پایگاه اطلاع رسانی هیات‌ها و محافل مذهبی
۱۷:۰۹

۱۴۰۵/۰۸/۱۷
یادداشت|

نماد ۱۴۰۰ ساله شیعه کجاست؟

یادداشت
دبیر مجمع جهانی حضرت علی‌اصغر(ع) گفت: سه روز پیش از شهادت حضرت صدیقه کبری(س)، پرچم قیام قائم به زینب کبری(س) سپرده شد؛ امانتی تاریخی در قالب «پیراهن عتیق» که در کربلا گواه مظلومیت سیدالشهدا(ع) شد و در عصر ظهور، بیرق خون‌خواهی منتقم آل‌محمد(عج) خواهد بود.
کد خبر : ۱۳۸۱۴۲

عقیق: داود منافی پور دبیر مجمع جهانی حضرت علی اصغر علیه السلام به مناسبت ایام فاطمیه و سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها یادداشتی را برای عقیق ارسال کرد.

متن یادداشت بدین شرح است: 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

عالَم وجود سراسر آیه و نشانه‌ی حق تعالی است؛ آیات و نشانه‌ها از ابتدا، حرف اوّل را می‌زدند و همیشه نقش مُعرّف، مُقَوّم و مُهیّج را ایفا کرده‌اند.
 بهترین نماد و نشانه آن است که در یک «آن»، ذهنِ مخاطب را به مفهوم مورد نظر خود جلب کند.

از ابتدای خلقت تاکنون، تاریخ بشریّت،صحنه‌ی نبرد مستمرّ میان سپاه عقل (هدایت الهی) و سپاه جهل (شیطان) بوده است.
خداوند پیامبران خود را با بیّنات و آیات، یعنی (نمادهای توحیدی)، فرستاد تا انسان را از چنگال جهل رهایی بخشند.

 شیطان نیز پس از استکبار و رانده‌شدن از درگاه الهی، بیکار ننشست و با بهره‌گیری از همین آیات و نمادهای توحیدی، به بدل‌سازی روی آورد و مَکر خود را در جهت اغوای انسان به‌کار بُرد؛ پس جنگ نمادها قبل از جنگ لشگرها آغاز شد.
الهه‌سازی از خورشید و ماه و ستارگان و خداسازی برای این آیات، مانند خدای آب و خدای آتش و غیره از این قبیل است.

از جمله سرقت‌های بزرگ آیات الهی و نمادهای آن، به اشتباه انداختن مسیحیّت با شهیدسازی از عیسای نبی علیه‌السّلام و صلیب‌سازی در جهت ساخت تصویری از مظلومیّت و خون، به منظور ایجاد ژست قدرت، برای پیروان ایشان به عنوان «نماد» می‌باشد.
درحالی‌که قرآن کریم به تصریح می‌فرماید: مسیح نه کشته شد و نه به صلیب کشیده شد.

شیطان با بدل‌سازی دقیق از مصائب کربلا و بهره‌گیری از نیروی مظلومیّت آن، به سمت ساخت مظلومیّتی دروغین و پایه‌ریزی عزاداری برای مسیحیت رفت؛ و تأسیس عزاداری او برای مسیحیان، همچون گریه‌ی فرزندان یعقوب بر پیراهن خودساخته‌ی یوسف، و گریه‌ی مکر بنی‌امیّه بر پیراهن دروغین عثمان، از این قبیل بود (وَالَّذی خَبُثَ لا يَخرُجُ إلّا نَکِداً).

و دیگر اینکه از آن نماد، بهره‌ی دیگری هم برد؛ سنگ بنای شرک و تثلیث را گذاشت تا با پرچم اَحدیّت به جنگ بایستد.
دزدی از مصائب واقعه‌ی کربلا برای تهییج عواطف انسانی، سبب شد صلیب به‌عنوان اثرگذارترین تصویرِ زخمیِ مظلوم، به قلّه‌ی شهرت جهانی برسد.

آری، ادراک‌سازی فقط با تصویر و سیما می‌تواند حرف اوّل و آخر را بزند. هر مکتبی با هر سر و صدا و هیاهویی، بدون سیمای حقیقی نمی‌تواند به قلّه‌ی اهداف خود دست پیدا کند. چرا که «چَشم، شاهراه تثبیت در قلب است.»

از سوی دیگر، شیطان در روز عاشورا درصدد ایجاد یک جریان پایدار و تثبیت پیروزی خود، به سمت نمادسازی رفت ؛ چرا که می‌دانست ثبت نمادی برای اهدافش، در آینده می‌تواند ماندگار و جریان‌ساز و نیرویی برای ادامه‌ی راهش باشد. پس، از فعل بنی‌امیّه و تاختن اسبان بنوسراج، بر بدن مبارک حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام در روز عاشورا، و ارسال نعل‌های خونین ،به شهرها و کشورهای آن زمان نماد سازی کرد و نعل را به‌عنوان نماد یوم البرکة و خوش‌اقبالی، معرفی نمود و بدعتی این‌گونه را پایه‌گذاری کرد که امروز ردّپای آن در جوامع یهودی و مسیحی و حتّی اسلامی، کمی تا قسمتی قابل رؤیت است.

حال که به ضرورت داشتن نماد برای هر مکتب واقف شدیم، این پرسش جدّی برای عالم تشیّع مطرح است که امروز شیعه بعد از ۱۴ قرن، چه چیز را به‌عنوان نماد در دست دارد؟
چرا ما صاحب نمادی الهی با بُعد عاطفی و جهت‌گیری عقلانی، فراگیر و پرهیبت، جاذب احساسات و قلمرو‌ساز نیستیم؟
واقعاً نماد شیعه چیست؟

نمادی که نه تنها خودساخته‌ی انسان و رأی او نباشد، بلکه دارای سند و پشتیبانی الهیّاتی باشد و با تکیه بر وحی، دارای خصوصیات احیاگری، مقوّی آرمان و دارای نیروی طغیان عظیم و تهییج احساسات برای برانگیختگی و ظلم‌ستیزی و سپس انتقام باشد.

حال به برخی از اقوال پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم اشاره می‌کنیم که بارها سفارش به عترت معظّم خود فرمودند و آنان را علّت خلقت و دلیل رحمت الهی دانستند؛ اما در بین این عظمای عرش، حسین علیه‌السّلام را مهجه ی قلب خود و رگ حیات خود نامیدند.
آری:«حُسَینٌ مِنّی وَ أَنَا مِن حُسَین»

"حسین از من است"؛ ترسیم شجره‌ی طیّبه‌ی توحیدی و مُهر اصالت نبوی بر پیشانی حسینی.
اما «من از حسینم» را باید با دیده‌ی «وَما یَنطِقُ عَنِ الهَوی» نگریست و بافریاد گفت: «إِنْ هُوَ إِلّا وَحْیٌ یُوحی».
و اینجاست که تحیّر بال می‌گشاید و ما را به اسرار حسینی رهنمون می‌شود؛
اسراری که حیات پیامبر، حیات قرآن، حیات توحید، حیات امامت و حیات نبوّتِ همه‌ی انبیاء عظام است و حیات پیامبر از حیات حسین است.«وَبُهِتَ الَّذی کَفَر»

و همچنین قول دیگر نبوی که خبر از نوشتاری بر عرش می‌دهد که:  «اِنَّ الحُسَین مِصباحُ الهُدی و سَفینةُ النِّجاة».

و حقیقت دیگر ،در فرمایش حضرت صادق آل محمد علیهم السلام، با اتمام حجّت و پرده‌گشایی از گنج قدرت شیعه ـ یعنی کربلا ـ به اوج خود می‌رسد: و لیکوننَّ لِشيعَتِنا فيها (كربلا) حَياة لِظُهور و أِلی ظُهُور»

پس باید نماد و علامت و پرچم شیعه از این ذات احیاگر و این شأن عظیم و بی‌بدیل که به‌حق، در طول تاریخ در احیای شیعه بی‌رقیب بوده، اخذ شود.

