آیه شریفه دارای مصادیق مختلفی باشد یا مفاد آیه بر دوران‌های متفاوتی منطبق باشد، ولی مصداق اتم و اکمل آن، در روایات تفسیری، بر امام مهدی (ع) و مسائل مرتبط با آن حضرت انطباق یافته است. برخی روایات تفسیری شیعه در ذیل آیه ۶۹ سوره نساء این‏‬ چنین می‌باشند.

ج) گاهی نیز مصداق و تحقق عینی مفاد آیه منحصر به دوران امام زمان (ع) است که روایات تفسیری به بیان این مطلب پرداخته‏اند؛ از جمله این موارد برخی روایات تفسیری شیعه در ذیل آیه ۳۳ سوره توبه است که تحقق این آیه را در زمان ظهور مهدی موعود (ع) دانسته‏‬ اند. بنابراین اگر در این فصل مشاهده می‌شود که بسیاری از روایات تفسیری به تأویل آیات پرداخته‏‬ اند منظور از تأویل، یکی از موارد سه‏‬ گانه یاد شده است.

۲. پیشینه بحث از موعود قرآن

محدثان و مفسران گرانقدر شیعه از دیرباز به موضوع موعود در قرآن توجه کرده و در کتاب‌های خود به جمع‬ ‏آوری و تبویب آیاتی پرداخته‏‬ اند که در کلمات معصومان (ع) به این موضوع تفسیر یا تأویل شده‬ ‏اند.

علامه سیدهاشم حسینی بحرانی (م ۱۱۰۷ ه‌.ق) در کتاب المحجّة فی ما نزل فی القائم الحجّة (ع) که با نام سیمای حضرت مهدی (ع) در قرآن به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است، با بهره‬ ‏گیری از روایات، ۱۲۰ آیه مرتبط با این موضوع را بررسی می‌کند.

ناگفته نماند که در مستدرک المحجّة، که در انتهای کتاب یاد شده آمده است، چهارده آیه دیگر به این مجموعه افزوده شده است. علامه مجلسی (ره) (۱۰۲۷ ۱۱۱۱ ه‌. ق) در بحار الأنوار با استفاده از تفاسیری مانند تفسیر القمی، تفسیر فرات الکوفی، تفسیر العیاشی، تفسیر کنز الفوائد و کتاب‌هایی چون الکافی ثقه‏الاسلام کلینی، کمال‏‬ الدّین و تمام النعمة شیخ صدوق، الإرشاد شیخ مفید، کتاب الغیبة شیخ طوسی، کتاب الغیبة نعمانی و…، بیش از شصت آیه را که به قیام قائم (ع) تأویل شده‏اند، جمع‬ ‏آوری کرده است. [۱۰]

در جلد پنجم از کتاب الامام معجم أحادیث الامام المهدی (ع) که به همت هیئت علمی مؤسسه معارف اسلامی و با اشراف حجت ‏الاسلام و المسلمین علی کورانی منتشر شده است، بیش از ۳۰۰ آیه قرآن کریم که به گونه‏‬ ای با شخصیت امام مهدی (ع)، ظهور آن حضرت و موضوعاتی چون رجعت ارتباط دارند، جمع‏‬ آوری و روایات ذیل آنها بررسی شده است. [۱۱]

در کتاب الآیات الباهرة فی بقیة العترة الطاهرة (تفیسر آیات القرآن فی المهدی صاحب الزمان)، اثر آقای سید داود میرصابری که به باور نویسنده آن، کامل کننده کتاب‌هایی است که پیش از این کتاب این زمینه نوشته شده، با استفاده از روایات معصومان (ع) حدود ۲۴۰ آیه مرتبط با موضوع مهدویت بررسی شده است. [۱۲]

سعید ابومعاش نیز در کتاب الإمام المهدی (ع) فی القرآن و السنّة حدود ۵۰۰ آیه را که به نوعی با وجود مقدس امام عصر (ع) و ظهور ایشان ارتباط دارند، گردآورده و با بهره‏ گیری از روایات به بررسی و شرح آنها پرداخته است. [۱۳]

گفتنی است برخی مفسران شیعه در کتاب‌های خود مجموعه آیاتی را که در شأن اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تأویل شده‬ ‏اند، گرد آورده‬ ‏اند که به طور طبیعی بخش قابل توجهی از این کتاب‌ها نیز به آیات تأویل شده در شأن امام مهدی (ع) اختصاص دارد. از آن جمله می‌توان به کتاب تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة اثر سید شرف الدین علی الحسینی الاسترآبادی (از علمای نیمه دوم قرن دهم هجری) اشاره کرد. [۱۴]

