پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۰۰:۱۶

۱۳۹۱/۰۸/۲۴
هیئتی ها ! بوی محرم می آید

هوا ، هوای حسین(ع)، هواي سينه زني

هوا ، هوای حسین(ع)، هواي سينه زني
توبه ی حر، حضرت ابوالفضل (ع) و خواب راحت خیمه ها، چای، شربت، آب، شب آخر، کندوی مناجات، «مکن ای صبح طلوع»، شمشیرها، زنجیرها، نماز خوف، شیرین تر از عسل، علی اکبر، قاسم، حبیب، مسلم ابن عوسجه، حضرت ابوالفضل، فرات، بر سرو سینه زدن...آری، دوباره محرم است!
کد خبر : ۶۲۴

باز هم محرم، باز هم نزدیک شدن کاروان حسین (ع) به نینوا، سیاه پوش شدن در ودیوارهای شهر، دسته های عزاداری حسینی، فوج، فوج سپاه ابن زیاد، قصه ی مسلم وکوچه های خلوت و درهای بسته، منبر و روضه و گریه، «چراغ ها را خاموش کنید»

توبه ی حر، حضرت ابوالفضل (ع) و خواب راحت خیمه ها، چای، شربت، آب، شب آخر، کندوی مناجات، «نکن ای صبح طلوع»، شمشیرها، زنجیرها، نماز خوف، شیرین تر از عسل، علی اکبر، قاسم، حبیب، مسلم ابن عوسجه، حضرت ابوالفضل، فرات، معرفت، سایه ی نانجیبها پشت نخل، بر سرو سینه زدن، عمود خیمه ی آقا عباس (ع) را انداختن، هل من ناصر ینصرنی، لبیک اصغر، گهواره، امام بی یاور، تعزیه، «همه می خواهند امام خوان شوند»، لا حول و لاقوه الا با الله العلی العظیم،... شیهه ی اسب با یالهای خونین، صدای سُمّ مهاجمان، آتش زدن خیمه ها، فرار کودکان، «راه نجف کجاست؟»

زینب تنها، زینب بی برادر، زنجیرها بر شانه، دستها بر سینه، شلاق ها بر پشت، غل و زنجیر برگردن، رقیه، کوفه، نامردها، گریه، تنور خولی، راهب، مجلس یزید، خطبه ی آتشین زینب (ع) خطبه ی آتشین امام سجاد (ع)،...

انگار دوباره تکرار می شود؛ مثل هر سال، انگار همین امسال می خواهد اتفاق بیفتد. همراه مسلم نگاه می کنند شاید دری باز باشد، از ته دل فریاد می زنند: «نکن ای صبح طلوع»، همراه کودکان حرم، چشم به راه دارند شاید عمو بیاید. روی تلّ زینبیه، همراه زینب (ع) ایستاده اند، اشک می ریزند و بر شمر، لعنت می فرستند.

آری، دوباره محرم است! همین امسال، محرم سال 61 است. یک طرف سپاه امام حسین (ع) یک طرف سپاه یزید، ندای «هل من ناصر ینصرنی» از یک سو، برق سکه وشمشیر از سوی دیگر، باز فرصتی برای «یا لیتنی کنت معک»، شما می توانید در این سوی باشی یا در آن سوی؛ می توانی حسینی باشید به این طرف میدان بیایی و لبخند را بر لبان امام بنشانید و دعای امام را کسب نمائید (مانند حرّ) هنوز مبارزه پایان نیافته و گرنه هر سال محرم تکرار نمی شد وگرنه هر سال لشکریان امام حسین (ع) به صورت دسته های عزاداری رژه نمی رفتند.

گر چه به ظاهر، نبردی نیست ولی مبارزه بین حق و باطل در تمام زمینه ها هست. همه ی فضایل در مقابل همه ی رذایل؛ اخلاق نیکو، اراده ی قوی، حق شناسی، معرفت و ارادت واقعی، ایثار، کمک به هم نوع، احترام به پدر و مادر، رعایت حق دیگران، بینش عمیق، انجام واجبات ومستحبات و... لباس و سلاح لشکریان حسین(ع) است و انواع گناهان از دروغ، تهمت، آزار دادن و مسخره نمودن دیگران، تنبلی در انجام وظایف و... سلاح جبهه ی باطل است. راستی می شود لباس سربازان دشمن را پوشید و سلاح آنها را دست گرفت و گفت: «من از یاران حسین (ع) هستم؟!»


کدخبرنگار:212111


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
نظرات شما
جابر
|
France
|
۰۰:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۴
این نوشته برای کیه
احمد
|
Germany
|
۲۰:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۴
سلام علیکم.
لطف میکنید بفرمایید این عکس مربوط کدام هیئت هست؟
عقیق
۲۰:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۴
سلام علیکم
از جستجو در اینترنت
محمد رضا
|
Germany
|
۰۰:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۳۰
اين تصوير،تصويره هيئت الرضا(هيئت حاج آقاى هلالى).م خراسان-حسينيه امام موسى بن جعفر ع
البته محرم اونجا نسيتن...

ياعلى
  • پربازدیدها
  • تازه ها
  • پرطرفدارها
  • پربحث‌ها