آقاى سید على شاهرودى پسر مرحوم آیت الله
شاهرودى (اعلى الله مقامه( نقل مى كرد: روزى در حرم مطهر حضرت على (ع)
دیدم امام در میان جمعیت انبوه در هم پیچیده مى شوند و هر لحظه خطر آن است كه زیر
دست و پا بیفتند.
اتفاقا
در همان لحظه ها دو نفر نیز به عنوان همراه در پشتسر امام بودند. آقاى شاهرودى به
آن دو نفر اعتراض كرد كه چرا ایستادهاید؟ منتظرید امام براى شما راه باز كند؟ پاسخ
دادند: ما
جرات دخالت نداریم. آقا اجازه راه باز كردن به ما نمى دهند.
سید
على شاهرودى عصبانى مى شود عبا را به گوشهاى مى اندازد و جلو مى رود و با سلام و
صلوات مردم را از سر راه امام كنار مى زند. اما امام مرتب دست به پشت او مى زدند و او را
از این كار منع مى كردند.
نقل
خاطره از: حجة الاسلام سید حمید روحانى
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: