عقیق: ارباب من حسین جان! حالا که چهل قدم مانده! تا عزادار شدنم، تا سینه چاکی ام، پس بگذار به استقبالت بیایم اربابم و ورودی شهر کرب و بلا سجده به قدمگاهت بزنم که اربابم حالا که داری برای بندگی خدا آماده میشوی این من نا چیز، این من کمترین می آیم و چله نشینی را آغاز میکنم تا بگویم هر روز روایتی از سرشت آسمانیت را:.
شیخ ابی القاسم بن قولویه به نقل از مسمع کردین گفت: (حضرت ابی عبدالله به من فرمود: ای مسمع تو از مردم عراق هستی به زیارت قبر حسین علیه السلام نمیروی؟ گفتم: نه، من مردی مشهورم از بصره و نزد ما کسانیند از هواداران این خلیفه و دشمنان ما در قبایل بسیارند از ناصبیان و غیر آنان و من ایمن نیستم که حال مرا به فرزندان سلیمان بگویند و به این جهت مرا آزار و ستم کنند. به من فرمودند:آیا یاد میکنی آنچه با او کردند؟ گفتم: بلی. آیا جزع میکنی؟ گفتم: ای والله چنان گریه گلوی مرا میگیرد که کسان من آثار آن را در من مشاهده می کنند و از طعام باز می ایستم و این اندوه در روی من ظاهر میشود.
فرمود: خدا رحمت کند اشک چشم تو را البته تو از آنها هستی که از اهل جزع بر شمرده میشوند و آنها که برای شادی ما شادمان و در غم واندوه ما اندوهگین هستند و هنگام ترس، میترسند و در ایمنی ما ایمنند البته تو وقت مردن پدران مرا نزد خود حاضر بینی ملک الموت را وصیت میکنند درباره تو و تو را مژده می دهند به چیزی که چشم تو به آن روشن شود پیش از مرگ و ملک الموت بر تو دلسوزتر و مهربانتر باشد از مادر مهربان نسبت به فرزند.
آنگاه بگریست و من با او بگریستم و فرمود: سپاس خدای را که برتری داد ما را بر دیگر آفریدگان به رحمت خود و ما اهل بیت را مخصوص داشت به رحمت.
ای مسمع به درستی که آسمان و زمین گریه می کنند از زمانی که امیرالمومنین علیه السلام کشته شد برای دلسوزی بر ما، و فرشتگانی که بر ما گریستند بیشترند و از زمان کشته شدن ما اشک فرشتگان نایستاده است و هیچ کس بر ما و آنچه بر سر ما آمده و نگرید از روی دلسوزی مگر خداوند بر او رحمت کند پیش از آنکه اشک از چشم او بیرون آید و هرگاه اشکهای او بر گونه هایش روان شود اگر قطره ای از آن جهنم افتد حرارت آن را بنشاند چنانکه گرمی در دوزخ نماند.
و کسی که دلش برای ما به درد آید شادمان گردد روزی که ما را ببینند هنگام مرگ چنان شادمانی که پیوسته در دل او بماند تا کنار حوض بر ما وارد شود و حوض شادمان می شود هرگاه دوست ما کنار آن آید حتی آنکه از انواع خوراک به قدری او را بچشاند که دیگر نخواهد از کنار حوض دور شود.
منبع: در کربلا چه گذشت
مولف: شیخ عباس قمی
کدخبرنگار:211001
محمد غلوم مداح بحرینی در گفت و گو با عقیق:
عباس موزون در گفتگو با عقیق:
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: