روایات زیادی درباره زیارت، توسل و تبرک به امامان علیهمالسلام و آثار آنها وارد شده است که میتوان در کتب ادعیه و زیارات آنها را دید. گذشته از مستند بودن این عمل به شواهد قرآنی و احادیث و سنّت نبوی و نیز سیره ائمه علیهمالسلام، اعتقاد بدان بر اساس مبانی کلامی و روان شناختی قابل تبیین است. به همین جهت است که از نظر علمای شیعه تبرّک جستن به چیزهایی که از نظر شرع از قداست، عظمت و طهارت برخوردارند جایز، بلکه راجح و مستحب است.
عقیق: چندی پیش مطلبی با عنوان «آیا امام حسین(ع) به ایجاد مشکلات برای مردم رضایت دارند؟!» که در متن آن، پیامدهای اجتماعی انتقال ضریح جدید حرم مطهر امام حسین(ع) به کربلای معلا مورد مناقشه قرار گرفته بود، در بخش سرویس شهرستانهای روزنامه جمهوری اسلامی به چاپ رسید. اگر در مطلب یاد شده فقط جنبه های اجتماعی، مورد اشاره خبرنگار محترم اهواز قرار میگرفت شاید ضرورتی برای رفع ابهام و پاسخ به برخی از سؤالات مطرح شده احساس نمیشد. اما چون در بعضی از بخشها نکاتی عقیدتی همچون چرایی «تبرک» به ضریح جدید مطرح شده است، نگارنده به عنوان محققی ناچیز در مسائل اعتقادی مسائلی را مطرح مینمایم. به ویژه آنکه در آن خبر بیان شده است سؤالاتی این روزها در ذهن جوانان و اقشار تحصیل کرده این مرز و بوم پیدا شده است و متأسفانه گویی کسی جرأت پاسخ گویی به آنها را ندارد! تبرک به چیزى؛ یعنى طلب برکت (فزونی و فایده با دوام و ثابت) از طریق آن شىء. و در اصطلاح به معناى برکت جویی یا درخواست خجستگی، میمنت و شگون و نوعی طلب التفات و توجه از خداوند و موجودات قدسی فرا طبیعی است. تبرّک و فعل برکت در آیات و احادیث بسیاری تأیید و بر آن تأکید شده است.یکی از مستندات قرآنیِ تبرّک را آیه ۹۳ و ۹۶ سوره یوسف دانستهاند، که بنا بر آن یعقوب با برکت جستن از پیراهن یوسف، بیناییاش را بازیافت. در آیات دیگری نیز به اشخاص و مکانهای متبرک اشاره شده است. (مثلاً بقره آیه۱۲۵ در باره مقام ابراهیم، بقره آیه۲۱۸ در باره تابوت بنی اسرائیل، کهف آیه۲۱ در باره ساختن مسجد در محل به خواب رفتن اصحاب کهف). بر اساس تعالیم قرآنی گاهى اراده خدا بر این تعلّق مىگیرد که فیض خویش را از راهها و اسباب غیرطبیعى جارى سازد. «تبرّک» یکى از این راههاى غیرطبیعى است که انسان به آن روى مىآورد تا فیض الهى و نعمت پروردگار را به دست آورد. به استناد روایات تاریخی، تبرّک به آثار پیامبر اکرم از صدر اسلام رایج بوده است و محدّثان و سیره نویسان نیز احادیث و اخبار بسیاری در این باره نقل کردهاند.از جمله اینکه صحابه از آب وضو و باقیمانده غذا و مکان نماز آن حضرت برکت میجستند، بنا به روایاتی، پیامبر اکرم خود نیز به برکت جستن از آب زمزم و قرآن و گاه محصولات مدینه و مانند اینها ترغیب میکردهاند.
روایات زیادی درباره زیارت، توسل و تبرک به امامان علیهمالسلام و آثار آنها وارد شده است که میتوان در کتب ادعیه و زیارات آنها را دید. گذشته از مستند بودن این عمل به شواهد قرآنی و احادیث و سنّت نبوی و نیز سیره ائمه علیهمالسلام، اعتقاد بدان بر اساس مبانی کلامی و روان شناختی قابل تبیین است. به همین جهت است که از نظر علمای شیعه تبرّک جستن به چیزهایی که از نظر شرع از قداست، عظمت و طهارت برخوردارند جایز، بلکه راجح و مستحب است. و این مطلب با موضوع«احترام» که مورد اشاره خبرنگار محترم است کاملاً متفاوت است چرا که هرگونه بی حرمتی نسبت به آثار معصومان(ع) حرام است. مردم، هنگام مواجه شدن با آثار ائمه، به یاد خدا میافتند و از امامان خود، میخواهند تا شفیع آنها شوند و از خداوند بخواهند، حاجاتشان را استجابت نماید. همانکاری که فرزندان یعقوب با پدر کردند و از ایشان خواستند تا از خداوند برایشان طلب مغفرت کند. آنچه بدان تبرّک جسته میشود یا به جهت قداست، عظمت و طهارت آن است، مانند نامهای خداوند، پیامبران، جانشینان ایشان، قرآن و مؤمنان و یا به جهت انتساب به چیزهای مقدّس و باعظمت، مانند جلد و قاب قرآن و مشاهد مشرفه معصومان علیهمالسّلام. از جهت دیگر انتقال برکت گاهی از طریق تماس با یک عنصر متبرک است که در این حالت لمس یک قدیس یا لمس عنصری متبرک میتواند باعث برکت یافتن باشد، مانند استلام حجر الاسود توسط زائران کعبه در مناسک حج و عمره، یا لمس ضریح ائمۀ اطهار و اولیا که به نوبۀ خود به سبب تماس و ارتباط با شخصیت مقدس مدفون متبرک تلقی میشود و گاهی انتقال برکت از راه تشابه با امری متبرک است. تمثال و نماد امر