عقیق | پایگاه اطلاع رسانی هیئت ها و محافل مذهبی

کد خبر : ۵۰۸۱۰
تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۳۹۴ - ۲۲:۲۹
روايات زيادي حاکي از اين است که به دليل فضائل بي شمار زهرا(س) که هيچ کس جز او اين مناقب را ندارد، او را سيده زنان عالميان کرده است.
عقیق:حضرت زهرا(س) يکي از چهار زن بهشتي است که پيامبر اکرم(ص) از آن خبر داده است. شخصيت منحصر به فرد وي، از سويي زميني و از سويي فراتر از آن و آسماني است؛ چنان که وجود مقدس پيامبر اکرم(ص) او را حوراء انسيه خوانده است.
از امتيازات حضرت زهرا(س) القاب و اسماء زيادي است که به مناسب هاي خاصي به او داده شده است. به عنوان مثال؛ او را زهرا گفته اند، زهرا وقتي بر روي سجاده براي نماز، در مقابل خداوند، قرار مي گيرد. نور او براي آسمانيان تجلّي مي کند.از جمله اسامي، او و در واقع اسم مشخص و اصلي وي فاطمه مي باشد؛ که علت آن در روايات مختلفي ذکر شده ما به طور اختصار چند روايت را که در برگيرنده، دو علّت براي اين امر، است را بيان مي کنيم:
1. از امام رضا(ع) از پدرانش نقل کرده اند که: پيامبر خطاب به او فرمود: آيا مي داني چرا به نام فاطمه ناميده شدي؟ علي(ع) : چرا فاطمه ناميده شد؟
قال: لانها فطمت هي و شيعتها من النّار
پيامبر اکرم(ص) زيرا او و پيروانش از آتش دوزخ در امان داشته شده اند.
در جائي ديگر دارد؛ که او فاطمه ناميده شده چرا که خداي جهان ـ آفرين او از نسل پاکش هر که با ايمان به آنچه من آورده ام و توحيد گرايي، خدا را ديدار کند، از آتش، در امان داشته است.
2. امام پنجم فرمود: آنگاه که فاطمه ولادت يافت خدا به فرشته اي وحي فرمود که نام «فاطمه» را بر زبان پيامبر جاري سازد و سپس پيامبر او را فاطمه ناميد.
سپس خداوند به آن بانوي با فضيلت فرمود: «من به وسيله دانش و بينش تو را از ديگر بندگان، جدا ساخته و بر همه آنها برتري دادم و تو را پاکيزه ساختم.
در روايتي ديگر آمده او فاطمه ناميده شد زيرا از شرّ و بدي دور و جدا شده است؛ فطمت من الشّر.
يا انما سميّت فاطمه لان الخلق فطموا عن معرفت ها؛ يعني فاطمه فاطمه ناميده شده زيرا مردم نمي توانند او را بشناسند.
فاطمه(س) مفتخربه لقب «سيدة النساء العالمين» مي باشد که يکي از امتيازات ويژه اوست و چنان که در روايت آمده وي سرور همه زنان عالم، از اوّل تا آخر مي باشند.
روايات زيادي حاکي از اين است که به دليل فضائل بي شمار زهرا(س) که هيچ کس جز او اين مناقب را ندارد، او را سيده زنان عالميان کرده است. در اين بخش ما گزيده اي از صدها روايت مختلف در اين باره را مي آوريم. البته لازم به ذکر است که ما مي توانيم دلايل ناميدن ايشان به اين لقب (سيدة نساء العالمين) را به دو بخش تقسيم نمائيم:
1. متون رواياتي که او را به اين لقب خوانده اند.
2. فضائل و ويژگي هاي منحصر به فردي که باعث اختصار او، به اين لقب شده است.
در قسمت اوّل به ذکر اين روايات وارده در اين باره پرداخته خواهد شد:
1. از کتاب بحارالأنوار، علامه مجلسي، محمد باقر، از ابن عباس از پيامبر اکرم(ص) آورده است: «و امّا ابنتي فاطمه فانها سيّده نساء العالمين من الاولين و الآخرين».
