پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۱۱:۳۵

۱۳۹۱/۰۶/۰۵

حکمت سجده بر تربت سیدالشهداء(ع)

کد خبر : ۵۸۴
بر اساس روایات اسلامی سجده گاه انسان در نماز باید از پاکترین خاک ها باشد؛ از این روی شیعه در نمازهای خود خاک سیدالشهداء(ع) را که از پاکترین خاکهاست برای سجده گاه خود برگزیده است و نیز بنابر سفارش ائمه(ع) به آن تبرک می جوید. این نوشتار در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که چرا مستحب است که در نماز بر تربت امام حسین(ع) سجده کرد و دلایل عقلی و نقلی آن چیست؟ این نوشتار با الهام گیری از کتاب شریف «سیرتنا و سنتنا» نوشته علامه امینی(ع) به نگارش درآمده و براهینی را در این باب تقدیم خوانندگان محترم می دارد.

دلیل اول: دلیل عقلی انتساب

علامه امینی (ره) در پاسخ به علت سجده نمودن شیعه در نماز بر تربت امام حسین(ع)، با دلیل عقلى منطقى و فراگیر قاعده «نسبیّت» (منسوب بودن اشیاء به اشخاص) پاسخ این پرسش را داده و آن را اینگونه تبیین می کند که: به موجب این قاعده، اماکن و بقاع و اشیاء و سرزمینها و افراد به دلیل منسوب بودن به خدا و اولیاى خدا و اشخاص و سلاطین یا داراى ارزش شده و مورد احترام واقع مى‏شوند، و یا بى‏ارزش شده و مورد نفرت واقع مى‏شوند. مثال واضح آن شهر مکه است که به علت منسوب بودن به خدا مورد احترام همه مسلمین است، و کاخهاى سلاطین به دلیل وجود افراد ظالم در آنها مورد نفرت و کینه مردم ‏اند. از طرفی به دلیل وجود این نسبت در این اماکن، احکامى بر آنها بار مى‏شود.

علامه با طرح قاعده نسبیت و یاء نسبت این سؤال را مطرح می نماید که خاک کربلا منسوب به چه کسی است که به دلیل این انتساب عزیز و محترم است و در نماز سجده گاه قرار داده می شود. او کیست که این خاک به دلیل منسوب بودن به او بدین اندازه مورد احترام است و برگزیده در بین تمام سرزمینهاست ؟

علامه در پاسخ به این پرسش و معرفی چهره پرفروغ سیدالشهداء (ع) می گوید: این خاک منسوب به سیدالشهدا ء(ع) است؛ کسی که کشتى نجات بشر است(1) و مصداق آیه «یا أیَّتُهَا النَّفْسُ المُطْمَئِنَّة» است(2) . او کسى است که خدا از او راضى بود . او حرارت قلب مؤمنین است . او مصداق آیه «مَنْ قُتِلَ مَظْلُوْمَاً» است(3) . او مصداق آیه «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیْمٍ» است(4) . او کسى است که امام زمان(ع) در حقّ او فرمودند: «السّلام على بن زمزم والصّفاء السّلام على المرمّل بالدماء السّلام على المهتوک الخباء السّلام على خامس أصحاب الکساء السّلام على غریب الغرباء السّلام على شهید الشهداء السّلام على ساکن کربلاء«(5) .او مصداق آیه «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیْمٍ» است. او کسى است که در لحظه شهادتش ملائکه آسمان و زمین بر او گریستند و آسمان در لحظه شهادتش تیره و تار شد و خون گریه کرد(6) . و این ندا بر اهل عالم شد که «یا أهل العالم! قُتِل الحسین بکربلا عطشانا». خاک کربلا منسوب به اوست . فرزند زهرا (س) میوه دل رسول اللَّه(ص).

روایات فراوانى وجود دارد که زمین کربلا پاکترین و شریفترین زمینهاست، و امام حسین(ع) در آن به شهادت رسیده و دفن شده‏اند که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

کربلا محلّ شهادت امام حسین (ع): حضرت زینب(س) از امّ ایمن روایت مى‏کند که: «روزى جبرئیل بر پیامبر وارد شد و در ضمن کلامى اشاره به امام حسین(ع) نموده و چنین فرمود: این سبط شما - جبرئیل با دست اشاره به امام حسین(ع) نمود - با جماعتى از فرزندان و اهل بیت شما و نیکانى از امّتت در کنار فرات واقع در سرزمینى که به آن کربلا مى‏گویند کشته مى‏شود».(7)

