پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۰۰:۴۵

۱۳۹۵/۰۶/۰۸
ناگفته های حاج سید مهدی میرداماد در گفت و گو با عقیق / بخش پایانی

یک سال تمام بایکوت بودم/ آقا گفتند در این پنج شب یک روضه سیر نشنیدیم!/هیئت نباید هزینه سیاسی کاری ها بشود + فیلم

من رویه یک سری از دوستان در موضوع برهنه‎شدن را قبول نداشتم. به دوستانم هم گله کردم، این کار نباید یک دفعه انجام می‌‎شد.، واقعاً محرم آن‌سال صرف این صحبت‌های حاشیه‌ای شد.
کد خبر : ۷۷۵۵۴
فیلم گفت و گو در عقیق تی وی/ بخش دوم

عقیق: سید را همه جا به شال شبز رنگش می شناسند. شالی که یادگار مادر است. همان مادری که تا نامش برزبانش جاری می شود بغض راه گلویش را می بندد. همان مادری که تا لحظات آخر حیاتش دل نگران فرزندانش بوده . مادری که برای سیدمهدی از خدا چیزهای بزرگی خواسته بود.

سید دیگر آن نوجوان عاشق بازیگری و سینما نیست . از برکت دعاهای مادر این روز ها سید مهدی میرداماد نام شناخته شده ای درحوزه ستایشگری اهل بیت(ع) است.

زندگی پر فراز و نشیب این ذاکر اهل بیت(ع) سرشار از نکاتی جذاب و درس آموز برای هیئتی ها و علاقمندان به مداحی و ذاکری اهل بیت(ع) است.

این مداح اهل بیت(ع) چند ساعتی را میهمان ما در "موسسه فرهنگی عقیق" بود و با او درباره زندگی اش از دوران کودکی تا کنون گپ زدیم و در پایان این گفت و گوی جذاب ، سید دقایقی نیز در "حسینیه عقیق" برایمان مداحی و روضه خوانی کرد.

*با توجه به این‌که گفتید در دوران نوجوانی دوست داشتید شهرت پیداکنید؛ آیا این شهرت الان سخت است؟  تا حالا شده از این معروف‎شدن ناراحت بشوید ؟

بستگی به نوع نگاه دارد. اگر من از نگاه خوب به این موضوع نگاه کنم، سخت نیست. ولی اگر از لحاظ معنی شهرت به آن نگاه کنید شاید اذیت بشوید. البته که احادیث و روایات ما شهرت را مذموم می‌دانند ولی اگر نگاه به این شهرت معنوی باشد؛ یعنی اگر کسی در جایی من را شناخت نگاهم حالت تکبرآمیز به خود نگیرد قطعاً مذموم نیست.

مثلاً من برخی اوقات در حرمی جایی میروم واقعاً نمی‌توانم زیارت کنم و خانواده‌ام جدا می‌روند. من شاید آخر شب با شال‌گردنی خودم را می‌پوشانم ولی باز هم در حال عبادت و در اوج گریه کسانی می‌آیند و می‌خواهند که با بنده صحبت کنند. برخی از مواقع این شناخت حالت معنوی دارد؛ مثلاً یک بار همین چند روز پیش به بانک رفته بودم اتفاقا از عمد اول وقت هم رفتم که شلوغ نباشد . فقط کارمندان بانک حضور داشتند . رئیس بانک تا بنده را شناخت خیلی خالص و بی‌‎ادعا از من خواست که بخوانم که واقعاً نمی‎شود خواسته این چنین افرادی را رد کرد. معمولاً کسانی که ما را می‎بینند طبیعتاً یاد خاطره کنار دریا که نمی‎افتند،معمولاً با ما سر روضه‌ها ، زیارت خواندن و هیئت‎ها خاطره دارند. من هم در همان بانک دو سه خطی برایشان خواندم . من از شهرت این را دوست دارم که نگاه مردم نسبت به ما یک نگاه اعتقادی و معنوی باشد.

البته می‎دانید که شهرت تکبر هم می‎آورد؛ من هنوز هم حداقل هفته‌ای یک بار از خدا می‎خواهم که هرچیزی یا شهرتی به من می‎دهد ظرفیتش را نیز بدهد. مثلاً من هنوز هیئت‎هایی که اولین بار در آن‎جا می‎خواندم و اوایل کارم بوده و شهرتی نداشتم را از یاد نبرده‎ام و برای آن‎ها نیز می‌خوانم. 