در میان همه عناصر و نشانه‌های واقعه عاشورا، برخی از آن‌ها صرفاً یادآور حادثه‌اند؛ اما برخی دیگر، حامل مجموعه‌ای از معانی و حقایق آن واقعه‌اند. نماد مطلوب باید بتواند مظلومیّت، حقانیّت، شهادت، گواهی بر جنایت و استمرار مطالبه خون‌خواهی را در یک نشانه گرد آورد. از این منظر، باید در میان نشانه‌های عاشورا به دنبال آن نشانه‌ای بود که بیشترین ظرفیّت را برای بازنمایی این مجموعه از حقایق در خود داشته باشد.»

در این مرحله می‌توان گفت: اگر تاکنون، بنا بر حکمت و مصلحت الهی، و شاید به دلیل فقدان شرایط لازم برای قدرت‌یابی و نیز غفلت از این ظرفیت، نمادی جامع و تمام‌نما از کربلا استخراج نشده است، امروز، خداوند متعال با عنایت به شرایط و اقتدار کنونی جبهه شیعه، این ظرفیت را پیش روی ما نهاده و دستمان را از نمادی که می‌تواند بازنمای تمام حقیقت کربلا باشد، خالی نگذاشته است؛ گویی ما را به واپسین لحظات عاشورا فراخوانده تا از این حقیقت نهفته پرده برداریم.

حضرت ذبیح‌الله الأعظم، مصباح الهدی و سفینة‌النّجاة، نشانه و آیه‌ی عظمایی را در غروب عاشورا آشکار کرد و از امانتی که وارث آن از انبیای عظام بود، رونمایی نمود. براساس برخی از منابع تاریخی نقل شده است که این امانت چیزی نبود جز پیراهن عتیق که فرستاده‌ی خاصّ حضرت امّ‌ابیها فاطمةالزهرا، سلام‌الله‌علیها بود که سه روز پیش از شهادت خویش، آن را به حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها، به ودیعه سپرد تا آن را به کربلا ببرد.

آری، زن، حامل امانتی سِتُرگ و عتیق شد؛ عتيق نه به معنای کهنه، بلکه اصیل، کریم، شریف و گنج دیرینه‌ی توحید و قدیمی‌ترین خلقت که مبدأ وجودی آن از اعلی‌علیّین می‌باشد.
زینب کبری وارث نخ به نخِ این ودیعه‌ی الهی و مأمورِ بردن این پیراهن به کربلا شد؛ پیراهنی که موجب توبه‌ی آدم و نجات یونس و ردّ بَصر یعقوب و نجات ابراهیم خلیل از آتش نمرود بود... و کذلک سائِر الأنبیاء نجّاهُم مِنَ المِحَن بذلک القَمیص.

طلب کردن این پیراهن در ساعتی پیش از شهادت، تاختن اسب‌ها بر بدن مبارک و غارت آن و اصرار بر بازگرداندن پیراهن از جانب آل‌الله در شام، نشان از آن دارد که این پیراهن مظلومیّت، پرچم بصیرتی برای آیندگان جهان خواهد بود.

رَدّ نعل ستوران بر این پیراهن مظلومیّت، گواهیِ امضایی آشکار و فریاد علنی یزیدیان بر این است که ما تنها کُشنده‌ی فرزند رسول خدا هستیم و باید این عمل به نام ما ثبت و ضبط گردد.

و چنین شد که پس از مُهر کردن این پیراهن به ردّ پای اسبانشان، اراده‌ی الهی بر آن شد که این بیّنه نیز، چون خون شیرخوار کربلا، حضرت علیّ اصغر علیه‌السّلام، به همسایگی عرش الهی درآید؛ و می‌توان گفت این برهان قاطع، آغازی برای رمزگشایی از قدرت مظلومیّت و پرده‌برداری از پرچم  قائم آل‌محمد عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است؛ پیراهنی که در عاشورا گواه مظلومیّت شد، در قیام قائم، پرچم خون‌خواهی و انتقام خواهد بود و در محشر، به دست حضرت صدیقه کبری سلام‌الله‌علیها،
سند داد خواهى و تظلّم خواهد شد...»
وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ﴾

 


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
  • پربازدیدها
  • تازه ها