مقام کربلا برتر از کعبه: از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: «زمین کعبه در مقام مفاخرت گفت: کدام زمین مثل من است و حال آنکه خداوند خانه‏اش را بر پشت من بنا کرده، و مردم از هر راه دورى متوجه من مى‏شوند، و حرم خدا و مأمن قرار داده شده‏ام ؟!! خداوند متعال به سویش وحى کرد و فرمود : بس کن و آرام بگیر، به عزّت و جلال خودم قسم آنچه را که تو براى خود فضیلت مى‏دانى در قیاس با فضیلتى که به زمین کربلا اعطا نموده‏ام همچون قطره‏اى است نسبت به آب دریا که سوزنى را در آن فرو برند و آن قطره را با خود بردارد، و اساساً اگر خاک کربلاء نبود این فضیلت براى تو نبود و نیز اگر نبود آنچه که این خاک آن را دربردارد تو را نمى‏آفریدم، و بیتى را که تو به آن افتخار مى‏کنى خلق نمى‏کردم؛ بنابراین آرام بگیر و ساکت باش و متواضع و خوار و نرم باش، و نسبت به سرزمین کربلا استنکاف و استکبار و طغیان از خود نشان مده و الّا تو را فرو برده و در آتش جهنّم قرار مى‏دهم».(8)

قداست کربلا قبل از خلق مخلوقات: از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمودند: «خداوند تبارک و تعالى زمین کربلا را بیست و چهار هزار سال پیش از خلقت کعبه آفرید، و آن را مقدّس و مبارک قرار داد، و پیوسته قبل از خلقت مخلوقات مقدّس و مبارک بود تا آن را برترین زمین در بهشت نمود، و برترین منزل و مسکنى قرارش داد که اولیاء و دوستانش در بهشت در آن سکنی       می گزینند».(9)

کربلا ؛ پاکترین بقعه روى زمین: پیامبر اسلام (ص) در ضمن حدیث بلندى مى‏فرمایند: «کربلا پاکترین بقعه روى زمین، و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏هاست، و الحق که کربلا از بساطهاى بهشت است».(10)

کربلا ؛ سرزمین نجات: پیامبرخدا(ص) فرمود: «پسرم حسین(ع) در سرزمینى به خاک سپرده مى‏شود که به آن کربلا گویند؛ زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد».(11)

کربلا ؛ ستاره سرخ محشر: امام سجّاد(ع) فرمود: «زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا درمى‏دهد: من زمین مقدّس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را دربرگرفته است». (12)

کربلا ؛ از خاک بیت المقدس: امام صادق(ع) فرمود: «کربلا از خاک بیت المقدس است». (13)

کربلا ؛ حرم امن: امام صادق(ع) فرمود: «به راستى که خدا کربلا را حرم امن و بابرکت قرار داد پیش از آنکه مکّه را حرم قرار دهد».(14)

دلیل دوم: دلیل نقلی

دلیل دوم بر حکمت سجده بر تربت امام حسین(ع)، احادیث ائمّه(ع) است که روایات متعدّدى بر آن دلالت مى‏کند که بخشی از آنها را ذکر می کنیم:

حدیث اول: محمّد بن حسن در مصباح به سندش از معاویه بن عمّار نقل کرده است که مى‏گوید: «امام صادق(ع) کیسه زردرنگى از جنس دیبا داشتند که مقدارى از تربت امام حسین(ع) در آن کیسه بود، و به هنگام نماز آن را بر روى سجاده مى‏نهاد و بر آن سجده مى‏نمود». (16) صاحب وسائل الشیعه پس از نقل این روایت آورده است که روای گوید: «سپس حضرت فرمود : سجده بر تربت ابى عبداللَّه الحسین(ع) حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏کند». (17)

حدیث دوم: حسن بن محمّد دیلمى در ارشاد گوید: «امام صادق(ع) بر چیزى جز تربت امام حسین(ع) سجده نمى‏نمود، و این به دلیل ابراز فروتنى در مقابل خداوند بزرگ بوده است».(18)

حدیث سوم: امام صادق(ع) فرمود: «سجده بر تربت قبر امام حسین(ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏کند، و کسى که تسبیحى از خاک مرقد امام حسین(ع) را با خود داشته باشد تسبیح‏گوى حق محسوب مى‏شود اگرچه با آن تسبیح هم نگوید». (18)

حدیث چهارم: در احتجاج آمده است: «حمیرى نامه‏اى به امام زمان(ع) نوشت و در آن از حضرت در مورد جواز سجده بر خاک قبر امام حسین(ع) پرسش نمود، و اینکه آیا در این امر فضلى است. حضرت پاسخ دادند : جایز است و در آن فضل است». (19)
علامه(ره) در پایان این بخش می فرماید: «تمام این روایات دلالت بر این امر مى‏کند که مستحب است انسان براى نماز بجاى استفاده از تربتهاى معمولى از تربت سیّدالشهداء(ع) استفاده کند؛ زیرا عقل و سنّت دو منبع مهمّ شیعه در استنباط احکام از منابع چهارگانه سنّت، قرآن و اجماع و عقل است، و ما در اینجا یک دلیل عقلى و چند روایت از سیره و سنّت اهل‏بیت براى سجده بر تربت آوردیم؛ حال خود قضاوت کنید».


پی نوشت ها
1. اشاره به حدیث: «إنّ الحسین مصباح الهدى وسفینة النجاة». نگر: عیون اخبار الرضا(ع)، ج1، ص60.
2. اشاره به آیه: « یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً». فجر، آیه 28 - 27 نگر: بحار الانوار، ج 44 ، ص 218.
3. اشاره است به آیه: «وَمَن قُتِلَ مُظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً». اسراء، آیه 17. نگر: بحار الانوار، ج 44، ص 218.
4. اشاره است به آیه : «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیْمٍ». صافات، آیه 37. بحار الانوار، ج 44، ص 226.
5 بحار الانوار، ج 98، ص 318.
6. در اینجا احتمالاً افرادى تصور کنند که این صفاتى که ما براى وجود مقدّس امام حسین(ع) آوردیم غلو باشد ، ما در مقام بیان و پاسخ به این شبهه مطلبى را در همین باب از مرحوم علّامه امینى مى‏آوریم که در کتاب «سیرتنا و سنّتنا» صفحه 42 آورده‏اند ، ایشان مى‏فرمایند: « با در نظر گرفتن مطالب فوق ، نسبت غلوّ ، حرفى پوچ و بى‏پایه و بى‏معنى است ؛ براى اینکه قبلاً هم گفتیم غلوّ به معناى »تجاوز از حد« است ، و جز در امورى که حدّ و مقیاس آنها معلوم است معنى ندارد ، و ما کجا مى‏توانیم آن انگیزه‏هاى محبّت را که در خاندان رسالت است تحدید کنیم: « قُلْ هَلَمُّ شُهَدَاءَکُمُ الَّذِیْنَ یَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا». علاوه بر آن ، درباره علم ، اراده ، قدرت ، تصرّف ، رضا ، غضب ، حلم ، عفو ، رحمت ، تفضّل ، کرم و فضائل دیگر اهل بیت هرچه گفته شود و هر قدر - ثناگوى ایشان - در این اوصاف مبالغه کند ممکن نیست آن اوصاف از حدّ و امکان تجاوز نماید . بلى ، غلوّ به یکى از این دو راه تحقق مى‏پذیرد : یکى اعتقاد به اینکه اهل بیت به چیزى متصفند که خداوند براى آنان قرار نداده است مانند اعتقاد به اینکه خداوند امر عالم را به ایشان واگذار کرده و خود کنار رفته است ، و یا اعتقاد به الوهیّت ایشان ، دیگر اعتقاد به اینکه صفات ایشان مقیّد به قیود امکان نیست . پناه‏مى‏بریم به‏خدا از اینکه در زمره‏جاهلان باشیم »تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یَقُوْلُوْنَ الظَّالِمُوْنَ عُلُوَّاً کَبِیْراً«. این جهت ما است که مو به مو مطابق با سنّت رسول اللَّه (ص) است ، و با عقل و منطق صحیح علمى که دور از آلایش اوهام است موافق مى‏باشد ، تازه اگر در این عقایدمان کوتاه نیامده باشیم هیچگونه غلوّ و افراطى در آن نیست».
7. کامل الزیارات (ترجمه ذهنى)، ص802
8. کامل الزیارات (ترجمه ذهنى)، ص811 .
9. کامل الزیارات (ترجمه ذهنى)، ص812 .
10. بحار الانوار، ج 98، ص 115.
11. کامل الزیارات، ص269.
12. کامل الزیارات، ص268 .
13. کامل الزیارات ، ص269.
14. کامل الزیارات، ص267 ؛ بحار الانوار، ج 98 ، ص110.
15. بحار الانوار، ج 98، ص 318.
16. بحار الانوار : 98، ص 315 .
17. بحار الانوار، ج 82، ص 334.
18. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 268.
19. بحار الانوار، ج 82، ص 149.
20. کتاب المزار، ص151 .
21. بحار الانوار، ج 45، ص 200.
22. وسائل الشیعه، ج6، ص 456.
23. اصول کافى، ج 6، ص 266.
24. بحار الانوار، ج 98، ص 318.
25. کامل الزیارات (ترجمه ذهنى)، ص844 و845 .
26. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 342.
27. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 215.
28. بحار الانوار، ج 44، ص 221.
منبع:رسا

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
  • پربازدیدها
  • تازه ها
  • پرطرفدارها
  • پربحث‌ها