جنگ را شما رفتید، یاد‎واره‎ها را ما می‎رویم

در مورد مراسم‌هایی که می‎روم تا آنجا که می‌شود را طی یک سال برنامه‌ریزی می‌کنم؛ فکر نمی‎کنم مداحی هم به اندازه من سفر رفته باشد. یک بار به حاج صادق آهنگران گفتم جنگ را شما رفتید، یاد‎واره‎ها را ما می‎رویم. من یادواره شهدا را حتی بیشتر از جلسات دیگر می‎روم. حتی جاهایی که هیچ‎کس شاید نرود؛ می‌‎خواهم بگویم که این توفیق نصیب ما می‎شود و باید از این اتفاق نهایت بهره را ببریم. من اعتقادم این است که مردم اصل کار ما را قبول دارند. اگر از ما یک بدی ببینند واقعاً از اصل کار زده می‌شوند. به هر حال شاید برخی ها این تفکیک را نتوانند قائل بشوند که میرداماد هم یک انسان هست و امکان دارد اشتباه کند و یا رفتار تندی یا خستگی بعد جلسه حاصل شود و انتظار برخورد خیلی خوب و گرم را از ما داشته باشند.


*فارغ از نگاه معنوی به شهرت ، کاری شده که به واسطه این شهرت نتوانسته باشید انجام دهید؟

15 سال است نتوانسته ام بالای سر امام رضا(ع) نماز بخوانم

خیر. من همه جا رفته ام سینما و مکان‎های عمومی و حتی استادیوم. البته قطعا کاری برخلاف شأن یک مداح باشد را انجام نمی دهم. ولی یک اتفاق‎هایی شاید پیش آمده و یا  مشکلی در این مسافرت‎ها یا زیارت‎ها بوده ولی باز نگاه خیر به آن داشتم که مثلا  اگر در حرم نشستم و جواب چهار جوان را دادم و صحبت کردم شاید همان ثواب زیارت را به بنده بدهند. من الان 15 سال است نتوانسته ام بالای سر امام رضا(ع) نماز بخوانم؛ واقعاً نمی‎گذارند. این‌طور موردها بوده ولی چیز دنیایی که من بخواهم انجام بدهم را انجام دادم و زیاد مشکلی از دید من نبوده است.

باید همه  را به دستگاه اهل‌بیت جذب کرد

من فکر می‎کنم که علاقه بسیاری از جوان‎ها به ما به خاطر این است که خیلی خودمان را از مردم جدا نکردیم و به این رسیدم که نباید جدا بدانم! همواره باید با این طیف جوان تعامل داشته باشیم حتی در بحث سیاسی،  غیر از کسی که با اصول و مبانی نظام ما مشکل داشته باشد و عناد علنی کند، به اعتقاد ما هرکسی با هر سلیقه‎ای را باید به سمت دستگاه اهل‎بیت جذب کنیم.

*اولین باری که خدمت مقام معظم رهبری رسیدید و مداحی کردید چه سالی بود؟

سال 82  تولد حضرت زهرا(س) و جلسه مداحان بود. در آن مرحله جزء جوانترین‎ها بودم. شعر آقای رسول‎زاده با تخلص آشفته که اهل کاشان هستند را خواندم. آقا خیلی تشویق کردند . پس از مراسم، حضرت آقا پرسیدند شعر از کیست؟ گفتم آقای رسول زاده. گفتند سلام برسانید و یک بیت را حضرت آقا تغییر دادند. دقت نظر حضرت آقا بسیار برایم تحسین‎برانگیز بود. شعر این طور بود : "قدر تو معنا می‎کند   وصف تو انشاء می‎کند   ابری که بارد بر زمین    گردی که خیزد بر هوا."  همه شعر سراسر توصیف  حضرت زهرا (س) بود. حضرت آقا فرمودند : «سلام ما را محترمانه برسانید و بگویید نسبت دادن گرد و خاک به وجود مقدس حضرت زهرا(س) سخیف به نظرمی‌رسد مثلاً به جای گردی که خیزد بر هوا... بگویید نوری که تابد بر سماء؛ وقتی این نکته را به آقای رسول زاده رساندم بسیار اشک ریختند و گفتند این قصیده را کنار می گذارم.

