عقیق: آیات ۱۵۴ تا ۱۶۳ سوره بقره، مجموعهای از آموزههای مهم درباره حقیقت مرگ و زندگی، آزمونهای دشوار انسان، صبر در برابر مصیبتها، مناسک حج، مسئولیت عالمان در بیان حقیقت و سرانجام پنهانکردن آیات الهی را مطرح میکند.علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، میان این موضوعات پیوندی معنادار برقرار میکند؛ پیوندی که از ضرورت استقامت در مسیر حق آغاز میشود و با تأکید بر توحید و رحمت الهی به پایان میرسد.
شهدا نمردهاند، حقیقتی فراتر از درک انسان
آیه ۱۵۴ با یکی از صریحترین بیانهای قرآن درباره جایگاه شهید آغاز میشود «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ». خداوند به مؤمنان میفرماید کسانی را که در راه او کشته میشوند، مرده نخوانند زیرا آنان زندهاند، هرچند انسانها این حقیقت را با حواس ظاهری خود درک نمیکنند.از نگاه علامه طباطبایی، این آیه در ادامه سفارش به استعانت از صبر و نماز در آیه پیشین قرار دارد.
مؤمنان برای ایستادگی در مسیر حق به چنین باوری نیاز دارند که تلاش و فداکاری آنان بینتیجه نمیماند. اگر در میدان مبارزه پیروز شوند، به هدف خود رسیدهاند و اگر جانشان را از دست بدهند، به حیاتی برتر دست یافتهاند. بنابراین، شهادت در منطق قرآن به معنای نابودی و پایان زندگی نیست، بلکه انتقال به مرتبهای دیگر از حیات است.
ترس، گرسنگی و از دست دادن عزیزان، آزمون همیشگی انسان
آیه ۱۵۵ از آزمایشهای گوناگون الهی سخن میگوید «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الخَوفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَموَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ». ترس، گرسنگی، کاهش داراییها، از دست دادن جان انسانها و کمشدن محصولات و دستاوردهای زندگی، از جمله ابزارهایی هستند که انسان با آنها آزموده میشود.
زندگی دنیوی اساساً با تغییر، تزاحم و حوادث ناخواسته همراه است و هیچ انسانی از گرفتاری و مصیبت در امان نیست. با این حال، آزمایش مورد اشاره آیه، بهویژه ناظر به دشواریهایی است که جامعه مؤمنان در مسیر دفاع از حق و مبارزه با باطل با آنها روبهرو میشود.در این نگاه، سختیها صرفاً اتفاقاتی ناخوشایند نیستند، بلکه میتوانند زمینه رشد و رسیدن انسان به مراتب بالاتر ایمان باشند. از همین رو، آیه به جای وعده زندگی بدون رنج، از صابران سخن میگوید و پیامبر را مأمور بشارت دادن به آنان میکند.
رمز عبور از مصیبتها چیست؟
قرآن در آیه ۱۵۶، صابران را اینگونه معرفی میکند «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ». آنان کسانی هستند که هنگام مواجهه با مصیبت میگویند: ما از آن خداییم و به سوی او بازمیگردیم.این عبارت تنها یک جمله برای تسکین بازماندگان یا واکنشی زبانی در برابر مرگ و فقدان نیست بلکه بیانگر یک جهانبینی عمیق است. انسان صابر میداند که مالک حقیقی جان و مال او خداوند است و آنچه در اختیار دارد، امانتی از سوی پروردگار محسوب میشود. بنابراین، از دست دادن دارایی یا عزیزان، هرچند دردناک است، به معنای از دست رفتن مالکیت حقیقی چیزی نیست که انسان مستقلاً صاحب آن باشد.
در آیه ۱۵۷ نیز پاداش چنین افرادی بیان شده است «أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ». خداوند بر آنان درود و رحمت میفرستد و آنها را هدایتیافتگان واقعی معرفی میکند. به این ترتیب، صبر در برابر مصیبت به معنای تسلیم منفعلانه نیست، بلکه حاصل شناخت درست انسان از خداوند، جهان و سرانجام زندگی است.
صفا و مروه، نشانههایی که نباید از یاد بروند
پس از بیان مسئله صبر و پاداش صابران، آیه ۱۵۸ به یکی از مناسک مهم حج میپردازد «إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ». صفا و مروه از نشانههای الهی هستند و کسانی که حج یا عمره بهجا میآورند، باید میان این دو مکان سعی کنند.علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، صفا و مروه را از شعائر و نشانههای عبادت خداوند میداند و معتقد است تعبیر آیه در مقام تشریع حکم سعی میان این دو مکان است، نه صرفاً بیان یک عمل مستحب. همچنین عبارت «فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ» یادآور میشود که خداوند از اعمال نیک بندگان آگاه است و پاداش آنها را ارج مینهد.در واقع، این آیه بر اهمیت حفظ مناسک الهی تأکید دارد مناسکی که باید به عنوان نشانههای بندگی و اطاعت از خداوند زنده بمانند.
عالمانی که حقیقت را پنهان میکنند عاملان گمراهی مردمند
یکی از مهمترین محورهای این صفحه، آیه ۱۵۹ و هشدار صریح خداوند درباره کتمان حقیقت است «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ».
خداوند کسانی را که نشانههای روشن و هدایت نازلشده را پس از آشکار شدن برای مردم پنهان میکنند، مورد لعنت قرار میدهد؛ لعنتی که تنها به خداوند محدود نیست و همه لعنتکنندگان را نیز دربرمیگیرد.علامه طباطبایی در المیزان، این آیات را بهویژه ناظر به رفتار عالمان اهل کتاب میداند که حقایق دینی را پنهان میکردند یا با تفسیرهای انحرافی، معنای واقعی آنها را تغییر میدادند. او بهطور مشخص به رفتار عالمان یهود اشاره میکند که بشارتهای تورات درباره ظهور پیامبر اسلام را کتمان یا بهگونهای تأویل میکردند که دلالت آن بر پیامبر خاتم از میان برود.
نکته مهم در تفسیر علامه این است که کتمان حقیقت فقط به معنای مخفی کردن یک متن یا آیه نیست بلکه تحریف معنا، منحرف کردن دلالت آیات و ارائه تفسیرهای نادرست برای دور کردن مردم از حقیقت نیز مصداق کتمان محسوب میشود.علامه حتی اختلافات و انحرافات دینی را تا حد زیادی نتیجه رفتار عالمانی میداند که به جای بیان حقیقت، دانش خود را پنهان کرده یا آن را به شکلی نادرست در اختیار مردم قرار دادهاند. به اعتقاد او، اگر این خیانت علمی اتفاق نمیافتاد، بسیاری از اختلافات و گمراهیهای دینی شکل نمیگرفت.
توبه کافی نیست حقیقت پنهانشده باید آشکار شود
آیه ۱۶۰ بلافاصله پس از بیان مجازات کتمانکنندگان، راه بازگشت را نیز نشان میدهد «إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ».
در این آیه سه شرط برای پذیرفته شدن توبه مطرح شده است: توبه، اصلاح و بیان حقیقت.از نگاه علامه طباطبایی، کسی که حقیقتی را از مردم پنهان کرده، نمیتواند صرفاً با پشیمانی درونی ادعا کند که توبه کرده است. او باید آنچه را پنهان کرده آشکار سازد و انحرافی را که در میان مردم ایجاد کرده اصلاح کند. به بیان دیگر، جبران کتمان حقیقت مستلزم آشکار کردن همان حقیقت است.این نکته نشان میدهد که در منطق قرآن، مسئولیت افرادی که دانش و آگاهی دینی دارند، بسیار سنگین است و آنها نمیتوانند با توبه زبانی از پیامدهای گمراه کردن دیگران رهایی یابند.
سرانجام کسانی که با کفر و عناد از دنیا میروند
آیات ۱۶۱ و ۱۶۲ بار دیگر به سرنوشت کسانی میپردازد که بر انکار و مخالفت آگاهانه با حقیقت پافشاری میکنند «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ».خداوند میفرماید کسانی که کفر ورزیدند و در همان حال از دنیا رفتند، گرفتار لعنت خدا، فرشتگان و همه مردم خواهند شد و عذاب آنان نه تخفیف مییابد و نه به آنها مهلتی داده میشود.علامه طباطبایی تأکید میکند که مقصود از این گروه، کسانی هستند که با وجود شناخت حقیقت، از روی عناد و لجاجت آن را انکار میکنند. بنابراین، صرف ناآگاهی یا نرسیدن پیام حق به انسان، لزوماً مصداق چنین انکاری نیست. تأکید آیات بر کسانی است که آگاهانه در برابر حقیقت ایستادگی میکنند و تا پایان عمر بر این موضع باقی میمانند.
پایان این مجموعه آیات با تأکید بر یگانگی خداوند
آخرین آیه این صفحه، با یک اصل بنیادین اعتقادی به پایان میرسد «وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ».خداوند اعلام میکند که معبود حقیقی انسانها تنها اوست و هیچ معبودی جز او وجود ندارد، خدایی که رحمان و رحیم است.علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، بر انحصار الوهیت در ذات خداوند تأکید میکند. از نظر او، این عبارت تنها به معنای وجود یک خدا در میان چند خدا نیست، بلکه هرگونه شریک و معبود مستقل در کنار خداوند را نفی میکند.قرار گرفتن این آیه در پایان مجموعهای که از شهادت و صبر آغاز شده و به مسئولیت عالمان در بیان حقیقت و مجازات کت
مانکنندگان رسیده، بار دیگر یادآور میشود که همه ابعاد زندگی انسان باید بر محور توحید و بندگی خداوند شکل بگیرد.
منبع:فارس