متبرک به گونهای با آن هم ذات میشود و خود میتواند مایۀ برکت باشد. آویختن تصاویری از مکانهای مقدسی مثل کعبه و یا مشاهد مشرفه در خانهها یا محل کار نمونهای از تبرک با واسطۀ شباهت است. مثلا شیعیان شبه قارۀ هند مشابه با مزارها و مشاهد مشرفۀ ائمه میسازند و به زیارت آن میروند و از آن برکت جویی میکنند. تبرک به غذای نذری، چای هیئت، خاک زوار و عزاداران امام حسین(ع) و زیارت ضریح جدید نیز از این قبیل قابل توجیه است. در همۀ اینها آنچه مایۀ تبرک است، التفات و ارادهای از جانب خداوند و یا شخصی مقدس است که باعث جریان برکت میشود و به هیچ عنوان نباید با نگاهی صرفاً مادی به این موضوع توجه کرد. در واقع، کسی که از آثار و اشیای پیامبر و اولیای دین برکت میجوید، دایره عوامل مؤثر در این عالم را از محدوده جهان شناخته شده مادّی فراتر میداند. برای این نگاه تأثیرات فراوان اخلاقی، اجتماعی و روانی قابل اثبات است.در همین جریان استقبال و بدرقه ضریح جدید به تجربه دیدیم، هزاران نفری که به زیارت ضریح مطهر شتافتند با روحیّهاى بهتر، و صفا و نورانیّت بیشتر و قلبى پاکتر، از کنار آن باز گشتند و آثار این امر در آنان مدّتها نمایان است. اضافه بر این، توجّه و توسّل به ائمه (ع)، تبرک آثارشان و طلب شفاعت از آنان بر درگاه خدا، آنها را در برابر مشکلات پرتوان مىسازد، مانع یأس و ناامیدى مىشود و از دردها و آلام روحى و جسمى آنها مىکاهد. از طرفی دیگر معمولا بیشتر انسانها، محبت و عشق را تجربه کردهاند و میدانند که عاشق، آثار محبوبش را هم میپسندد و دوست دارد. ما اگر عشق را چشیدیم، میفهمیم کسی که برای زیارت ضریح اباعبدالله الحسین (ع) میرود و آن را تبرک میکند، در حقیقت عشقش را برای معشوق خود صرف میکند.اگر از این جهت، قضیه را بنگریم مسئله برایمان حل میشود. زائری که ضریح امام حسین (ع) را میبوسد، عاشق حسین (ع) است و میداند که این ضریح، لباس قبر شریف محبوبش است که صدها سال پذیرای زائران و عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) خواهد بود. عاشق، به عشق معشوقش امام حسین(ع)، میبوسد و تبرک میکند و به یاد معشوقش اشک میریزد و عزاداری میکند.
پس این ضریح جدید، به امام حسین علیهالسلام تعلق و اختصاص دارد و از روزی که کار ساخت آن شروع شد، به امام حسین علیهالسلام تعلق داشت و علما و مردم به یاد مولایشان، آن را میبوسند و تبرک میجویند. احتمالا خبرنگار عزیز از خبر زیارت علما و مراجع عظام از ضریح یاد شده اطلاعی ندارد و یا اگر هم با خبر باشد این تبرک جستنها را به تأویل میبرد! آیات عظام مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، جوادی آملی، مصباح یزدی و... از آن دست بزرگان هستند. نکته دیگری که به خصوص از آثار استقبال گسترده مردم خوزستان از ضریح سیدالشهدا علیهالسلام است، خنثی و نقشه بر آب شدن بسیاری از تبلیغات پوچ وهابیت علیه تشیع در آن دیار است. این استقبال، نشان داد عشق به امام حسین (ع) از پویایی و جاودانگی برخوردار است و با هزینه های هنگفت انگلیسی- سعودی قابل خدشه نیست. بر این اساس درست نیست این حضور پرشور را غیر خود جوش و ساخته سازمانها و ادارات دولتی معرفی نمود و همسو با کج فهمیها و دشمنیهای بیگانگان آثار آن را تماما منفی تلقی کرد. این هنر ما است که اجازه ندهیم آنها بوسیله رسانه های مختلف این حرکت را تحریف کنند. البته از سوی دیگر نباید مردم دنیا را نیز آنقدر جاهل و نادان تلقی کنیم. مردم دنیا وقتی این نوع عزاداری های ما را ببینند متوجه میشوند که این حرکت یک حرکت صرفاً فرهنگی نیست، بلکه ناشی از محبت است. چون یک حرکت فرهنگی به تنهایی نمیتواند چنین اشکی و چنین سوز و گدازی تولید کند. بر این اساس باید در ابتدا آثار مثبت مورد توجه قرار گیرد و از بانیان و مؤثران آن تقدیر نمود و در صورت وجود آثار اجتماعی منفی، بایسته است به گونه ای قلم بزنیم که گره ای از کار باز شود نه اینکه با خلط پیامدهای اجتماعی و زیر سؤال بردن معتقدات میلیونها نفر بصورت غیر علمی تشویش اذهان صورت پذیرد و بدون ارائه آماری دقیق از صدمه دیدن افراد سخن راند و از این رهگذر تریبون هم پیمانان امثال قاتلین عزاداران حسین(ع) در بحرین شد! و در پایان باید متذکر شد که ورود به عرصه مباحث اعتقادی باید با پشتوانه عمیق علمی صورت پذیرد تا در آینده شاهد مطالب سطحی همچون مطلب اخیر که باعث ناراحتی امت حزب الله گشت، نباشیم.
"حسین موسی پور "
منبع: روضه نیوز
کدخبرنگار:211001