حجتالاسلاممؤمنی مطرح کرد:
حامد شاکرنژاد:
ولایت کلمه ای است که بسیار شنیده ایم و در اهمیت آن همین بس که اتمام دین با ولایت است و ناامیدی کفار از سلطه بر مسلمین تنها پس از ابلاغ آن تحقق مییابد و تک تک اعمال تنها و تنها پس از قبول ولایت ائمه است که مورد قبول واقع میشود.
ولی آیا تنها با گفتن و ادعا کردن پذیرش ولایت محقق میگردد و این همه آثار بر آن بار می شود؟
برای رسیدن به جواب باید مروری داشت بر معنا و مفهوم ولایت و چگونگی حضور آن در وجود انسان و جامعه.
شؤون اصلی انسان را میتوان سه چیز دانست: 1. شناخت 2. عواطف و میلها 3. کنشها که حاصل جمع و برایند دو مورد قبلی یعنی بینش و گرایش است.
هرگاه ماده «ولی» در مورد دو انسان بکار رود به آن معنی است که آنها تا بدان حد به یکدیگر نزدیک شدهاند که در امور سه گانه فوق یکی گشتهاند یعنی شناختها و معرفتهای ایشان شبیه هم است، عواطف و احساسات آنها به هم آمیخته شده و یکدیگر را دوست دارند و در نهآیت رفتارشان نیز مشابه هم است مفهوم حقیقی ولایت بیانگر چنین رابطه تنگاتنگ و هماهنگی است.
بنابراین کسی ولایت دارد که ولی را بشناسد؛ و فراتر از آن با فکر و عمل ولی آشنا باشد و با او همفکر شود و عملش را با عمل ولی هم جهت و هماهنگ کند و دنبال او راه بیفتد و خودش را از نظر فکری و عملی پیوسته با ولی بخواند.
ولایت سه بعد دارد: حفظ پیوندهای داخلی و قطع پیوند و وابستگی به قطبهای متضاد خارجی و حفظ ارتباط دائمی و عمیق با قلب پیکر اسلامی و قلب امت اسلامی یعنی امام و رهبر که دو مورد قبلی نیز بدون استمرار و تحقق سومی امکان پذیر نیست.
فلسفه نبوت تعلیم و تربیت انسانهاست. اما این تعلیم و تربیت نه تک تک صورت میگیرد و نه با بنای یک مکتب علمی و فلسفی. بلکه پیامبر کاری استوارتر و ریشهدارتر ارائه میکند و آن ساختن یک کارخانه انسانسازی به نام جامعه اسلامی است. جامعه اسلامی یعنی آن جامعه و تمدنی که در رأس آن جامعه خدا حکومت میکند؛ قوانین جامعه قوانین الهی است. عزل و نصبها بر حسب فرمان اوست. تشکیلات را دین خدا به وجود میآورد در این جامعه هر که بیاید به سوی انسانیت سوق داده میشود اگر هم انسان کامل نشود مجبور است به رفتار انسانها حرکت کند. برای این کار به یک جمع بهم پیوسته متحد نیاز است که از اعماق قلب به آن مؤمن بوده و با گامهایی استوار در پی تحقق آن باشند.
برای این که اینها در دیگر جریانها هضم نشوند و بتوانند رسالت خودشان را انجام دهند باید هر چه بیشتر با هم متحد باشند و از دیگران بگسلند جامعه اگر بخواهد همه نیروهایش در یک جهت به کار افتد و هیچ یک از نیروهایش هرز نرود و تمام نیروهایش به صورت یک قدرت در اید به یک قدرت متمرکز نیاز دارد. که البته شرایطی را هم باید داشته باشد. باید آگاه و بصیر باشد و از هیچ چیز در راه خدا نهراسد.
و این همه تأکید بر روی ولایت برای تحقق چنین هدفی است. چراکه تنها در سایه چنین حکومتی میتوان با تمام امکانات و انرژیها و نیروها و قدرتها و استعدادها کاملاً در اختیار خدا بود و مسلمان زیستن معنیای جز این ندارد که انسان با تمام وجودش، مالش، جانش و اندیشهاش همه در اختیار خدا باشد.
اما آن هنگام که ولایت طاغوت در جامعهای و بر انسانهایی حکمفرمایی میکند همه انرژیها و استعدادها در راه فساد و انحطاط بشر به کار گرفته میشود. البته در چنین شرایطی افرادی محدود در گوشه و کنار میتوانند با پذیرش ولایت و هماهنگی با امام امت از این همه انحطاط مصون بمانند اما بهره کامل انسانها از استعدادهایشان تنها در جامعهای با ولایت الهی امکان پذیر میشود. و شاید این دلیلی باشد بر این همه اصرار و تبلیغ و سختن گفتن از انتظار در ادیان مختلف.
باید توجه داشت که ولایت الهی و ولایت پیامبر اسلامˆ و ائمه اطهار دارای مراتب مختلفی است و برای رسیدن به بالاترین مراتب این ولایت به دو چیز نیاز است: 1. معرفت و شناخت و 2. اراده قوی و التزام عملی
به عبارت دیگر انسان برای درآمدن در زمره حزب الله و اهل ولایت نیازمند دو توفیق از ناحیه خداست یکی در کسب معرفت و شناخت و دیگری توفیق عمل به معرفت کسب شده.
یکی از امتحانهای دشوار الهی نیز در مقام عمل آنگاه ظاهر میشود که منافع و لذتهای زندگی دنیوی یک شخص با اعتقاداتش همخوانی و همسویی نداشته باشد. در چنین جایی زمینه برای امتحان از صداقت ادعا فراهم میاید که ایا منفعت و لذت خویش را مقدم میدارد و یا بدان چه به آن ایمان آورده ملتزم میشود.
البته تأثیر رعایت کردن و ولایتپذیری از امام امت جز پیروزی و غلبه بر شرک و کفر نیست که «مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ»
کدخبرنگاری:212111