پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۰۸:۰۰

۱۳۹۱/۰۶/۲۲

قصیده ای از حاج محمود ژولیده در وصف امام صادق(ع)

کد خبر : ۸۹۸

بصیرت

گفتیم با خجالتِ دل بعد بوتراب

معصوم دیگری نشود بسته در طناب

دیدیم دست هرچه امام است بسته شد

شیعه چرا نمیرد از این شرم بی حساب

گفتیم زهر کین به امامی نمی دهند

دیدیم هر زمان جگر دیگری کباب

گفتیم احترام به سجّاده می کنند

دیدیم سجده را ششمین بار در عذاب

گفتیم شب، دگر مه نو سر برهنه نیست

دیدیم ماه، پای برهنه زند رکاب

گفتیم دیگر از سر عمامه نمی کشند

دیدیم بی عمامه، امامی شود عتاب

گفتیم بر سه ساله دگر زجر و غصّه نیست

دیدیم پیر مرد شد از زجر و غصّه آب

گفتیم خانه را دگر آتش نمی زنند

دیدیم خانه سوخت دوباره در آن مذاب

آن سیل آتشین که از آن کوچه شد شروع

تا کعبه تا نرفته بگیریدش از شتاب

تنها رسول اعظم اسلام، با غضب

نگذاشت تا دوباره سر از خون شود خضاب

از آن مسیر کوچه ی باریکتر ز مو

عکسی به سینه مانده خدایا بدون قاب

گفتیم شیعه حقّ ولی را ادا کند

شد قرن ها که دعوتتان مانده بی جواب

گفتیم محض غیبتتان شیعه می شویم

دادیم امتحان بدی باز در غیاب

گفتیم دوره دوره ی غربت زدایی است

ماندیم و ماند غربت هر تربت خراب

سرداب و سامرا و بقیع تلّ خاک شد

انگار رفته امّت قالو بلی به خواب


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
  • پربازدیدها
  • تازه ها
  • پرطرفدارها
  • پربحث‌ها