عقیق: حاج محسن عربخالقی شاعر و مداح اهل بیت (ع) در یادداشتی به سخنان اخیر حسن روحانی پاسخ داد.
در متن این یادداشت آمده است:
تاریخ ملک شخصی نیست!
آقای روحانی
سیره پیامبر و اهلبیت(ع) ملک شخصی هیچ جریان سیاسی نیست که هرکس به قدر نیاز خود، قطعهای از آن را جدا کرده و به نفع نظریات خود سند بزند.
تاریخ اهلبیت(ع) را باید همانگونه که بوده شناخت، نه آنگونه که امروز به کارمان میآید.
تحریف همیشه جعل یک جمله نیست؛
گاهی گفتن نیمی از حقیقت و سکوت درباره نیمهای است که نتیجه را تغییر میدهد.
وقتی تاریخ را گزینشی روایت کنیم، دیگر در حال تبیین سیره نیستیم، داریم از سیره برای اثبات نتیجهای که از قبل انتخاب کردهایم، استفاده میکنیم.
امام حسین(ع) و «مذاکره»
آقای روحانی
میگویید: «امام حسین(ع) شب عاشورا مذاکره کرد»
اما آیا هر گفتوگویی مذاکره است؟
امام حسین(ع) شب عاشورا با عمر سعد سخن گفت
اما او را نصیحت کرد، از عاقبت کارش برحذر داشت
و حجت را بر او تمام کرد.
امام بر سر حق و باطل مذاکره یا معامله نکرد؛
برای حفظ حکومت یا گرفتن امتیاز سیاسی پای میز مذاکره ننشست.
اگر گفتوگوی امام با دشمن را «مذاکره» بنامیم،
باید دقیق بگوییم مذاکره بر سر چه چیزی؟
یک واژه امروزی نباید آنقدر بر تاریخ سایه بیندازد
که معنای یک واقعه عوض شود.
(مذاکره شرافتمندانه با دشمن بسیار عاقلانه است)
نظر پیامبر یا وحی؟
میگویید: «پیامبر(ص) حرف میزد و اصحاب میپرسیدند این حرف خودت است یا از طرف خدا و حتی پیامبر اجازه نقد میداد؟»
از یک ماجرای خاص یک قاعده سیاسی نسازید
استثناء قاعده نمیشود
آنچه میگویید ماجرای نعمان بن حارث فهری پس از اعلام ولایت حضرت امیر در روز غدیر است
سنی و شیعه میگویند او درباره الهی بودن این امر سؤال کرد و گفت:
فَهَذَا شَیْءٌ مِنْکَ أَمْ مِنَ اللهِ؟
«این حرف از خودِ توست یا از جانب خدا؟»
با پاسخ پیامبر عذاب الهی را طلب کرد و همانجا به عذاب الهی گرفتار شد و آیات اول سوره معارج نازل شد
این ماجرا نه دلیلی است بر اینکه اصحاب هر سخن پیامبر را به رأی خود میگذاشتند، نه مجوزی برای ساختن این تصویر که پیامبر صرفا یک صاحبنظر در کنار سایر صاحبنظران بوده است.
یک واقعه تاریخی را نمیتوان از بستر خودش جدا کرد و به بلندگوی یک نظریه امروزی تبدیل کرد.
مشورت پیامبر با مردم؟
آقای روحانی
میگویید: «باید از مردم بپرسیم که بجنگیم یا نه؛
پیامبر هم با مردم مشورت میکرد.»
بله؛ پیامبر(ص) مشورت میکرد.
اما آیا هر مشورتی یعنی سپردن تشخیص به رأی عمومی؟
در امور اجرایی و نظامی، پیامبر از اصحاب متخصص نظر میخواست، چنانکه در بدر حباب بن منذر درباره محل استقرار سپاه نظر تخصصی داد و پیامبر آن پیشنهاد را پذیرفت و نمونههای زیادی در همین راستا در تاریخ هست
این یعنی مشورت با متخصصین در حوزه تدبیر و اجرا، نه اینکه حکم خدا و تشخیص نبوت و یا حتی نظر کارشناسان را به رأیگیری عمومی بگذاریم.
مشورت پیامبر را نباید به ابزاری برای اثبات «حاکمیت رأی مردم بر وحی» تبدیل کرد یا امور تخصصی را به رأی عموم مراجعه کرد.
مشکل دقیقا کجاست؟
سیره را مصادره نکنیم
مسئله این نیست که گفتوگو بد است؛
مسئله این نیست که مشورت بد است؛
مسئله این نیست که مردم در تصمیمات اجتماعی نقش ندارند.
مسئله این است که برای اثبات یک دیدگاه امروزین، از تاریخ پیامبر و اهلبیت(ع) شاهدی انتخاب کنیم که به کارمان میآید و بخشهایی را که نتیجه را تغییر میدهد کنار بگذاریم.
این شیوه، تبیین سیره نیست.
تحریف سیره است.
اهلبیت(ع) را باید از تاریخشان شناخت؛
نه تاریخ اهلبیت(ع) را با پیشفرضهای سیاسی و اجتماعی امروز بازنویسی کرد.
بیان ناقص سیره معصوم، سند مشروعیت نظریههای ما نیست
سیره معصوم حقیقتی است که نظریههای ما باید در برابر آن سنجیده شوند.
السلام علی من اتبع الهدی
محسن عرب خالقی
محمد غلوم مداح بحرینی در گفت و گو با عقیق:
عباس موزون در گفتگو با عقیق:
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: