حجتالاسلاممؤمنی مطرح کرد:
حامد شاکرنژاد:
عقیق: شب پنجم
محرم بود. هنوز نماز به رکعت سوم نرسیده بود که شعله های مهیب آتش عاشورایی دیگر
را رقم زد. نه عاشورا که شام غریبان و خیمه سوزان. و نوای حاج منصور در مسجد ارک
پیچید : آتش و دود چه غوغا می کرد ، مادرم
فاطمه آوا می کرد.
9 سال پیش بود که عده ای از برگزیده ترین بندگان خدا پیراهن مشکی عزای ارباب را کفن خود کردند و عاشقانه مقیم کربلای عشق شدند و تسکین دل های سوخته ما هم پیام پیر و مرادمان بوی وقتی فرمود : «به يقين آنان كه در حال اقامه نماز در وقت فضيلت و جماعت بودند و براي برپايي عزاي سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليهالسلام و فراگيري معارف و تعظيم شعائر دين در خانه خدا گرد آمده و مشغول بهترين عبادات بودند اينك در جوار رحمت حق پر كشيده و ميهمان سرور و مولاي خويشند و عمري يا ليتنا كنا معكم را اينك ادراك كرده و عندالله متنعمند انشاءالله. »
دست سوخته یکی از مجروحان مسجد ارک شهدا را بدرقه می کند