۳. موضوع‌های مطرح شده در آیات

در آیاتی که به ظهور امام مهدی (ع) تفسیر یا تأویل شده‏ اند، موضوع‌های مختلفی مطرح شده است که این موضوع‌ها را می‌توان به شرح زیر دسته‏‬ بندی کرد:

الف) حتمی بودن حاکمیت صالحان

دسته‬ ‏ای از آیاتی که با مهدی‏‬ باوری ارتباط دارند، بیانگر دیدگاه قرآن درباره فرجام جهان هستند. در این آیات به صراحت بیان شده است که سرانجام، صالحان حکومت جهان را به دست خواهند گرفت و دین خدا بر سراسر جهان حکم‏فرما خواهد شد.

در اینجا به اجمال به برخی از این آیات اشاره می‌کنیم:

۱. خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم بر این حقیقت تأکید کرده است که سرانجام دین اسلام، برخلاف میل کافران و مشرکان بر همه ادیان، پیروز خواهد شد. [۱۵] در یکی از این آیات چنین آمده است: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ. [۱۶] او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هرچند مشرکان خوش نداشته باشند.

روایات فراوانی در تفسیر این آیه رسیده و در همه آنها تأکید شده است که این آیه در زمان ظهور امام مهدی (ع) تحقق خواهد یافت. از آن جمله می‌توان به روایت زیر اشاره کرد که از امام صادق (ع) نقل شده است: وَ اللّهِ ما نَزَلَ تَأْوِیلُها بَعْدُ وَ لا یَنْزِلُ تَأْوِیلُها حَتّی یَخْرُجُ القائِمُ (ع) فَإِذا خَرَجَ القائِمُ (ع) لَمْ یَبْقَ کافِرٌ بِاللّهِ العَظِیمِ وَ لامُشْرِکٌ بِالإِمامِ إِلاّ کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتّی أَنْ لَوْ کانَ کافِرا أَوْ مُشْرِکا فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقالَتْ: یا مُؤْمِنُ فِی بَطْنِی کافِرٌ فَاکْسِرْنِی وَ اقْتُلْهُ. [۱۷]

به خدا سوگند تأویل آن هنوز نازل نشده است و تأویل آن نازل نخواهد شد تا اینکه قائم درود خدا بر او باد خروج کند. پس چون قائم درود بر خدا بر او باد خروج کند هیچ کافر به خدای عظیم و هیچ مشرک به امام باقی نماند مگر اینکه خروج او را خوش ندارد، تا اینکه اگر کافر یا مشرکی در دل سنگی [مخفی] باشد، آن سنگ [به زبان آمده و] خواهد گفت: ای مؤمن! در شکم من کافری هست، مرا بشکن و او را به قتل رسان.

در روایت دیگری که از امام علی (ع) نقل شده است، آن حضرت پس از خواندن آیه یاد شده می‌فرماید: أَ ظَهَرَ بَعْدَ ذلِکَ؟ [قالوُا: نَعَم. قالَ:] کَلاّ فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ حَتّی لاتَبْقی قَرْیَةٌ إلاّ وَ یُنادِی فِیها بِشَهادَةِ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ اللّهُ [و أَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ (ص)] بُکْرَةً و عَشِیّا. [۱۸]

آیا پس از آن [برای مشرکان و کافران] چیرگی و غلبه‏ای هست؟ گفتند: آری. فرمود: هرگز، سوگند به آنکه جانم در دست اوست تا آنجا که هیچ آبادی نماند مگر اینکه هر صبح و شام در آن به یگانگی خداوند و پیامبری محمّد درود خدا بر او و خاندانش باد ندا داده می‌شود.

۲. یکی دیگر از آیاتی که در آن با صراحت و با تأکید فراوان از حاکمیت صالحان بر زمین سخن گفته شده، آیه زیر است: وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ. [۱۹] و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

امام باقر (ع) در ذیل آیه یاد شده می‌فرماید: «هُمْ أَصحابُ المَهْدِی فِی آخِرِالزَّمانِ؛ [آن بندگان شایسته] یاران [حضرت] مهدی در آخرالزّمان هستند». [۲۰]

۳. آیه زیر یکی دیگر از آیاتی است که دیدگاه قرآن کریم درباره جهان آینده و آینده جهان را به خوبی بیان می‌کند: وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ امَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ کَما اسْتَخْلفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنا یَعْبُدُونَنِی لایُشْرِکُونَ بِی شَیْئا و مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُوْلئِکَ هُمُ الفاسِقُونَ. [۲۱]

خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛ همان‏گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین [خود] قرار داد و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدّل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند.