امّا دخترم فاطمه سالار زنان گيتي در همه زمان هاست.
2. مرحوم کليني روايتي از «زيد بن علي» آورده اند که مي گويد:
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: فاطمه را محدثه خوانده اند؛ زيرا ملائکه با او سخن مي گفتند و او را ندا دادند که: «يا فاطمه انّ الله اصطفاک و طهّرک و اصطفاک علي نساء العالمين». اي فاطمه خدا تو را برگزيده و پاک و مطهر ساخته و بر تمام زنان عالم برتري داده است.
3. اين حديث نيز با حديث قبلي مشابه است ولي اندکي اضافه دارد و گفتگوي بين فرشتگان و فاطمه را نيز دارد که ما بخشي از آن را ذکر مي کنيم:
«... فنادتها ملائکه کما تنادي مريم بنت عمران، فتقول: يا فاطمه! انّ الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علي نساء العالمين» يا فاطمه! اقنتي لرّبک و اسجدي و ارکعي مع الراکعين» فتحدّثهم و يحدثونها».
يعني ملائک همان طور که مريم دختر عمران را صدا مي زدند، فاطمه را نيز صدا مي کردند و خطاب مي کردند: اي فاطمه! خداوند تو را برگزيده و پاک ساخته و بر زنان عالم برتري داده است.
پس فاطمه(س) پرسيد: آيا مريم دختر عمران بر زنان عالم برتري داده نشده است؟!
پس فرشتگان جواب دادند که: «مريم، فقط سالار زنان زمان خويش بود، در حالي که خداوند تو را سالار زنان زمان خود و زمان مريم و سرور زنان عالم از اولين تا آخرين قرار داده است.
امّا ويژگي هاي خاص حضرت فراتر از بيان و شمارش است که بشود آنها را ذکر کرد. ما در اين قسمت به نقل يک روايت بسنده مي کنيم که:
آب دريا را اگر نتوان کشيد
هم به قدر تشنگي بايد چشيد
رضايت خداوند در رضايت فاطمه است، داستان زير دلالت بر اين مطلب دارد:
در کتاب مناقب از ابن شهر آشوب آمده است که رسول خدا(ص)امر کرد دست دزدي را قطع کنند؛ دزد عرض کرد: « يا رسول الله با اين دست با تو در اسلام بيعت کرده ام و شما فرمان قطع آن را صادر مي فرمائيد؟ حضرت فرمودند: «اگر دخترم فاطمه هم باشد بايد قوانين اسلام، عمل شود، فاطمه(س) اين مطلب را شنيد و آزرده خاطر شد جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد اگر تو هم، يا رسول الله شريک آوري عملت نابود خواهد شد».رسول خدا(ص) محزون شدند و دوباره جبرئيل نازل شد و اين آيه را از سوي خدا، آورد: اگر در آسمان و زمين به جز خداي يکتا، خداياني مي بود، همانا فساد در آنها راه مي يافت» پيامبر از اين امر، تعجب کرد. جبرئيل نازل شد و عرض کرد: «فاطمه زهرا(س) از سخن تو محزون و ناراحت شد و لذا براي خشنودي او، خداوند اين آيات را نازل کرد.
حضرت زهرا(س) نمونه بارز رأفت و مهرباني و منبع عاطفه و محبت به کانون خانواده بودند. وي براي علي(ع) همسري وفادار و براي فرزندان خود مادري دلسوز بود.

عشق و محبت بين آن بزرگواران از جهاتي مانند سايرين که با ازدواج پيوند مبارک و مقدس عروس و داماد، آغاز شد و محبت و آرامش بين آن دو شکل گرفت، زميني و طبيعي مانند سايرين، است.
امّا اين پيوند مبارک و الهي، بيشتر جنبه هاي الهي و معنوي داشته است به اين دليل که اولا امر به ازدواج اين دو توسط خداوند صادر شده است و در روايت آمده است که: اگر علي نبود، فاطمه کفوي و همتايي، نداشت.
