پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۰۸:۰۱

۱۳۹۲/۱۰/۰۳

نوشتاری از آیت الله صافی/ یک اربعین اسارت

اربعین است و دل از سوگ شهیدان خون است × هر که را می‌نگرم غمزده و محزون است دختر شیر خدا ناطقة آل رسول × کز نهیب سخنش کفر و ستم موهون است کرد ایراد چنان خطبه و ثابت بنمود × که یزید شقی از دین خدا بیرون است
کد خبر : ۱۸۲۱۳

عقیق:ما خود را لایق آن نمی‎دانیم و خلاف ادب می‎شماریم که از علّت و فلسفه اقدام امام(ع) در به همراه بردن اهل بیت خود پرسش نماییم و خویش را ناچیزتر از این می‎دانیم که بتوانیم حکم و مصالح عمل امام(ع) را دریابیم، چون بینش و بصیرت ما هر چه تندرو و دوربین و درّاک و فوق العاده باشد عمق و عواقب امور را آنچنان که هست نمی‎بیند.
هم پرده‎ها و حجاب‎های گوناگونی که جلوی بصیرت ما است مانع از این دید است و هم مقتضیات و شرایط این دید در ما موجود نیست. داستان موسی و آن بنده خاص خدا که از نزد خدا به او علمی عطا شده بود در قرآن روشنگر همین حقیقت است.
هر چه بگوییم به اندازه استعداد و فراخور درک و فهمی است که داریم و در عین حال، آن نظر، اطمینان‌بخش است که از طریق نقل مسلّم از جانب پیغمبر(ص)، و اهل بیت او که اعدال قرآن هستند تأیید شود.
ما در کار امام چون و چرایی نداریم و یقین داریم که هر طور عمل فرماید عین مصلحت و صواب است و هر چه حس کنجکاو مستقیم و عقل سلیم به کار انداخته شود و جلو برود بر مصلحت و حکمت کارهای این عزیزان درگاه خدا بیشتر آگاه می‎شویم.
مع ذلک برای اینکه معلوم باشد، ما در عین این حال تسلیم و تواضع از منطق کور شو و کر شو، هم پیروی نمی‎کنیم و برای مزید معرفت و قوت ایمان و عقیده این مباحث را آزادانه تعقیب می‎کنیم چند نکته پیرامون علت و مصلحت همراه شدن اهل بیت با امام(ع) ، در اینجا بیان می‎کنیم:
.1
بر حسب حدیث معتبری که حسین بن احمد بن مغیره ثقه از استادش شیخ ابی القاسم علی بن محمد بن عبدوس کوف، و از شیخ دیگرش شیخ ابی القاسم جعفر بن محمد قولویه قمی به سند متصل به حضرت امام زین العابدین(ع) روایت کرده و آن را در کامل الزیارات استادش وارد کرده و حدیث اول باب 88 قرار داده است برنامه‎ای که امام حسین(ع) انجام داد، به موجب عهد و شرطی بود که پیغمبر (ص)، با امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین(ع)دفرموده بود.
و بر حسب این روایت که از متن آن هم آثار اعتبار ظاهر و هویدا است، حضرت امیرالمؤمنین (ع) به حضرت زینب(س)، هنگامی که از ابن ملجم ضربت خورده بود از اسارت بانوان اهل بیت خبر داد و فرمود:
کَاَنّی بِکِ وَ بِنساء اَهلِ بَیتِکِ سَبایا بِهذَا البَلَدِ، اَذلّاء خاشِعِین تَخافُونَ اَن یَتَخَطَفَکُم الناسُ، فَصَبراً صَبراً، فَو الذِی فَلَقَ الحَبَّة وَ بَرء النَسمَةَ، ما للهِ عَلی ظَهرِ الاَرضِ یَومَئذ ولی غیزُکم و غَیرُ مَحبیکُم، وَ شیعَتِکُم.(1)
پس طبق این خبر اسارت و شهادت، و هر برنامه‎ای انجام شد بر حسب مأموریت الهی و وظیفه‎ای بود که امام(ع) داشت.
.2
صرف نظر از مثل روایت کامل الزیارات موضوع قابل توجه این است که بر حسب روایت
اِنّی رَأَیتُ رُؤیا، وَ رَأَیتُ فیها رَسُولَ اللهِ، وَ اَمَرَنِی بِاَمر اَنا ماض له، وَ لَستُ بِمُخبِرِ اَحَداً حَتّی الاقِی عَمَلی((2
احتمال این که امام(ع)، اهل بیت را طبق مأموریت الهی خاص با خود همراه فرموده باشد به هیچ وجه قابل رد نیست، و بر حسب این روایت اقلاً محتمل است همراه آوردن اهل بیت، و شرکت دادن آنها در این مصائب به امر پیغمبر باشد و با این احتمال صحیح عقلایی و مؤید به شواهد بسیار، خلاف تقوی و امانت است اگر کسی بگوید مقصود امام(ع) از بردن خانواده این بود که در مکه و مدینه گرفتار نشوند و زحمت برایشان درست نشود.
.3
همراه ساختن عائله به قول عقاد(3 ) عمل بی‎سابقه‎ای نبود و دلیل بر قوت تصمیم و باز نگشتن از تعقیب هدف بود، به علاوه امام(ع)، مردم را به جهاد و قیامی دعوت می‎کرد که در آن باید مصائب و خطراتی را که به جان‎ها و اموال و فرزندان و خاندان آنان متوجه می‎شود چیزی نشمارند، برای آن که مجاهدان میدان این جهاد چیزی را طلب می‎کردند که در نزد مؤمن از مال و عائله عزیزتر است، پس از مروت و جوانمردی به دور بود که امام(ع) از آنها بخواهد از این خطرات استقبال کنند، در حالی که خودش عزیزانش را در مهد امن و آسایش گذارده باشد. از مروت به دور بود که از مردمی که زن و بچه و عائله آنها در کوفه بدون هیچ مصونیت زیر چکمه ظلم و ستم عمال حکومت ابن زیاد می‎افتاد بخواهد که بیایند و فداکاری کنند و زن و بچه خود را در معرض هر گونه توهین و گرفتاری قرار دهند، در حالی که خودش در این مصائب پیشرو آن‎ها نباشند.
4
.باز هم به قول عقّاد: حسین(ع)، باید با قویترین حجت‎ها و دلیل‎ها قیام کند و قویترین حجّت‎ها را علیه دشمنانش و برای اثبات بطلان آنها فراهم سازد که وقتی بر او به ظاهر غالب شدند این حجت‎ها آنان را مغلوب و حسین را مظفر و پیروز سازد و اسارت اهل بیت این نتیجه را داشت، علاوه بر آن که همراه بودن اهل بیت در اتمام حجت بلیغ‎تر بود، زیرا وقتی یاری امام(ع)، به واسطه مقام عالی و نسب شریفی که داشت واجب باشد، یاری او در وقتی که در میان بانوان حرم رسالت و پردگیان عصمت و طهارت محصور شده باشد واجب‎تر و تأکیدش بیشتر است.
.5
اسارت اهل بیت(ع)، در شناساندن ماهیت واقعی حکومت ضد اسلامی یزید اثر عمیقی داشت که با هیچ وسیله دیگر این اثر به دست نمی‎آمد، علاوه در نشان‌دادن مظلومیت اهل بیت و محبوبیت آنان و بسیج احساسات، به طرفداری از حق و فضیلت نیز فوق العاده مؤثر شد.
در حفظ آثار شهادت امام(ع)، و نتایج آن فداکاری بی‎مانند و رساندن آن مواقف بی‎سابقه به گوش ملت اسلام و انتشار نوای حق‎پرستی و صدای توحید و اسلام خواهی اهل بیت یگانه وسیله بود.
اگر این اسارت نبود می‎توان گفت آثار شهادت امام(ع)، با بدن مبارکش در کربلا دفن می‎شد و این مکتب و مدرسه حسینی که در دوره سال، کلاس‎های تعلیم و تربیتش دائر است افتتاح نمی‎شد.
اسارت اهل بیت در کوفه، در مجلس ابن زیاد، در شهرهای بین راه شام، در دمشق، جهان اسلام را تکان داد و حتی داخله دربار یزید را علیه او شورانید.
خطبه‎های شجاعانه و پرمعنی و رسا و شیوای امام زین العابدین و حضرت زینب(س)، در کوفه و در شام، مخصوصاً خطبه تاریخی حضرت زینب در مجلس یزید و خطبه تاریخی امام سجاد(ع)، در جامع دمشق کاری کرد که آثار آن با بسیج بزرگترین دستگاه‎های تبلیغاتی مجهز عصر ما هم امکان‎پذیر نیست.
مکارم اخلاق، قوت قلب، استقامت، شهامت، صبر و شکبیابی آنان مردم را متحیر و مبهوت ساخت و آن مردمی که شرف و دین و آزادی خود را به مقام و جیره دستگاه فروخته بودند، یا از ترش زبانشان به گفتن کلمه حقی باز نمی‎شد، خود را در برابر انسان‎هایی دیدند که به زمین و زمان بی‎اعتنا هستند.
بانوان اهل بیت، داغدار، مصیبت زده، اسیر و مبتلا، در زیر برق سرنیزه و شمشیر تیمساران ناکس و افسران پست و سربازان بی‎شرف حکومت یزید. در بیان نهضت امام و محکوم کردن باطل و دفاع از قدس دین و هدف حسین(ع)، هیچ نکته‎ای را ترک نکرده و در هیچ کجا هدفی را که داشتند فراموش ننمودند.