*یادم می آید در همان سال های اول که دهه محرم و فاطمیه به بیت آمدید شعر نو خواندید. یا حداقل می‎دانم شعر کلاسیک نبود. شما یادتان هست؟

یادم نیست که چه خواندم. ولی در دیدارهای محرم و صفر یادم هست که حضرت آقا اعلام کردند هرچه راحتید بخوانید. برخی فکر می‌‎کنند نزد آقا می‎روند چیزهای بزرگ و خاصی باید خوانده شود. من یادم هست اولین بار چیزهایی که خودمان در هیئت‌‎های خودمان می‎خواندیم را خواندم. حضرت آقا هم همین اعتقاد را داشتند. واقعیت این است دوستانی که آنجا می‌خوانند خیلی باید توان و ظرفیت داشته باشند.

*توصیه‌ای از حضرت‌آقا به یاد می‎آورید؟

یک بار روضه حضرت ابوالفضل(ع) می‎خواندم یادم نیست در کدام قسمت از روضه؛ سر سفره شام گفتند :«مواظب باشید حرفی که می‎زنید با عقل مردم جور دربیاید.» واقعاً عجیب است. هر راستی را نمی توان گفت. برخی از چیزها راست است. حضرت آقا فرمودند : « در دوران کنونی ما، هر راستی با منطق سازگار نیست. مردم با عقل و منطق برخی روضه ها را سنخیت می‎دهند. حرفی که با عقل مردم فاصله دارد نزنید. چون شأن آن ها را پایین می‎آورد.»

محرم آن سال صرف این حاشیه‎ها شد

به اعتقاد من بی سلیقه‌گی است که بعضی از همکارهای ما باعث می‌شوند در یکسری از مسائل ریزش داشته باشیم؛ من رویه یک سری از دوستان در موضوع برهنه‎شدن را قبول نداشتم. به دوستانم هم گله کردم و گفتم که در مورد این مسئله می‎شد به جای اینکه یک مرتبه یک کاری را انجام بدهیم، جلسه بگذاریم و به توافق برسیم؛ این کار نباید یک دفعه انجام می‌‎شد. نباید هرکسی یک نوع سازی را کوک می‎کرد! واقعاً محرم آن‌سال صرف این صحبت‌های حاشیه‌ای شد.


در هیئت خط‌کش نگذارید!

 واقعیت قصه همین است ما هرچه قدر با هم متحد باشیم و اتحادمان بهتر باشد به موفقیت نزدیک‎تر خواهیم شد. در بسیاری از مواقع حضرت آقا اعلام کرده‎اند که در هیئت خط‎کش نگذارید که این دسته مثلاً این اندازه هستند باید بیایند و در این کادر می‌گنجند؛ باید بیاییم و در این فضا شرکت و به همدیگر اعتماد کنیم. قرار نیست کسی در این جا سلیقه و اعتقاد خودش را به کسی القاء کند.

یک روضه سیر نشنیدم!

پیش از این جمع مداحانی که در بیت می خواندیم قبل از محرم یک جلسه خدمت حضرت آقا می رسیدیم  آقا در آن جلسه جمله‎ای را فرمودند که هیچ‎گاه یادم نمی‎رود ، فرمودند :« مردم محرم آمده اند گریه کنند از حرف‎هایی که در سایت‎ها و کوچه و بازار و روزنامه‌ها هست برایشان نگویید. به اندازه کافی مردم سیاست زده هستند و در این فضاها حضور دارند»  یادم می‌آید یک زمانی اوج اتفاقات غزه بود، حجت الاسلام عالی تعریف می‎کرد در بیت که روضه بود حضرت آقا سر سفره گفته بودند در این 5 شب یک روضه سیر نشنیدم! خیلی دردآور است.  واقعاً هرچیزی یک اندازه‎ای دارد.

*در طیف پایین‌تر، اگر بخواهیم این نظریه را فرهنگسازی و ترویج بدهیم به چه صورت است؟

تا توانسته‌ام به دوستان گفته ام الگوی خواندن کاملاً واضح است. در خواندن‌هایمان تا می‌توانیم از شهداء می‌گوییم آن هم به موقع و به اندازه! به یک شکلی که ایجاد جذابیت بکند و مردم عطش داشته باشند. یک شب هشتم در محرم داریم که یک سرود پایانی می‎سازیم با یک شکل خاصی- هرچیزی به اندازه‌اش جذاب است. در بحث سیاسی بارها و بارها من دیدم که حضرت‌آقا در مورد یک مطلبی تذکر دادند که "من راضی نیستم وارد این فضاها و بازی‎های سیاسی و حزبی شوید". متأسفانه دوستان ما وارد شده‌اند و ضربه آن را هم خورده‌ایم. بی‌رودربایستی می‎گویم که اگر به نتیجه انتخابات تهران و قم توجه کنید به این نتیجه می‎رسید که در بخش هیئت‌ها ما در قم خیلی کار کردیم، چون تفاوت‎ها بیانگر همه‎چیز است.

هیئت نباید هزینه سیاسی کاری ها بشود

حضرت آقا در سال 84 بعد از روضه‌ای که در بیت داشتیم از بنده سوال کردند "روضه شما در قم تعطیل است که  به این‌جا می‌آیید؟ گفتم خیر. به عشق شما می‎آییم. فرمودند: «من راضی نیستم به عشق من بیایید، آنجا سنگر بسیار مهمی است و باید آنجا را حفظ کنید".»  تازه انگیزه جدیدی پیدا کردم و از طرفی یک تکلیف ویژه‌ای بر دوشم نهاده شد و برنامه‎ریزی ویژه و قوی‎تری در دستورکار قرار گرفت. فهمیدیم جنگ است چون آقا فرمود سنگر را حفظ کنید .  بدون یک روز کار سیاسی کردن و برای این حزب و  آن جریان فعالیت کردن کاری کردیم که مسئولین و نمایندگان مجلس هم در جلسه ما حاضر می شوند خواندن اما نماینده در جلسه ما حضور داشت و مردم هم می‎فهمند. این اتقاق می‎افتد بدون اینکه از مسیر خارج شویم . یعنی در واقع آن‎ها باید به این مسیر بیایند و نه ما.  شما آنقدر هیئت امام حسین را باید قوی اداره کنید که فلان مسئول هم باور کند که باید به هیئت بیاید و بنشیند. اگر در هیئت نشست امکان دارد مردم به خاطر امام حسین(ع) محبتی هم نسبت به آن طرف پیدا کنند. نه این که ما برویم و هیئت را خرج آن ها کنیم این اتفاق برعکس جواب می‌دهد.

*درباره سبک زندگی برخی از ذاکرین گلایه هایی بین مردم وجود دارد. قبول دارید یک بخش هم مقصر همین آقایان است که الگو هستند؟ وقتی جوان می بیند که برخی مداحان سبک زندگی خیلی عجیب و غریبی دارند این الگوسازی اشتباه صورت می‎گیرد؟

قبول دارم که خیلی مقصر هستند. اگر آن باور تقویت شود اتفاقات خوبی حاصل می‎شود. من خودم این همه سال با آدم‎های زیادی روبرو شدم. یکی از آرزوهایم این است که یک فضایی و یا یک ارگانی برنامه‎ریزی کنند که من خاطراتی که دارم و آدم‎هایی را که دیدم و حرف هایی که رد و بدل شده را بتواند ثبت و ضبط کند. هنر مداح این است که از هرکدام بهترین‎ها را برداشت نماید. بالاخره آن قدرت تفکیک اهمیت دارد. برخی‌ها این قدرت را ندارند. یک نفر برایشان بُت می‎شود؛ این نباید باشد. باید ما به همه احترام بگذاریم و دوست باشیم. از خودم تعریف نباشد دوستان می‎گویند هیچ مداحی ندیدم به رفت و آمد اینقدر پایبند باشد. من ختم پدرم هرکسی آمد از رضا هلالی تا محمدحسین پویانفر تا آن هایی که تاکنون ندیدم بازدیدشان را پس دادم. فکر می‎کنم این خودش یک اخلاق است. من چند سال است نیمه شعبان و شب سوم به هیئت حاج محمود می روم. به نظر خودم یک درس نظم است. کسی که بخواهد الگوبرداری داشته باشد باید در ابتدا به برنامه‌ریزی منسجم و نظم در فعالیت توجه کند.

*قبلاً این رسم خوب بود که همه آقایان دید و بازدید داشتند و مثلاً هماهنگ می‌کردند به طور جمعی به یکی از هیئات می‌رفتند؟

واقعاً برای خیلی چیزها باید صدقه داد و دوستی‎ها و ارتباطات و رفت و آمدها باید قوی‎تر شود. کاری که سعی کردم خودم رعایت کنم . این طوری زندگی کرده‌ام که همیشه بهتر از این باشم؛ کار خودم را انجام بدهم و از دیگران انتظار نداشته باشم.

من در یک دوره ای به دلایل شخصی و لزومی که وجود داشت با مشورت خانواده‎‌ام ازدواج مجدد انجام دادم یک اتفاقی که خیلی شرعی و کاملاً کارشناسی شده بود. عرف جامعه در ابتدا نپذیرفت و خصوصاً خواص برای خودشان تحلیل می‎کردند که ضربه به شرع زده‎اید. من یک سال تمام بایکوت بودم؛ شاعر شعر نمی‎داد و جلسات یکی پس از دیگری تعطیل می‎شد. دوستانی که بنده را به سینه دیوار گذاشتند و تیرباران کردند. آن‎قدر فشار روانی بر روی من زیاد بود که احساس می کردم در جایی که دارم می‎خوانم ممکن است یکی از آن گوشه بلند شود و مرا بزند. تبلیغات مسمومی هم  بر فضا حاکم بود.

امام حسین(ع) جایگاه سرلشکری نصب می‎کند

یکی از قشنگ‎ترین دوران زندگی‎ام آن دوران بود، علی‎رغم سختی هایی که داشت. به این نتیجه رسیدم که خود اهل بیت(ع) باید هوای ما را داشته باشند. اثر آن را هم دیدم. به بزرگی مراجعه کردم و ایشان هم به من گفتند صبر راهگشاست و خیالت آسوده است به خاطر هوس این کار را انجام ندادی. قطعاً خودت می‎دانی و خانواده ات هم در جریان هستند. کار به جایی رسید که طرف  از آن سوی بندرعباس می‎آمد و ابراز می‎کرد مرا به خاطر حرف هایی که پشت سرت زدم حلال کن.

حاج حسین سازور یک مثالی می‌زند که یک سردار جنگ باید 30 سال در نظام باشد تا بتواند به درجه سرتیپ تمامی برسد. اما یک  نوکر امام حسین(ع) از همان ابتدا امام حسین(ع) یک سرلشکری با کرامت برایش نصب می‎کند. اگر خوب نوکری کرده باشید همه این‎ها می رود و خود ایشان جای آن درجه ها می‎نشینند. یعنی خودش را به جای این اعتبارهای دنیوی می‌نشاند. این اعتقاد است در همه سختی‎ها با این تفکر پیش بروید.

نباید به ذوق و باور معنوی مردم بخورد

باید ظرفیت‌مان را بالا ببریم. باور کنید توی گوش من زده اند. ناسزا گفته اند و بدتر از این ها برایم اتفاق افتاده و فقط یک موقعی‌ها اشک ریخته‌ام و این گریه و  توسل به اهل بیت(ع) بوده که دلم را قرص و محکم کرده است. مردم باورشان به ما یک باور معنوی است و نباید به ذوقشان بخورد.

 *اقوام مختلفی در ایران درباره حضرت سیدالشهداء(ع) صاحب سبک و آیینی هستند. اما به نظرمی رسد آذربایجان غربی در این بین تافته جدابافته‌ای باشد؛ ارتباط شما با هیئت های آذری زبان چطور است؟

به نظرمن اصل عزاداری برای آذربایجانی‌هاست.  به خاطر صفای باطن، اخلاص و سوزی که دارند من خیلی آن‌ها را دوست دارم. ترکی بلد نیستم. اما فکر می کنم جزء معدود مداحان فارسی باشم که بنده را دعوت می‌کنند، چون یک تعصبی دارند و همه فارسی را نمی‌پذیرند. اما اردبیل، تبریز، زنجان سالی دو سه بار جلسات خیلی خوبی به لطف حضرت سیدالشهداء می‎رویم. یادم می‎آید یک مداح آذری در محضر حضرت آقا می‎خواند من هم از ابتدا تا آخر گریه می‌کردم، حاج علی مشکینی که پشت سر بنده نشسته بود به من گفت ناقلا تو ترکی بلد بودی!  

*متاسفانه برخی از بچه‎های هیئتی امروز به یکسری افراد بی نظم و بیکار تبدیل شده‎اند؛ در واقع آن هیئتی بودن وجه مثبت طرف نیست. جایگاه علمی و دانشگاهی و صنعتی و درآمدی خاصی هم ندارند. توصیه شما به جوانان هیئتی چیست؟

من اعتقادم این است که مستمع نگاهش به گوینده‌اش است. سه چهار نفر می‌توانند جلسه را از لحاظ شکل و قیافه بسازند و هم خراب کنند. اگر سخنران، مداح و اتاق فکر اهل سواد و علم نباشند بر مستمع هم تأثیر می‌گذارد. این اتفاق چرا الان افتاده برای اینکه منِ مداح تعهد خودم که تربیت است را از یاد برده‌ام. صرفاً مداحی یک کار روزمره‌ای برای من شده که هر روز می‌خوانم و می‌روم. کاری هم ندارم مستمع کار دارد و درس می‎خواند. این تفکر وجود ندارد که ما یک خانواده هستیم که با هم باید رشد کنیم و بالا برویم. در واقع این دلسوزی وجود ندارد. مداحی کاملاً‌ کار حرفه ای شده و این که مستمع به کجا می‎رسد و چه تأثیری می‎گیرد اصلاً‌ اهمیت ندارد. اولویت اول‌مان اخلاق، ادب و وجهه اجتماعی و سواد فرهنگی بسیار مهم است.