قبل از پرداختن بيشتر به اين بحث و اين که ديد حضرت زهرا(س) نسبت به علي(ع) چه بوده، نمونه اي از محبت و عاطفه(س) نسبت به همسرش را ذکر مي کنيم.
شيخ مفيد در کتاب ارشاد نقل کرده است که: در سال هشتم هجرت، هنگامي که پيامبر اکرم(ص)  علي(ع) را در ماجراي جنگ ذات سلاسل، به سوي بيابان ريگزار «يابس» براي سرکوبي دشمن فرستاد، روايت شده: «حضرت علي(ع) دستمال مخصوصي داشت، هر گاه به جنگ بسيار سخت و عظيمي رهسپار ـ مي شد، آن را به سر مي بست، هنگامي که مي خواست به جنگ مذکور برود، نزد زهراا(س) آمد و آن دستمال را خواست، فاطمه(س) از او پرسيد: کجا مي روي؟ مگر پدرم مي خواهد ترا کجا بفرستد؟
علي(ع) فرمود: «به بيابان ريگزار مي فرستد. حضرت فاطمه(س) از روي علاقه و محبتي که به حضرت علي(ع) داشت گريان شد. پيامبر اکرم(ص) در آن حال به خانه زهرا آمد و به او فرمود: چرا گريه مي کني، مگر مي ترسي شوهرت کشته شود؟ نه، ان شاء الله سالم، بر مي گردد...».
علاوه بر اين محبت و عاطفه که بين هر دو بوده و از سوي هر دوي آن بزرگواران ديده شده بود که نمونه بارز آن در بعد از ظلم و ستم به حضرت زهرا(س) توسط طاغوت زمان آنها در قالب حمايت و دلسوزي و همدردي علي(ع) با فاطمه(س) پديدار شد و هم چنين ناراحتي زهرا(س) به خاطر غصب حق حضرت علي(ع) توسط خلفاء نمود پيدا کرد ـ فاطمه(س) هميشه مانند ديگر شيعيان حضرت علي(ع) را ولي خويش مي دانستند و اطاعت خويش را اعلام مي داشتند و از هر گونه حمايتي نسبت به حضرت علي(ع) دريغ نمي کردند؛ حتي براي گرفتن حقوق علي(ع) و خودش بنابر برخي از احاديث به همراه امام و حسنين به درب خانه مهاجرين و انصار مي رفتند.
 با اين که خود او يعني فاطمه(س) داراي ولايت تمام از سوي پروردگار بوده است و در روايتي به اين مطلب اشاره شده از پپامبر اکرم(ص) که «دخترم فاطمه اطاعت و ولايتش بر همه انبياء و وحوش و طيور پرندگان و موجودات زميني و آسماني، واجب شده است و حديث «لولاک لما خلقت الافلاک...» اشاره به همين مسأله دارد که خلقت فاطمه در واقع باعث ايجاد خلقت و آفرينش سايرين از همه موجودات شده است.
يعني؛ فاطمه، فاطمه است زيرا؛ از شر و بدي دور است و روز قيامت يکي يکي دست دوستداران را گرفته و با خود به بهشت خواهد برد.
وي به همسر، وفادار و براي او خانمي فداکار و آشنا به وظايف و براي ما بچه ها مادري نمونه و دلسوز بوده و نسبت به علي(ع) از عشق و عاطفه بالايي، برخوردار بوده است و علي(ع) نيز نسبت به وي به ديده احترام و تعظيم نگريسته و از وي تجليل مي کرده است و متقابلا زهرا(س) نيز ولايت او را بر خود لازم دانسته و در واقع شهيده راه دفاع از ولايت و ولّي زمان خويش گشته است.


پی نوشت:
مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم
منبع:باشگاه
211008


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدترین اخبار
پنجره
تازه ها
پرطرفدارترین عناوین