در محضر بزرگان/
پولی که رفت و برگشت!
بعد از چند لحظه پولی برایش آوردند و گفتند: «کار امروز شما، کار بسیار پسندیده ای بود.» بعد که پول را شمرد، دید همان مبلغی است که امروز در حرم به دوستش داد.
عقیق:از تبلیغ آمده بود. اول رفت حرم.
یکی از دوستانش را دید که محتاج شده بود و متوسل به حضرت معصومه سلام الله علیها. پول تبلیغش را داد به او.
دلش برای «آیت الله بهاء الدینی » هم تنگ شده بود. رفت ایشان را ببیند...
موقع برگشتن، آقا گفت: «صبر کن».
بعد از چند لحظه پولی برایش آوردند و گفتند: «کار امروز شما، کار بسیار پسندیده ای بود.» بعد که پول را شمرد، دید همان مبلغی است که امروز در حرم به دوستش داد.
منبع:روضه