کتاب بلاغات النساء( 4) را بخوانید ببینید کدام زن یا مرد مصیبت زده و داغدیده و اسیر می‎تواند در مجلس امپراطور دیکتاتور و گستاخی، مثل یزید اینگونه با قوت قلب حقایق را بگوید و یزید و حکومت اموی را با منطق حیدری و لسان فصیح محمدی بکوبد.
اگر عقیله هاشمیین اسیر نبود و برادرش شهید نشده بود باز هم بهتر از این سخن گفتن ممکن نبود.
این مواقف و مقامات از معجزات خاندان رسالت است، اگر اسارت جلو نمی‎آمد این امتیازات، و نفسیات مقدسه کجا آشکار می‎شد. بلاغات النساء را بخوانید و ببینید چگونه زینب در آن مجلس بر آسمان مجد و عظمت نشسته و یزید را در پست‎ترین سیاه‎چال‎های سقوط می‎بیند و سرزنش می‎فرماید.
بخوانید و ببینید چگونه زینب(س)، پیشگویی می‎کند و از آینده خبر می‎دهد و به یزید اعلام می‎کند که کوشش تو برای محو آثار وحی محمدی و رسالت اسلام به هدر می‎رود و این وحی و این نام و این افتخارات جاودان باقی می‎ماند.
کدام بانوی عالمه و فصیحه و بلیغه می‎تواند در حال جمع‌بودن حواس در یک فرصت کافی اینگونه سخنرانی را پیش‌نویس کند.
این دختر علی و خواهر حسین بود که بیانات آتشین و شورانگیز و پرحقیقت، انحطاط جامعه اسلامی را در آن زمان در خطبه‎ای که در شهر کوفه خواند آشکار ساخت.
خطبه امام زین العابدین(ع)، در جامع دمشق هم تأثیرش عمیق‎تر و حساس‎تر شد.
این عکس العمل اسارت بود که یزید ناچار می‎شود به امام اذن بدهد، در مسجد دمشق، حقایقی را که تا آن موقع که شصت سال از هجرت گذشته بود در آنجا به گوش کسی نرسیده بود بیان کند و در آن محیطی که بسا کسان بودند که از خویشاوندی علی(ع) با رسول‎خدا(ص)، هم آگاه نبودند فضایل و مناقب آن حضرت را به مردم برساند.
این‎ها و فوائد دیگر فلسفه این قیام و این اسارت است، اسیر شدن خانواده رسالت هدف قیام نبود ولی این آثار و این نتایج همه در اهداف قیام درج و پیش‎بینی شده بود.
امام می‎دانست که اهل بیتش چه برنامه‎ای را اجرا می‎کنند و یقیناً اگر در مکه یا مدینه می‎ماندند به اسیری نمی‎افتادند. امام این را هم می‎دانست که دست طغیان و خلاف حمیّت و غیرت به سوی آنها دراز نخواهد شد، و خدا حافظ و نگهبان آنها است، همان‌طور که با کمال اطمینان خاطر به آنها در وداع آخر وعده داد فرمود:
»
اِلبَسُوا اِزرَکُم، وَ اسْتَّعُدوا لِلبَلاء وَ اَعلَمُوا اِنَّ اللهَ حامیکُم وَ حافِظُکُم، وَ سَیِنجِیکُم مِنْ شَرّ الاَعداء، وَ یَجْعَلُ عاقِبَةَ اَمْرِکُم اِلی خَیر، وَ یُعذّبُ اِعادیکُم بِانواع العَذابِ، وَ یُعوّضِکُم عَن هذهِ البَلیَّةِ بِانواعِ النِعمِ وَ الکَرامَةِ فَلاتَشکُوا وَ لاتَقُولُوا بِالسَنَتِکُم ما یَنقُصُ مِن قَدرِکُم».(5)
سَلامُ اللهِ عَلَیکَ وَ عَلی اَهلِ بَیتِکَ یا اباعَبدالله یا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَافوزُ فَوزاً عظیماً.


پی نوشت ها

1-رجوع شود به کامل الزیارات ص 259 تا 266.
2-تاریخ الاسلام ذهبى ج 2 ص 343، کامل ابن اثیر ص 276 ج 3، تاریخ طبرى ج 7 ص 280.
3- ابوالشهداء ص 142 و 143.
 4- ص 20 تا 25، این کتاب در قرن سوم هجرى تألیف شده و از قدیم‎ترین کتاب‎هایى است که خطبه حضرت زهرا، علیها السلام، و خطبه حضرت زینب و ام‎کلثوم، علیها السلام، را روایت کرده است.

5- مقتل الحسین و حدیث کربلا ص 128 این کتاب نیز از ص 125 پیرامون همراه شدن عائله با امام بحث سودمندى دارد.

منبع:قدس

211008



گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
  • پربازدیدها
  • تازه ها