مداحان پای منبرها نمی‎نشینند!

بالاخره خیلی از دوستان می‎گویند میثم مطیعی چرا رشد می‎کند؟ به خاطر این است که نسبت به دیگر مداحان تفاوت‎هایی دارد که این تفاوت‎ها مطمئناً بر روی مستمع این مداح نیز تأثیر می‌‎گذارد. وقتی من در مداحی‌ام نظم ندارم مستمع هم نظم نخواهد داشت. حالا من یک اعتقادی دارم که هرکس دوست دارد سینه بزند و گریه کند و حالا برخی هم طور دیگری برخورد می‎کنند. الان هیئت‎ها منبر گریزند چون مداحان پای منبر نمی نشینند. من خودم پای منبرها زانو می‌زنم. مثلاً امسال موضوع حجت‌الاسلام رفیعی رجزخوانی اصحاب امام حسین (ع)  بود که ما تمام این رجزها را شعر کردیم. همه می‎فهمند این یک زنجیر است که اگر پای منبر ننشیند از روضه محروم می‎شوند. هرموقع این تربیت را کردیم به نتیجه خواهیم رسید.

*به عنوان سخن پایانی عقیق را در این سال‎ها چطور دیدید؟

ایده عقیق  ، ایده بسیار خوبی است. با این که پس از خودش چند رویش هم داشته است .  این نگاه به نظرمن خیلی می‌تواند تأثیرگذار باشد. کارهایی که شده مستنداتی که ساخته می‌شود همه کارهای ارزشمندی است که نیاز به پژوهش و تحقیقات فراوانی دارد. شما در واقع  یک هیئت مجازی ساخته اید که می‎توان خیلی کارها را در قالب آن انجام داد.


بسیار می‎توانید تأثیرگذار باشید. این را بدانید که آنقدر دشمن بر روی این فضا سرمایه‎گذاری کرده که باید این جبهه را محکم دنبال کنیم تا هیچ وقت خالی نشود. در واقع تمام اعتقاد و باورم این است که بحث کیفیت باید جدی گرفته شود.


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
نظرات شما
رحیم تقوی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۴۸ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۸
عالی بود
خدا قوت
محمد صمدی از زنجان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۴۹ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۸
سید جان ممنون که به آذری ها هم محت داری ، ما ترک ها هم عاشق روضه هاتیم
علی پورحسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۹
آقا سید خدا به نفست برکت بده
چقدر پای روضه های فاطمیه ات اشک ریختیم
سمت بوشهر هم بیا
علی پورحسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۹
آقا سید خدا به نفست برکت بده
چقدر پای روضه های فاطمیه ات اشک ریختیم
سمت بوشهر هم بیا
باقری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۹
حاجی ما قمی ها کمتر از بقیه شهرستان ها شما رو می بینیم
مگه آقا نگفتن سنگر قم رو نگه دارین
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۸ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۹
داریم با حسین حسین پیر می شویم
دمتون گرم
مصاحبه خوبی بود
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۰۶ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۹
خدا پدر و مادرتو رحمت کنه سید جون
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۹
واقعا حق گفتی حاجی جان
بعضی از هم صنف های شما بدجوری بین هیئتی ها دسته بندی درست کردن
بابا همه عاشق امام حسینیم ، چرا تفرقه میندازن
مزینانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۲۵ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۹
دمت گرم حاج مهدی
سر اون ماجرای لخت شدن ها واقعا بدسلیقگی شد و باعث دلخوری و نارحاتی کلی از بچه هیئتی ها شد
مصطفی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۹
یل یاتار ، طوفان یاتار
یاتماز حوسینین پرچمی
آللاه ساخلاسو سید جان
اسمان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۴۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۱۰
سلام
روح مادرشون همنشین حضرت زهرا سلام الله علیها باشه ان شاءالله
مصاحبه خوبی بود تقریبا
خدا حفظشون کنه آقا سید رو و همه مادحین عزیز رو تو این وانفسای فرهنگی
  • پربازدیدها
  • تازه ها