امام سجّاد (ع) در تفسیر آیه یاد شده می‌فرماید: هُمْ [وَاللّهِ] شِعَتُنا أَهْلُ البَیْتِ، یَفْعَلُ اللّهُ ذلِکَ بِهِمْ عَلی یَدَیْ رَجُلٍ مِنّا وَ هُوَ مَهْدِیُّ هذِهِ الأُمَّةِ وَ هُوَ الَّذِی قالَ رَسُولُ اللّهِ (ص) لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنیا إِلاّ یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلِکَ الْیَومَ حَتّی یأتی [یَلی] رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتی اسْمُهُ اسْمِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطا کَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما. [۲۲]

آنها [به خدا سوگند] شیعیان ما خاندان پیامبر هستند. خداوند این کار را به دست مردی از ما انجام خواهد داد و اوست مهدی این امّت و هم اوست که پیامبر خدا درود خدا بر او و خاندانش باد [درباره‬ ‏اش] فرمود: چنانچه جز یک روز از دنیا باقی نماند خداوند آن روز را آن‬ قدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من که نامش نام من است بیاید [زمام امور را به دست بگیرد] زمین را پر از عدل و قسط می‌کند همچنان که از ظلم و جور پر شده باشد.

از امام صادق (ع) نیز در ذیل این آیه چنین روایت شده است: «نَزَلَتْ فِی القائِمِ وَ أَصْحابِهِ؛ [این آیه] درباره [حضرت] قائم (ع) و یاران او نازل گشت». [۲۳]

۴. آیه دیگری که در ترسیم دیدگاه قرآن در زمینه آینده جهان، می‌توان به آن استناد کرد، این آیه است: وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضْعِفُوا فِی الأَرضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الورِثِینَ. [۲۴] و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند منّت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث زمین کنیم.

از امیر مؤمنان علی (ع) در تفسیر این آیه، چنین روایت شده است: هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یَبْعَثُ اللّهَ مَهْدِیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهم و یُذِلُّ عَدُوَّهُمْ. [۲۵] ‬ ایشان خاندان محمّدند. خداوند مهدی آنها را پس از تلاش [و رنجشان] برمی‬ ‏انگیزد و آنها را عزّت می‌دهد و دشمنشان را خوار می‌گرداند.

آن حضرت همچنین در یکی از کلمات قصار خود می‌فرماید: لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیا عَلَیْنا بَعْدَ شِماسِها عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلی وَلَدِها وَتَلاعَقِیبِ ذلِکَ «وَنُریدُ أَنْ نَمُنّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الوارِثِینَ». [۲۶] دنیا پس از سرکشی روی به ما نهد، چون ماده شترِ بدخو که به بچه خود مهربان بُوَد. سپس این آیه را خواند: «و می‌خواهیم بر آنان که مردم ناتوانشان شمرده‏اند منت نهیم و آنان را امامان و وارثان گردانیم».

افزون بر آیات یاد شده، آیات دیگری در قرآن وجود دارد که همه آنها به حاکمیت دین حق در زمان ظهور امام مهدی (ع) تفسیر یا تأویل شده‬ اند. [۲۷]
پی نوشت:

[۱]. در بررسی این دو اصطلاح از مقاله زیر استفاده شده است: محمد هادی قهاری کرمانی، «امام مهدی در قرآن (بررسی تطبیقی)» موعود، سال یازدهم، ش ۶۸، مهر ۱۳۸۵.

[۲]. الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه، ماده سفر.

[۳]. مفردات الفاظ القرآن، ماده فسر.

[۴]. ر. ک: بدرالدین زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، چاپ اول: بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۸ ه. ق، ج ۳، ص ۱۴۸؛ محمدبن یوسف ابوحیان اندلسی، البحر المحیط، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ ه. ق، ج ۱، ص ۱۴؛ فضل‌بن حسن طبرسی، مجمع البیان لعلوم القرآن، چاپ اول: بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۷ ه. ق، ج ۱، ص ۸؛ محمدحسین ذهبی، التفسیر والمفسرون، ج ۱، ص ۱۱.

[۵]. ر. ک: ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، بیروت، دارالفکر، بی‏تا، ماده اول.

[۶]. ر. ک: سوره آل عمران (۳)، آیه ۷؛ سوره اعراف (۷)، آیه ۵۳ و سوره یونس (۱۰)، آیه ۳۶.

[۷]. ر. ک: سوره نساء (۹)، آیه ۵۹؛ سوره اسرا (۱۷)، آیه ۳۵ و سوره کهف (۱۸)، آیه ۷۸ و ۸۲.

[۸]. ر. ک: سوره یوسف (۱۲)، آیات: ۶، ۲۱، ۳۶، ۳۷، ۴۴، ۴۵، ۱۰۰ و ۱۰۱.

[۹]. ر. ک: احمدبن عبدالحکیم ابن تیمیّه، الأکلیل فی المتشابه و التأویل، اسکندریه، دارالإیمان، ص ۱۵؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۳، صص ۲۵ و ۴۵؛ محمدهادی معرفت، تلخیص التمهید، چاپ سوم: قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۸ ه. ق، ج ۱، صص ۴۸۲ و ۴۸۳؛ محمدکاظم شاکر، روش‌های تأویل قرآن، چاپ سوم: قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۸ ه. ق، صص ۹۸ ۱۰۰؛ محمدبن حسن طوسی (شیخ طوسی)، الأمالی، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ ه. ق، ص ۶۲۱.

[۱۰]. ر. ک: بحارالانوار، ج ۵۱، صص ۴۴ ۶۴.

[۱۱]. معجم احادیث الإمام المهدی (ع)، ج ۵.

[۱۲]. ر. ک: سید داود میرصابری، الآیات الباهرة فی بقیة العترة الطاهرة، چاپ اول: تهران، قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة، ۱۴۰۲ ه‌.ق.

[۱۳]. ر. ک: سعید ابومعاش، الإمام المهدی فی القرآن والسنة، چاپ دوم: مشهد، مجمع البحوث الإسلامیة، ۱۴۲۵ ه. ق.

[۱۴]. ر. ک: سید شرف الدین علی الحسین استرابادی، تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، چاپ اول: قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۹ ه‌.ق.

[۱۵]. ر. ک: سوره فتح (۴۸)، آیه ۲۸.

[۱۶]. سوره توبه (۹)، آیه ۳۳.

[۱۷]. کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۷۰، ح ۱۶؛ سیمای حضرت مهدی (ع) در قرآن، صص ۱۵۰ و۱۵۱.

[۱۸]. مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۰؛ سیمای حضرت مهدی (ع) در قرآن، صص ۱۵۲ و ۱۵۳؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۰، ح ۵۹.

[۱۹]. سوره انبیا (۲۱)، آیه ۱۰۵.

[۲۰]. سیمای حضرت مهدی (ع) در قرآن، ص ۲۵۱؛ همچنین ر. ک: بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۴۷، ح ۶.

[۲۱]. سوره نور (۲۴)، آیه ۵۵.

[۲۲]. مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۵۲؛ سیمای حضرت مهدی (ع) در قرآن، صص ۲۷۰ و ۲۷۱.

[۲۳]. کتاب الغیبة (نعمانی)، ص ۲۴۰، ح ۳۵؛ سیمای حضرت مهدی (ع) در قرآن، ص ۲۶۳؛ برای مطالعه بیشتر در زمینه روایات ذیل آیه یاد شده ر. ک: البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۵، صص ۴۱۱۴۲۱.

[۲۴]. سوره قصص (۲۸)، آیه ۵.

[۲۵]. کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۱۱۳؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۵۴، ح ۳۵. برای مطالعه دیگر روایات ذیل آیه یاد شده، ر. ک: بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۱۶۷، ح ۴۹؛ سیمای حضرت مهدی (ع) در قرآن، صص ۲۹۶۳۰۱.

[۲۶]. نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، کلمات قصار ۲۰۹، ص ۳۹۶.

[۲۷]. ر. ک: سوره زخرف (۴۳)، آیه ۶۶ و شرح آن در سیمای حضرت مهدی (ع) در قرآن، صص ۳۴۸ و سوره ذاریات (۵۱)، آیه ۲۳ و شرح آن در سیمای حضرت مهدی (ع) در قرآن، صص ۳۶۰۳۶۲.

مبع:مهر

گزارش خطا

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر: